پانزده پاسخ راهبردی ایران در صورت حمله نظامی

پانزده پاسخ راهبردی ایران در صورت حمله نظامی

پانزده پاسخ راهبردی ایران در صورت حمله نظامی

کفسابی کابینت سقف کناف اتوبار کفسابی

موزه خلیج فارس

ژئوپلتیک خلیج فارس

اسناد خلیج فارس

نقشه های خلیج فارس

برگزیده هفته

رویدادهای خلیج فارس

آمار سایت


بازدید روز

۱۴۸

بازدید دیروز

۲۱۹۱

بازدید ماه

۱۴۸

بازدید کل

۳۶۰۵۹۵۱

افراد آنلاین

۱۹۲

پانزده پاسخ راهبردی ایران در صورت حمله نظامی


نویسنده : روزبه پارساپور
با گسترش تهدیدات روزافزون جهان غرب بر علیه ایران این اندیشه در ذهن ها تداعی میگردد که آیا قدرتهای استعماری جهان باردیگر سناریوی تلخ را برای منطقه خاورمیانه و به ویژه ایران کهن طراحی کرده اند؟ آمریکایی ها به درستی میدانند که خود مسبب اصلی جنگهای خاورمیانه و کشتار مردمان افغانستان و عراق و پاکستان و هشت سال جنگ ایران و عراق هستند. بهانه دفاع از منافع ملی آمریکا و گسترش آزادی و حقوق بشر در افغانستان و عراق و پاکستان و ایران بیشتر شبیه به داستانی برای کودکان می باشد٬ با ظاهری زیبا ولی باطنی ژرف و ویرانگر.


به باورکارشناسانی که در عرصه منافع ملی کشورهای منطقه تحقیق میکنند نتیجه حضور نیروهای استعماری اروپا و به ویژه پرتغال٬ هلند٬ فرانسه٬ انگلستان و آمریکا طی پانصد سال گذشته در خاورمیانه و به ویژه در ایران و حوزه خلیج فارس چیزی جز دخالت در امور داخلی ملتها٬ استثمار آنها٬ اشغال جزیره هرمز٬ اشغال خوزستان٬ تسلط بر بازارهای اقتصادی منطقه٬ تحریک کشورهای حوزه خلیج فارس بر ضد یکدیگر٬ فروش تسلیحات نظامی غرب در خاورمیانه٬ غارت نفت و گاز٬ خروج و سرقت آثار باستانی کشورهای کهن منطقه٬ تجزیه بحرین از ایران٬ سقوط هواپیمایی مسافربری ایران در خلیج فارس٬ کمک تسلیحاتی به رژیم بعث عراق و... نبوده است.


با توجه به این پیشینه استعماری غرب در منطقه٬ استراتژی کلی آنان در برخورد با کشورهای جنوب غرب آسیا که مرکز انرژی و تمدن دنیا محسوب میشوند به روشنی قابل تشخیص می باشد. در حقیقت غرب و به ویژه انگلستان و آمریکا منافع ملی خود را در استثمار ملتهای خاورمیانه٬ عقب مانده نگاه داشتن این منطقه٬ گسترش تفکرات افراطی همچون طالبان و القاعده و وهابیت٬ گسترش درگیری و جنگ و عملیات تروریستی٬ اختلافات قومی و دینی و زبانی می دانند.حمایت از گروهکهای منحرف و دست نشانده پان عربیسم٬ پان ترکیسم٬ خلق الاهواز٬ جندالله٬ قوم گرایان پشتون٬ از این روی استراتژی اصلی آنان غارت انرژی (که رگ حیاط اروپا و آمریکا محسوب میشود)٬ فروش تسلیحات تاریخ مصرف گذشته و مانع شدن از پیشرفت کشورهای منطقه است. با توجه به همین سناریو هرزگاهی شاهد تغییرات بنیادین٬ انقلاب٬ جنگ٬ درگیری های قومی٬ کودتا٬ خلق فرقه های منحرف و عملیات تروریسی در خاورمیانه هستیم. نامه اوري بادي (لندن) به تاریخ سپتامبر 1957 یکی از این تفکرات استعماری بیگانگان در منطقه خلیج فارس است:


