جهانى شدن و امنيت ملى

جهانى شدن و امنيت ملى

جهانى شدن و امنيت ملى

آجیل کوارتز سقف کناف کفسابی میکروپیگمنتیشن

موزه خلیج فارس

ژئوپلتیک خلیج فارس

اسناد خلیج فارس

نقشه های خلیج فارس

برگزیده هفته

آمار سایت


بازدید روز

۱۷۵۵

بازدید دیروز

۳۲۲۱

بازدید ماه

۱۵۳۶۳

بازدید کل

۳۲۲۰۰۶۳

افراد آنلاین

۵۳۸

جهانى شدن و امنيت ملى

 محمد ستوده

در حال حاضر از طريق فرآيند جهانى شدن، بهتر مى توان، تحولات و تغييرات ملى، منطقه اى و بين المللى را توصيف و تحليل نمود. فرآيندى كه كما بيش تمام قلمروهاى سياسى، فرهنگى، اقتصادى، امنيتى را در سطوح مختلف در بر گرفته و همه كشورهاى كوچك و بزرگ از پيامدهاى آن متإثر هستند. (1) اين فرآيند نه تنها زمينه ساز همانند شدن جهانى؛ بلكه از عوامل تشديد كننده هويت هاى قومى و ملى نيز محسوب مى شود. از سوى ديگر، پيامدهاى متعارض جهانى شدن، باعث چالش هاى اساسى در فرهنگ، اقتصاد، سياست و امنيت ملى كشورها گرديده و فرصت هاى نوينى را نيز براى بازشناسى ارزش ها، هويت ها، مرزها و امنيت ملى فراهم نموده است. در عصرى كه انفجار اطلاعات، كامپيوتر و اينترنت و جهانى شدن از مختصات آن است، مطالعه امنيت ملى بدون لحاظ فرآيندها و وضعيت هاى موجود، امكان پذير نيست. آنچه قابل بررسى است، صرفا به تإثير فرآيند جهانى شدن بر امنيت ملى مربوط نمى شود؛ بلكه نگرش به امنيت ملى در متن و قلمرو جهانى شدن است؛ قلمروى كه همه يا برخى از ابعاد پديده ها، از جمله امنيت ملى را در بر گرفته و امكان جايگزينى مفاهيم جهانى مانند: اقتصاد جهانى، فرهنگ جهانى و امنيت جهانى را به جاى اقتصاد ملى، فرهنگ و امنيت ملى هر چه بيش تر فراهم ساخته است.


اگر از حيطه مفهوم سنتى امنيت ملى كه ناظر بر فقدان خطر و آسودگى از حملات نظامى دشمن است، خارج شده و به مفهوم جديد امنيت ملى ملتزم شويم، آن گاه گستره پيوند عميق امنيت در ابعاد اقتصادى، فرهنگى، سياسى، دفاعى و... با جهان خارج به روشنى محقق مى شود. هر چند در مفهوم نوين امنيت ملى، تعاريف متعددى ارائه شده است؛ اما همچنان امنيت ملى قبل از همه، مقوله اى ذهنى و ارزشى باقى مانده است. والترليپمن (2) و تراگر (3) امنيت ملى را حفظ ارزش هاى حياتى جامعه ذكر كرده اند. در اين صورت، جهانى شدن ارزش ها و رسوخ آن در مرزهاى ملى و قرار گرفتن آن در فرآيند جامعه پذيرى، مى تواند در قالب تعارض يا همگنى با امنيت ملى ظاهر شود. مطالعه چگونگى اين تلاقى و تإثير يك جانبه يا تإثير متقابل نابرابر جهانى شدن و امنيت ملى، هدف مقاله حاضر است. براى اين منظور ضمن بيان مفهوم جهانى شدن، از دو مفهوم جامعه پذيرى و آسيب پذيرى جهت فهم چگونگى رابطه جهانى شدن و امنيت ملى بهره مى گيريم. در اين حالت، جامعه پذيرى، ناظر برفرآيندهاى پذيرش و انتقال ارزش هاى حياتى و آسيب پذيرى، به محدوديت ها و موانع حفظ ارزش هاى حياتى و امنيت ملى مربوط مى شود.

مفهوم جهانى شدن (4)
درباره مفهوم جهانى شدن، اتفاق نظر وجود ندارد. گاهى جهانى شدن، به كوچك شدن جهان و زمانى به رفتارها و ارزش هاى مشابه جهان شمول اطلاق مى شود. از ديدگاه روزنا، (جهانى شدن، فرآيندى است كه در وراى مرزهاى ملى گسترش يافته و افراد، گروه ها، نهادها و سازمان ها را به انجام رفتارهاى يكسان، يا شركت در فرآيندها، سازمان ها يا نظام هاى فراگير و منسجم وامى دارد. (5) در تعريفى ديگر،


