کتيبه خارک با سند متقن تاريخي براي تأييد خليج فارس

کتيبه خارک با سند متقن تاريخي براي تأييد خليج فارس

کتيبه خارک با سند متقن تاريخي براي تأييد خليج فارس

کفسابی کوارتز سقف کناف اتوبار کفسابی کورین میکروپیگمنتیشن

موزه خلیج فارس

ژئوپلتیک خلیج فارس

اسناد خلیج فارس

نقشه های خلیج فارس

برگزیده هفته

آمار سایت


بازدید روز

۳۳۷۲

بازدید دیروز

۲۴۲۹

بازدید ماه

۲۵۲۹۱

بازدید کل

۳۳۲۶۸۷۵

افراد آنلاین

۳۰۳

دکتر علي اکبر سرفراز :

کتيبه خارک با سند متقن تاريخي براي تأييد خليج فارس


در حوالي امروز- تکتم بهاردوست: علي اکبر سرفراز، استاد پيشکسوت باستان شناسي و مرمتگر سرشناس ايراني است. از جمله

 

 


کارهاي استاد سرفراز مي توان به حفاري و کشف ستونهاي به جا مانده از دوران هخامنشي در شهر برازجان اشاره کرد. او نخستين فردي است که کشف کتيبه باستاني خارک را تأييد و اقدام به خوانش آن- به همراه دکتر بشاش- کرده است.


کتابهاي «تخت سليمان؛ راهنماي آثار باستاني جزيره خارک»، «سکه هاي ايران: از آغاز تا دوران زنديه»، «باستان شناسي و هنر دوران تاريخي: ماد، هخامنشي، اشکاني، ساساني»، «شهرهاي ايران» و «روش شناسي نقد کتابهاي تخصص باستان شناسي» از کتابها و مقالات سرفراز است.


حاصل تلاشهاي وي از سال 1344 تا کنون ثبت 430 اثر در فهرست ملي است. وي همچنين حدود 16 حفاري علمي را سرپرستي کرده و حدود 32 بررسي و گمانه زني را روي آثار باستاني انجام داده است.دکتر سرفراز در حال حاضر، مديريت گروه باستان شناسي سازمان«سمت» را بر عهده دارد.به همت فرهنگستان هنر و با حمايت دبيرخانه گنجينه هنرهاي از ياد رفته، هفته پيش، مرکز هنر پژوهي نقش جهان از 50 سال فعاليت علمي دکتر سرفراز تقدير کرد. در دومين سالگرد کشف کتيبه خارک، دکتر «علي اکبر سرفراز» ميهمان ويژه «در حوالي امروز» است.


آقاي دکتر سرفراز! 2 سال از کشف کتيبه خارک مي گذرد، لطفاً براي خوانندگان ما داستان اين کشف را شرح دهيد؟


دو سال پيش در همين روزها، به عنوان سرپرست کاوشهاي باستان شناسي برازجان فعاليت مي کردم. سازمان ميراث فرهنگي خبر داد يک ديوار و يک اسکلت در جريان يک پروژه عمراني، در خارک پيدا شده است. آنها از من خواستند براي شناسايي اين کتيبه به خارک بروم.


من بي درنگ خودم را به خارک رساندم در آنجا- يعني در همان منطقه اي که پيش از اين آثار باستاني ديگري نيز کشف شده بود و من در کتابم به آنها اشاره کرده ام و اکنون در حال جاده کشي در آن هستند- با گودالي پله مانند و اسکلتي پوسيده رو به رو شدم.


در آنجا در کنار يک بستر طبيعي، آثار وجود آب ديده مي شد و در کنار آن آثاري از خط ديده مي شد که به خط ميخي پارسي باستان نوشته شده بود. اين اثر آن هم در جزيره خارک، با توجه به شناختي که از اين جزيره داريم، از اهميت ويژه اي برخوردار بود.


طبق مطالعاتي که من از اين جزيره داشتم، اقوامي از دوره عيلامي، در هزاره اول، در اين منطقه رفت و آمد مي کردند، يعني در منطقه اي که آب آشاميدني نداشته است.


اين اقوام درآنجا کندو کاو مي کنند و مکاني را در نظر مي گيرند که در بستر سيلابها بوده است و در آنجا اقدام به حفر تاسيساتي براي دستيابي به آب داشته اند که در عمق هفت متري، به يک انشعاب آب شيرين برخورد مي کنند. اين اتفاق آن قدر قابل توجه بوده و آن قدر آن اقوام را تحت تاثير قرار مي دهد که کتيبه اي را به يادگار مي نويسند تا اين واقعه را در تاريخ ثبت کنند.


اين کتيبه کليشه اي نيست، روي بازاک يا سنگ مرمرنوشته نشده، قاب کرده نيست، اين کتيبه روي بستر سنگهاي مرجاني جزيره، آن هم به صورت کودکانه با خط ميخي فارسي باستان نوشته شده است.