"...اغلب حكمرانان خليج فارس به شكل استبدادي و به شيوه قديم فئودالي حكومت ميكنند . آنان بي درنگ هريك از رعاياي خود را كه درخواست آزادي داشته باشند خرد و درهم مي شكنند. امروز خليج فارس براي انگلستان به منزله مهم ترين منطقه جهان است و مسئله بغرنجي را در برابر ما مطرح كرده است. انگلستان به تدريج با شيخ نشينها قراردادهايي بست و امور دفاعي و سياست خارجي آنها را برعهده گرفت و اندك اندك نفوذي در امور داخلي آنان برقرار نمود.اكنون اين قراردادها اساس موفقيت و منافع ملی انگلستان در خليج فارس را تشكيل ميدهند..."


دول ضعیف عربی حوزه خلیج فارس که پرورش دهنده ریشه استعمار در منطقه محسوب میشوند٬ امروزه به برکت فروش نفت و گاز ظاهر خود را همچون کشورهای اروپایی نموده و سرزمینشان را به پایگاهی دائمی برای اروپا و امریکا در خلیج فارس مبدل نموده اند٬ که البته این امر ریشه ای کهن در پیشینه ضعیف این دولتها دارد. برای نمونه در قرن نوزدهم دولتهاي خليج فارس قراردادهايي با بريتانيا منعقد ساختند و روابط خارجي خود را زير نظر انگلستان قرار دادند. طبق اين قراردادها شيوخ مزبور متعهد شدند كه بدون تصويب انگلستان خاك خود را به ديگران ندهند و امتيازي نيز به كشوري واگذار نكنند.طبق اين قراردادها محاكمه شهروندان انگليسي و افراد ملل خارجي نيز به دولت انگلستان محول شده است(روزنامه تايمز٬لندن10 اوت 1975–مقاله در خليج فارس چهار دولت و هفت شيخ نشين وجود دارد).


از سال 2006 به بعد که تهدید های نظامی بر علیه برنامه هسته ای ایران شدت گرفت موجی از نگرانی در دل ایرانیان نیز شکل گرفت. ملت ایران که تجربه سنگین هشت سال جنگ تحمیلی عراق (با حمایت اتحادیه عرب ٬ اروپا و امریکا) بر علیه ایران را با پوست و خون خود تجربه کرده اند و چند سالی با آرامش شاهد پیشرفت علمی و صنعتی و نظامی کشورشان بودند٬ این بار شاهد سخن گفتن از تجاوزی دیگر از نوع اجماع قدرتهای صنعتی جهان بر ضد کشورشان هستند. البته مسئولین دولتی ایران نیز پاسخ این تهدیدات را در سطح دیپلماتیک داده اند ولی آیا پاسخ عملی این حمله تنها به جنگ نظامی بین ایران و غرب محدود میشود؟ آیا تئورسین های غرب از موقعیت استراتژیک ایران و ژئواستراتژیک منطقه و همچنین نفوذ ایران در بین برخی کشورهای همسایه خود ناآگاه است؟آیا غرب ایران را کشوری همچون عراق یا افغانستان می پندارد؟


