ایران-عراق و امنیت خلیج فارس

نقش ایران و عراق در تامین امنیت خلیج فارس

نقش ایران و عراق در تامین امنیت خلیج فارس

آجیل کوارتز سقف کناف کفسابی میکروپیگمنتیشن

موزه خلیج فارس

ژئوپلتیک خلیج فارس

اسناد خلیج فارس

نقشه های خلیج فارس

برگزیده هفته

آمار سایت


بازدید روز

۲۰۷۶

بازدید دیروز

۳۷۵۶

بازدید ماه

۲۲۱۵۱

بازدید کل

۳۲۲۶۸۵۱

افراد آنلاین

۳۱۵


نقش ایران و عراق در تامین امنیت خلیج فارس

ماهنامه امنیت و دفاعی خلیج فارس

دانلود کامل پژوهش


کلید واژه: امنیت، خلیج فارس، ژئوپلتیک، جمهوری اسلامی ایران، عراق

چکیده
دو کشور ایران و عراق با وجود وجوه مشترک تقویت کننده که ریشه در اشتراکات دینی و تاریخی دارد٬ از بزرگترین کشورهای حوزه خلیج فارس بشمار می آیند که بر اساس اکثریت قاطع شیعیان٬ بیشترین جمعیت منطقه خلیج فارس را شکل میدهند. به همین منظور بر اساس منافع مشترک و اخذ سیاست های راهبردی،امنیتی و سیاسی،اقتصادی میتوانند نقش اصلی را در حوزه خلیج فارس ایفا کنند. منطقه خلیج فارس به دلیل موقعیت ژئوپولیتیک، ژئو استراتژیک و ژئواکونومیک خاص خود در طول تاریخ همواره مورد توجه قدرت‌های استعماری فرامنطقه‌ای بوده است. همواره بیگانگان تلاش کردند که حضور نامشروع خود را در این حوزه مستحکم نمایند٬ تا با ایجاد تفرقه و اختلاف در میان کشورهای منطقه بتوانند به اهداف سیاسی و اقتصادی خود دست یابند. در خلیج فارس، نفت، امنیت دسته‌جمعی و مسابقه تسلیحاتی در زمره موضوعات استراتژیک محسوب می‌شوند. در دهه‌های اخیر و به خصوص پس از جنگ سرد و با گذشت زمان، مفاهیم امنیتی شاهد تغییرات چشم‌گیری شده‌اند. تحولات سریع سال‌های آغازین هزارة سوم که با حملات 11 سپتامبر شروع و تا اشغال عراق ادامه داشته است، بدون شک ترتیبات امنیتی منطقه را دچار تغییرات فراوانی کرده است. از این روی سقوط رژیم بعثی و روی‌کارآمدن دولت جدید شیعی عراق، باعث تحول بیشتر در معادلات حوزه استراتژیک خلیج فارس گردیده است. در این مقاله کوشش میشود تا نقش ایران و عراق جدید را با توجه به پیشینه کهن همکاری های طرفین و مشترکات فراوان، در شکل‌دهی معادلات امنیتی منطقه خلیج فارس مورد بررسی قرار دهیم.

درآمد
خلیج فارس یکی از مناطق راهبردی دنیا محسوب می شود. در قرون گذشته استعمار پرتغال با اشراف بر موقعیت استراتژیک خلیج فارس و تنگه هرمز، حضور خود را در این منطقه نفت خیز استحکام بخشید. در سال 1505 امپراطوری دریایی پرتغال ظاهر شد و موفق شدند که برای یکصد سال، سلطه خود را بر خلیج فارس تحمیل کند و امرای هرمز را خراجگزار خودشان قرار دهند. ولی در زمان شاه عباس (1603 میلادی) ایرانیان موفق می شوند، بر بحرین اعاده حاکمیت کنند و در سال 1612 منطقه امروزی امارات را از دست پرتغالیها خارج کنند و به مرور موجب اخراج آنان از منطقه گردند.آلبورک دریادار پرتغالی در این باب آورده است: هر دولتی که بر 3 تنگه باب المندب، هرمز و مالاکا تسلط داشته باشد بر جهان مسلط خواهد بود.(1) پس از خروج پرتغالیها، خلیج فارس به دلیل ضعف حکومتهای ایران و درگیریهای داخلی، شاهد حضور و تسلط هلند و سپس استعمار پیر انگلیس در آنجا و نیز تداوم سیاست های دیرینه و استعماری روس های تزاری برای دست یابی به آب های گرم خلیج فارس بوده است که همگی حاکی از اهمیت ویژه و راهبردی آن است.(2) یکی از دلایل اهمیت راهبردی خلیج فارس وجود تنگه ی هرمز است. «تنگه ی هرمز» گذرگاهی است هلالی شکل که خلیج فارس را به دریای عمان متصل می کند. این تنگه یکی از مهم ترین تنگه ها در بین یازده تنگه ی مهم دنیاست که برای ابرقدرتها اهمیت اقتصادی و راهبردی زیادی دارد.(3) اهمیت عرض کم تنگه ی هرمز از این جهت است که در طول سه کیلومتر مسافتی که عرض تنگه بین 21 تا 24 مایل دریایی متغیر است، بخشی از عرض آب های ساحلی در کشور ایران و عمان بر روی هم منطبق می شود و بنابراین، در فاصله ی بین آنها دریای آزاد وجود ندارد. همین امر حساسیت ویژه ای را در امر کشتیرانی بین المللی در تنگه ی هرمز ایجاد کرده و مسئولیت سنگین امنیتی را بر دوش این دو کشور و به ویژه ایران نهاده است . به همین دلیل دو کشور ایران و عمان از اهمیت راهبردی و جغرافیایی سیاسی ویژه ای برخوردارند. دیوید نیوسام، معاون وزیر امور خارجه(وقت) آمریکا، در سال 1980 در یک سخنرانی در دانشگاه «جرج تاون» درباره اهمیت این منطقه چنین گفت: اگر جهان دایره مسطحی باشد و کسی بخواهد مرکز آن را بیابد، به یقین می توان گفت که مرکز آن خلیج فارس است... امروزه جایی در جهان به اهمیت این منطقه وجود ندارد که تمامی توجهات را به یک نقطه و با علایقی یک دست، همسان کند. درحال حاضر، برای ادامه ی سلامت اقتصادی و ثبات جهان، جایی به اهمیت این مرکز وجود ندارد.(4)

