ایرانیان آنسوی خلیج فارس

ایرانیان آنسوی خلیج فارس عجمهای البحرین فارسی

ایرانیان آنسوی خلیج فارس عجمهای البحرین فارسی

کورین کوارتز میکروپیگمنتیشن

موزه خلیج فارس

ژئوپلتیک خلیج فارس

اسناد خلیج فارس

نقشه های خلیج فارس

برگزیده هفته

رویدادهای خلیج فارس

آمار سایت


بازدید روز

۴۰۸۰

بازدید دیروز

۱۸۱۲

بازدید ماه

۱۸۹۶۳

بازدید کل

۳۱۲۶۷۵۴

افراد آنلاین

۳۰۸

ایرانیان آنسوی خلیج فارس
نگارش: پرفسور پیروز مجتهدزاده

دانلود کامل پژوهش


ایرانیان درخلیج فارس
ایرانیان کرانه های جنوبی خلیج فارس به سه گروه تقسیم می شوند:ساکنان اصلی و بومی منطقه،مهاجران قرون میانه میلادی ومهاجران روزگاران اخیر.ازین سه گروه،گروه های اول ودوم تا حدود زیادی با دیگرساکنان منطقه درهم آمیخته ویکی شده اند،درحالی که بخش درخورتوجهی ازگروه سوم همچنان ایرانی شناخته می شوند.


ساکنان اصلی و بومی منطقه
گروه هایی که ساکنان اصلی بخش های گوناگون کرانه های جنوبی خلیج فارس را تشکیل می دهند،همچنان نشانه هایی از اصل ایرانی خود را حفظ کرده اند.غیر از میانرودان (عراق) که دوهزارسال ازبیست وپنج قرن(ازمیانه قرن ششم پیش ازمیلاد تا میانه قرن هیجدهم میلادی به جزدوقرن نخستین خلافت عباسی)گذشته را به ایران تعلق داشت(1)وبیشترمردمانش ازاصل ایرانی هستند،دومنطقه تمرکزمردمان ایرانی تبار دیگردرکرانه های باختری خلیج فارس وجود دارد،این دومنطقه عبارتند از:شبه جزیره مسندم،واقع درجنوب تنگه هرمز-عمان شمالی وسرزمین بحرین با تعاریف جغرافیایی باستانی اش که افزون برمجمع الجزایربحرین،بخش باختری شبه جزیره قطر واستان های حسا وقطیف عربستان سعودی را نیز دربرمی گرفت.منطقه اخیر،ازین پس،دراین اثر،((بحرین کرانه ای ودریایی))خوانده می شود.


انسانهای نخستین کرانه های جنوبی خلیج فارس
برخی تئوری ها اصل مردم خلیج فارس را به درهم آمیختن سه شاخه باستانی درکرانه های این دریا درهزاره دهم پیش از میلاد معرفی می نماید. این سه شاخه عبارت بودند از:دراویدیان(Dravidian) کرانه های مکران که درمیان بلوچ های فاتح ساکن شدند،سامی نژادان داخله شبه جزیره عربستان که حامی نژادان یا سیاهان بومی (Eur-Negrito) را در درون خود ترکیب کردند وایلامیان جنوب باختری ایران.(2)برخی منابع سخن از اسکان گروه های سومری وفنیقی وبابلی در آن دیار دارد.نقشه سیاسی خلیج فارس در قرون نزدیک تر به تاریخ میلادی،نقشه ای بود با طبیعتی ساده.سراسر منطقه کرانه ای جنوب خلیج فارس جناح جنوبی مشترک المنافع هخامنشی(559 – 330 پیش از میلاد) را تشکیل می داد.نشانه ای ازاستقراردرخورتوجهی ازاعراب مهاجر ازداخل عربستان به کرانه های خلیج فارس از دو یا سه قرن پیش از پیدایش اسلام آغاز شد(3).سرزمین های مسندم وعمان شمالی درعصرهخامنشی درمالکیت یک ایرانی تباربه نام دارا پسربهمن بود(4).


قلمرو ایران درآن سوی خلیج فارس
هخامنشیان ازموقعیت استراتژیک تنگه هرمز بهره فراوانی گرفتندو ناوگان دریایی خود را برای کشف راه های دریایی پیوند دهنده هند ومصربه ایران وخلیج فارس گسیل کردند.آنان سیستم کانال های آب رسانی زیرزمینی((قنات))را به چهارگوشه گیتی(چهارکشوری که بعدها فدراتیو ایران راتشکیل داد)معرفی کردند.سیستم قنات در دوران داریوش شاه هخامنشی (521- 482 پیش ازمیلاد )به عمان وکرانه های جنوبی خلیج فارس معرفی شد واکنون درآن دیار((فلج – افلاج))خوانده می شود.دکتر ویلکینسن(John Wilkinson) درتأیید این حقیقت می نویسد:


((سلیمان(حضرت سلیمان در روایات یهود واسلام)همان شخصیت افسانه ای پیامبر سلیمان(King Solomon) است که ارتباطش با ملکه (سبا)درفرهنگ های باخترزمین شهرت فراوان دارد.شاید چیزی که مورد آشنایی کمتر باشد،این حقیقت است که در ایران،سلیمان به گونه ای مبهم با وجود افسانه ای جمشید (جم)برابر شناخته می شود.به این ترتیب،جمشید-برابر با سلیمان-بود که پرسپولیس (تخت سلیمان=تخت جمشید)را بنا کرد،نه هخامنشیان.این مسأله در برخورد با تاریخ عمان اهمیت دارد،هنگامی بود که وی در راه سفر ازاستخر یعنی پرسپولیس-پایتخت هخامنشیان-به بیت المقدس-شهر واقعی سلیمان- بود)) (5).


آنچه ویلکینسن دراین بحث جالب،توجه نکرد،این حقیقت است که وجود افسانه ای جمشید جم،همان داریوش شاه هخامنشی است که بنای تخت جمشید رابه پایان برد.این که داریوش هخامنشی،به دلیل یکی بودن با جمشید افسانه ای وجمشید افسانه ای به دلیل یکی بودنبا سلیمان پیامبر،همان پیامبر سلیمان تورات(عهد قدیم) باشد،درخور توجه وشایسته پژوهش است.ولی دلایل تاریخی چندی وجود دارد که نگارنده را قانع می کند جمشید شاه پیشدادی افسانه ای همان داریوش ،خشایتای هخامنشی بود.گذشته از این حقیقت پذیرفته شده که پیشدادیان شاهنامه جز هخامنشیان تاریخ نبودند.شایان توجه است که اگرچه بنای پرسپولیس،((تخت جمشید))نام دارد وچنان که دکتر ویلکینسن اشاره می کند بنایش به جمشید جم نسبت داده می شود،آثارکشف شده باستانی ثابت می کند که ساختمان تخت جمشید ازسوی داریوش شاه هخامنشی به پایان رسید.دیگراینکه جمشید شاه افسانه ای را از آن جهت ((جمشید جم)) گفته اند که دارنده ((جامی جهان نما))بود.ازهمین پیشینه است که حتی امروزنیز گوی های بلورین طالع بینی درهمه فرهنگ های تأثیر گرفته از فرهنگ و تمدن ایرانی وجود دارد و((جام جهان نما))خوانده می شود،حال آن که آثار کشف شده باستانی برای ما تبیین می کند که داریوش شاه هخامنشی کسی بود که دستور داد نقشه ((جاده شاهنشاهی))احداث شده درهمان روزگاران را ازشوش به سارد وسرزمین های اطراف آن را روی صفحه ای برنزی نقش کردند.این صفحه برنزی درکاخ تخت جمشید بردیواری خودنمایی داشت.ازآنجا که صفحه ای سینی مانند یا کاسه مانند فلزی یا بلورین دررابطه ای ویژه درفارسی کهن وفارسی میانه ((جام))خوانده می شود،تردیدی نیست که این داریوش شاه بود که جامی داشت نشان دهنده جهان آبادان آن روزگاران.دیگراین که درافسانه های زرتشتی وشاهنامه ای آمده است که نخستین پادشاه ایرانی که دینی رسمی را پذیرفت،جمشید شاه بود،حال آنکه که تاریخ بیان می دارد که داریوش هخامنشی،نخستین پادشاه ایرانی بود که دین زرتشتی را رسما ً پذیرفت.دلایل تاریخ دیگری نیزدرخورتوجه این استدلال وجود دارد که بررسی همه آنها در گنجایش این اثرنیست.گفته های ویلکینسن،به هرحال،تردیدی باقی نمی گذارد که سیستم قنات درعمان،همانند دیگرنقاط جهان،ازسوی ایرانیان عصرهخامنشی معرفی شد ومسلم این که ایرانیان درآن دوران ساکنان بومی عمان ودیگرکرانه های جنوبی خلیج فارس بودند.


کتاب عمان 93 منتشر شده توسط دولت عمان معرفی سیستم قنات را به آنسرزمین به کورش هخامنشی نسبت می دهد واشارهع دارد:


((کورش بزرگ،بنیان کننده امپراتوری پارس،درقرن چهارم پیش از میلاد براین سرزمین چیره شد ودرنتیجه آن سیستم مشهورآبیاری زیرزمینی((فلج))معرفی گردید ودارایی منطقه فزونی گرفت)).(6)

ادامه در دانلود...