شما يکي از دو باستان شناسي بوديد که موفق شدند اين کتيبه را بخوانند، قرائت شما از اين کتيبه چه بوده است؟


اين کتيبه بر سطح بالايي و رو به آسمان يک صخره، بدون تراش يا صيقل کاري و يا قاب بندي سطح حامل آن نويسانده شده است. هر چند نگارش کتيبه بر کف زمين عجيب به نظر مي رسد، اما اين تصميم گويا به دليل کمبود مفرط صخره هاي سنگي سخت در منطقه است. جزيره خارک از صخره هاي مرجاني تشکيل شده که تنها لايه اي نازک از سطح بالايي آن سختي مناسبي دارد و لايه هاي زيرين و برش عمودي آن، داراي ترکيبي از بقاياي مرجانها و ديگر جانداران دريايي با شن و ماسه است که امکان ايجاد سطحي هموار براي کتيبه نويسي روي آنها به دست نمي آيد.


کتيبه از شش سطر تشکيل شده که گويا دربردارنده شش واژه به خط و زبان فارسي باستان متداول در عصر هخامنشي بوده و هيچ يک از هشت کوته نوشت فارسي باستان در اين کتيبه به کار نرفته است. از آنجا که هر واژه در يک سطر مستقل نوشته شده، کاتب به استفاده از يک علامت کج ميخ به عنوان واژه جداکن متداول در اين خط نيازي نداشته و از آن بهره اي نبرده است. در پيرامون صخره، نشانهاي ميخي ديگر که گاه بسيار محو و ناخوانا هستند، ديده مي شود. من پس از بررسي هاي فراوان توانستم به قرائت زير برسم: «در اين سرزمين خشک و بي آب با حفر چاه ها و قنوات شادي آفريدم»اين کتيبه سند استقلال ايران است.


چرا کتيبه خارک سندي است برنام خليج فارس؟
پيدا کردن اين کتيبه خواست خدا بود تا کسي نتواند درباره اين خليج هميشه فارس، ادعاي جعلي داشته باشد.


ببينيد وقتي مي گوييم اين کتيبه به چه خطي است، وقتي مي گوييم به خط فارسي باستان است، مؤيد سيطره ايراني ها بر اين محدوده است. به گواه اسناد تاريخي، قوم پارس، نژاد هخامنشي دراين سرزمين، رحل اقامت گزيده اند. آنها از اواخر هزاره دوم در اينجا به قدرت رسيده اند وحکومت کرده اند. در اين تاريخ که کتيبه خارک به وجود مي آيد، اينها در پارس جنوبي حضور داشته اند و به جزيره خارک رفته اند. وقتي از پارس جنوبي صحبت مي کنيم، منطقه پارس جنوبي يعني جزاير ما و در رأس آنها، جزيره خارک که جزيره واسط بين شرق و غرب خليج فارس است.


اگر موافق باشيد به داستان دردناک مخدوش شدن اين کتيبه هم بپردازيم. چه طور شد اين کتيبه مخدوش شد؟


بسيار جاي تأسف است که اين اثر بسيار ارزشمند باستاني، خرداد سال پيش توسط يک گروه مغرض مخدوش شده است. همان موقع پژوهشکده باستان شناسي، از من دعوت کرده بودند که درباره خليج فارس در انگلستان صحبت کنم، محور صحبت من کشف همين سند تازه باستاني بود. وقتي شنيدم کتيبه مخدوش شده است، انگار آب سردي روي من ريختند.


گفتم هرگز من انگلستان نمي آيم وهيچ وقت در خصوص اين کتيبه صحبت نمي کنم. اگر آنها ازمن بپرسند خب اين کتيبه اي که مي گويي در چه حالي است؟ من چه پاسخي دارم که بدهم؟


دستشان بشکند آن بي خردهايي که ندانسته يا دانسته اين آثار مهم تاريخي را از بين مي برند.


به نظر شما کدام يک از نهادها در حفظ اين اثر کوتاهي کردند؟

همه ما کوتاهي کرده ايم. همه آحاد مردم و همه مسؤولان کوتاهي کرده ايم. مگر آثار باستاني مالک خصوصي دارد؟همه در مقابل اين آثار مسؤوليم. اينها هويت فرهنگي همه ماست.


امروز اين کتيبه در چه وضعي است ؟
نمي دانم اين را بايد از سازمان ميراث فرهنگي بوشهر بپرسيد، اما به هر حال آسيب هايي به آن وارد شده است.


آيا قدمت کتيبه به اثبات رسيده است؟
به گواهي اسناد دقيق و متقن، اين کتيبه 2 هزار و 400 سال قدمت دارد.