خلیج فارس با مساحتی حدود 29500 مایل مربع قریب 63 درصد از کل ذخایر نفتی شناخته شده در جهان را در خود جای داده است. در حال حاضر، به رغم اینکه جهان فقط برای حدود 41 درصد از مصارف نفتی خود، به خلیج فارس متکی است، ولی این وضعیت در حال تحول بوده و همان گونه که وزارت انرژی ایالات متحده ی آمریکا اعلام کرده است، جهان به زودی برای تأمین 65 درصد نیازهای نفتی خود به خلیج فارس وابسته خواهد شد. این منطقه غیر از نفت، قریب 30 درصد از ذخایر گاز جهان را نیز در خود جای داده که پس از روسیه، دومین منطقه از لحاظ میزان ذخایر گاز در جهان است. این موقعیت استراتژیک بارها و بارها از زبان سیاستمداران دنیا به روشنی بیان شده است. هنری کیسینجر سیاستمدار آمریکایی معتقد است: کشورهای پیشرفته صنعتی به عرضه نفت خلیج فارس وابسته اند و رادیکالیزه شدن منطقه پیامدهایی را در بر خواهد داشت.(5) از سوی دیگر ویلیام راجرز وزیر امور خارجه وقت آمریکا در گزارش خود به تاریخ 26 مارس 1971 اعلام کرد: شبه جزیره عربستان، عراق و ایران بیش از 65% ذخایر شناخته شده نفت جهان را در اختیار دارند. استفاده از این ذخایر نفتی در اوضاع مناسب سیاسی و اقتصادی، برای کشورهای متحد ما در آتلانتیک و سایر کشورهای اروپای غربی و ژاپن دارای کمال اهمیت است.(6)


نقطه اوج اعتراف به جایگاه برتر جهانی خلیج فارس، سخنان آیزنهاور رئیس جمهور وقت آمریکا در دهه 50 میلادی می باشد که با اشاره مستقیم به وابستگی شدید اروپا و آمریکا به انرژی خلیج فارس با سخنانی روشن بیان کرد که سقوط خلیج فارس به معنای سقوط اروپا و آمریکا می باشد: «نفت خلیج فارس برای اروپا پیوسته اهمیت بیشتری پیدا کرده است. اقتصاد اروپا در صورت قطع نفت، متلاشی خواهد شد و در نتیجه آن، آمریکا نیز در وضع بسیار دشواری قرار خواهد گرفت.» از این روی تسلط بر خلیج فارس به معنای تسلط بر قلب دنیا می باشد. همین موقعیت استراتژیک موجب گردیده است چشم طمع بسیاری از کشورهای بزرگ دنیا به خلیج فارس، مهد تمدن ایرانیان معطوف گردد. خلیج فارس با منابع طبیعی و معدنی فراوان خود، دیگر تنها به خاطر ایفای نقش ارتباط دهندگی یک بزرگراه تجاری میان شرق و غرب جهان اهمیت ندارد، بلکه در حال حاضر، یکی از دو سر انتهایی در معادلات اقتصادی جهان به شمار می آید. وضعیتی به این مهمی و موقعیتی راهبردی به حساسیت خلیج فارس، برای توازن اقتصادی جهان در آینده، ایجاب می کند تا امنیت این شاهراه مهم از زوایای گوناگون با تاکید بر همکاری کشورهای مشترک المنافع داخلی حوزه خلیج فارس و خروج کشورهای بیگانه مورد بررسی قرار گیرد. خلیج فارس همچنین منطقه ای است که شریان حیات غرب، یعنی نفت از آن عبور می کند. بیش از 25% عرضه ی نفت جهان از این منطقه می گذرد. از این رو، این منطقه برای نظام سرمایه داری و در رأس آن آمریکا، حایز اهمیت حیاتی است.