نگارنده با دقت در پیشینه تاریخی ایران٬ اوضاع جنگهای داخلی عراق-افغانستان-یمن-عربستان-پاکستان٬ نقش محوریت ایران در مذهب شیعیان جهان٬ پتانسیل های ملی در دفاع از سرزمین٬ تسلط سیاسی و جغرافیایی بر خلیج فارس و تنگه هرمز و توانایی های بالقوه ایران در ادامه نامحدود جنگهای نامنظم پیش بینی پاسخی شگفت آوری را از سوی ایران به هرگونه تجاوز به مرزهای آبی و خاکی کشورمان یادآور میشوم. به باور کارشناسان جغرافیای سیاسی٬ مـنـطـقـه خـليـج فارس، يك منطقه استراتژيك جهانی به شمار مى آيد، زيرا مركز تاءمين انرژى مورد نـيـاز كـشـورهـاى صـنـعـتـى جـهان و شاهراه اقتصادى و بازرگانى بين سه قارّه اروپا، آسيا و آفريقا مى باشد. همچنين اين منطقه مركز جهان اسلام با اکثریت شیعه، یکی از مناطق اصلی تمدن بشری و از موقعيت نظامى حسّاسى نيز بـرخـوردار اسـت. در صورت آغاز هرنوع جنگی بر ضد ایران حوزه درگیریهای نظامی ایران و غرب بسیار فراگیرتر از مرزهای جغرافیایی کنونی ایران خواهد بود. به شکل کلی مهم ترین پاسخ های فراگیر ایران به این تجاوز نظامی میتواند شامل این موارد گردد:


1- مسدود کردن مدت دار تنگه هرمز و توقف جریان 30تا40 درصد از نفت جهان


2- هدف قرار دادن میادین نفتی عربستان و کاهش صدور درازمدت انرژی به غرب


3- هدف قرار دادن ناوهای جنگی٬باری و نفت کش ها در خلیج فارس و آغاز جنگ سوم خلیج فارس


4- هدف قرار دادن کشورهای عربی (در صورت بازکردن مرزهای خود)


5- هدف قرار دادن اسرائیل (که به عنوان یکی از ایالتهای آمریکا در منطقه محسوب میشود)


6- هدف قرار دادن پایگاههای سربازان آمریکایی٬ انگلیسی در منطقه و آغاز برچیده شدن آنها


7- گسترش فراگیر عملیات انتحاری در کل خاورمیانه و نفوذ به اروپا


8- آغاز نبردهای درازمدت حزب الله لبنان با اسرائیل


9- آغاز نبردهای درازمدت فلسطین با اسرائیل


10- گسترش جنگ گروه الحوثی با سردمداران فاسد سعودی٬ مصر و اردن


11- آغاز شورش های آزادیخوانه شیعیان کویت٬ قطر٬ عمان٬ یمن٬ عراق


12- آغاز شورش های فراگیر شیعیان مبارز بحرینی توسط برخی گروهها همچون الوفاق الوطنی الاسلامی٬ العمل الاسلامی البحرین٬ الجبهه الاسلامیه لتحریر البحرین و عموم شیعیان حق طلب بحرین که تحت ستم هستند.


13- گشودن مرزهای تحمیلی ایران با افغانستان٬ عراق٬ ارمنستان٬ آذربایجان٬ کردستان عراق و بلوچستان پاکستان


14- گشودن بازار اسلحه ایران به همه کشورهایی که به نوعی با غرب در تضاد هستند


15- فرستادن نیروهای استشهادی ایران به قاره اروپا و آمریکا و آغاز عملیات های انتحاری در غرب


که البته مهم ترین این پاسخ ها فرستادن نیروهای گسترده استشهادی و ازجان گذشته به خاک اروپا و آمریکا است که میتواند موجب سقوط امنیت و اقتصاد این کشورها برای سالیان درازی گردد. همچنین احتمال عکس العملهای مختلف دیگری از سوی ایران پیش بینی میشود که در شرایط خاص خود و بسته به نوع درگیری نظامی توسط دکترین نظامی سپاه و ارتش و یا متخصصین دفاع ملی طراحی و اجرا میشود. بدون شک این اقدامات نه تنها امنیت منطقه خاورمیانه که شاهرگ انرژی جهان است را به مخاطره می اندازد بلکه امنیت بین المللی را برای مدتها متزلزل میکند و میتواند آغازگر جنگی بزرگ و فراگیر در سطح کشورهای مختلف جهان باشد که البته نه به صلاح ایران در حال توسعه است و نه به صلاح کشورهای عربی و اروپایی و آمریکایی خواهد بود.