تاریخچه روابط ایران و عراق
روابط دو کشور ایران و عراق بسیار کهن و ریشه دار است. مستندات تاریخی حکایت از آن دارند که ریشه همکاری های تجاری و سیاسی این دو منطقه به دوران باستان باز میگردد. گرچه کشوری به نام عراق امروزی در سال 1932 میلادی بنا به خواست استعمار بریتانیا بنا نهاده شد و پیشینه استقلال چندانی ندارد ولی منطقه میانرودان (بین النهرین) و شهرهایی همچون بابل(Babylon) یکی از پایه های تمدن بشری محسوب میشود و ریشه ای بس کهن دارد. تمدن میانرودان(بین النهرین) به دلیل قرارگرفتن در میان دو رود بزرگ دجله و فرات به این نام شهرت گرفته است و وجود دو رودخانه پر آب ، آنرا مهد مهمترین تمدنهای رودخانه ای ساخت. همچنین موقعیت ارتباطی بسیار مناسب آن، موجب تماس با سرزمین های دیگر و در نتیجه پیشرفت و انتشار تمدن آن گردید. شمال عراق در دوران باستان بخش اصلی امپراتوری آشور را تشکیل می‌داد. آشور بانیپال در سال ۶۳۳ ق.م در گذشت. شاه ایرانی ماد، در حمایت از بابل (واقع در88 کیلومتری جنوب بغداد) به آشور اعلان جنگ داد. هوخشتره پادشاه ماد در سال ۶۱۴ ق.م از کوه‌های زاگروس گذشت و ضمن تسخیر آبادی‌های آشوری سر راه، شهر اشور پایتخت دولت آشوریان را در محاصره گرفت. پس از سقوط شهر آشور، نبوپلسر پادشاه بابل به دیدار هوخشتره ماد آمد و در آنجا پیمان دوستی مادها و بابل تجدید شد. در سال ۶۱۳ ق.م شاه آشور در نینوا بود و این شهر نیز در سال ۶۱۲ ق.م تسخیر شد. نبوپلسر رهبر بابلی‌ها به همکاری با ایرانیان روی اورد. پس از انقراض دولت مادها٬ کوروش هخامنشی همه اقوام ایرانی (پارت٬پارس٬ماد) را متحد و بابل را با صلح گشود(539 ق.م) .مردمان این منطقه را از ظلم شاهان آن رهایی بخشید و این منطقه را بخشی از امپراتوری جهانی خود نمود. پس از هخامنشیان نیز دولت پارت (250 ق.م ـ 226 ق.م) و ساسانی نیز به دلیل موقعیت استراتژیک بین النهرین پایخت های خود را در بغداد مستحکم نمودند. سالهای بسیاری بابل و بین النهرین از مهم ترین مراکز تجاری و سیاسی جهان محسوب میشد و حسن همجواری و اشتراک مساعی مردمان این دو منطقه موجب گردید ریشه های ایرانی در خون مردمان عراق امروزی نهادینه گردد. با ظهور اسلام و سقوط حکومتهای ایرانی در منطقه، این روابط تاریخی نه تنها قطع نگردید بلکه با روی آوردن مردم عراق به تشیع، بخش گسترده ای از ایرانیان که دارای پیوستگی های تاریخی با مردم عراق بودند نیز به صفوف عراقیان درآمده و خود را در کنار آیین های دینی شیعیان قرار دادند. گرایش به تشیع درمیان ایرانیان یکسره در قرنهای متمادی ادامه داشت به طوری که در دوره ایلخانیان شمار زیادی از مردم ایران به خصوص بخشهای مرکزی شیعه بودند. دولت مقتدر صفوی پس از دولتهای علویان در شمال ایران، سربداران و مرعشیان، نخستین دولت مستقل و بانفوذ شیعی در ایران محسوب میشوند که مانع از تجاوزات سنی های عثمانی به مرزهای ایران شد. با گذشت زمان روح ایرانی با مذهب شیعه تلفیق و روحیه ظلم ستیزی در نزد ایرانیان بیش از پیش قوت گرفت. ایرانیان با سیاست استقلال طلبانه، دخالت بیگانگان در کشورشان را تاب و تحمل نمی آوردند ولی متاسفانه عراق بارها مورد یورش قرار گرفت و حکومتهای غیر بومی برآن حکفرما شد. حمله ترکان مغول به بغداد و قتل عام بی سابقه مردم عراق در تاریخ 4 صفر 656 هجری صورت گرفت و خلیفه مستعصم بدون قید و شرط تسلیم مغولان شد. متجاوزین مغول، مردم را در بیش از یک هفته بدون استثنا از دم تیغ گذراندند. گروه زیادی از اهالی اطراف که پیش از محاصره به بغداد هجوم آورده بودند در این سرنوشت غم انگیز سهیم و کشته شدند. مورخین شمار کشته شدگان را هشتصدهزار تا دومیلیون تن تخمین زده اند، و این تخمین با گذشت روزگار افزایش می یابد.(7)

ادامه در دانلود...