(جهانى شدن، عبارت از گسترش روابط و پيوندهاى گوناگون بين دولت ها و جوامعى كه نظام نوين جهانى را شكل مى دهند، [ مى باشد]. فرآيندهايى كه بنابر آنها، رخدادها، تصميم ها و فعاليت ها در يك بخش از جهان مى تواند پيامدهاى مهمى براى افراد و جوامع بخش كاملا مجزايى از جهان در برداشته باشد) (6)


از طرفى، بين جهانى شدن و يكپارچگى جهانى (7) تفاوت وجود دارد.
(يكپارچگى جهانى، به وضعيت و شرايطى اطلاق مى شود كه در آن، تمامى شش ميليارد نفر مردم جهان، با محيط و نقش خود به عنوان شهروندان و مصرف كنندگان يا توليد كنندگان (جهانى)، ارزش هاى مشتركى را دارا بوده و نفع خود را در اقدام جمعى براى حل مشكلات مشترك خويش جست و جو مى نمايند.) (8)
بر اساس تعاريف فوق، جهانى شدن، زمينه ساز يكپارچگى جهانى مى باشد.

 

1 ـ جامعه پذيرى (9)

الف: مفهوم جامعه پذيرى
(جامعه پذيرى به مراحلى گفته مى شود كه شخص در آن مراحل، خصوصيات مناسب مورد نيازش را براى عضويت در جامعه به دست مىآورد كه مهم ترين خصوصيات، شناخت از خود به عنوان يك موجود استوار اجتماعى است كه به وسيله هنجارها، نقش ها و روابط با ديگران، هدايت مى شود.) (10)
در تعريفى ديگر، جامعه پذيرى، فرآيندى است كه به وسيله آن، فرد راه ها، افكار، معتقدات، ارزش ها، الگوها و معيارهاى فرهنگى خاص خود را ياد مى گيرد و آنها را جزء شخصيت خويش مى نمايد. (11)
جامعه پذيرى در تمام زمينه ها انجام مى گيرد. آن بخش از جامعه پذيرى كه به طرز تلقى و روابط سياسى فرد با جامعه و نظام سياسى مربوط مى شود، جامعه پذيرى سياسى ناميده مى شود.
(جامعه پذيرى سياسى، فرآيند مستمر يادگيرى است كه به موجب آن، افراد ضمن آشنا شدن با نظام سياسى از طريق كسب اطلاعات و تجربيات، به وظايف، حقوق و ارزش هاى خويش خصوصا وظايف سياسى در جامه پى مى برند. در اين فرآيند، ارزش ها، ايستارها، نهادها و اعتقادات و آداب و رسوم از جمله مسائل سياسى، از نسلى به نسل ديگر انتقال مى يابد). (12) در اين فرآيند، فرهنگ سياسى جامعه شكل گرفته، حفظ شده و انتقال مى يابد.
اگر مهم ترين كار ويژه هاى جامعه پذيرى را الگوسازى، انتقال فرهنگ و ارزش ها و ايجاد ثبات و امنيت ملى بدانيم، فرآيند جامعه پذيرى تحت تإثير دو دسته از ارزش ها قرار مى گيرد، ارزش هايى كه از سطح جهانى شدن و ارزش هايى كه از سطح ملى و محلى شدن سرچشمه مى گيرد.

ب: جهانى شدن و ارزش ها
رسانه ها را مى توان مهم ترين ابزار جهانى شدن ارزش ها دانست رسانه ها از يك جهت منعكس كننده ارزش ها و هنجارهاى جامعه بوده و از طرفى، در ايجاد ارزش ها و هنجارهاى نوين و ترويج ارزش هاى يكسان يا مشابه، نقش موثرى ايفا مى نمايند.
رسانه هاى جمعى كه شرام از آن به عنوان دروازه بانان عقايد نام مى برد (13)، با قدرت بسيار گسترده اى كه در اختيار دارند، مى توانند نوع خاصى از ارزش ها را در فرآيند جامعه پذيرى به ذهن انسان ها القا نمايند. ميزان موفقيت رسانه ها در جهانى كردن ارزش ها، به نوع وسيله ارتباطى مربوط مى شود. شايد بتوان نظام هاى ارتباطى را به دو طريق، موجد گرايش هاى ارزشى دانست:


(گروهى از ارزش ها به ساختار نظام ارتباطى متعلقند و لاجرم در كار ويژه هاى اجتماعى و محتواى پيام آن، منعكس مى شوند. اين گونه ارزش ها را در پاسخ به سوالاتى از اين قبيل مى توان يافت؛ آيا نظام يكسويه است يا دو سويه؟ آيا امكان باز خورد و ارتباط چند جانبه را فراهم مى كند؟ تا چه اندازه از كشش ها و فشارهاى سياسى و اقتصادى مصون است؟ تا چه حد جواب گوى علايق و عقايد متفاوت جامعه است؟ دومين گروه از ارزش ها به جريان پيام در داخل نظام ارتباطى مربوط مى شود؛ يعنى معيار و هنجارى كه انتخاب و تنظيم پيام ها، بر اساس آن استوار است) (14)


شايد بتوان فرآيند جريان يك سويه اطلاعات را زمينه مناسبى براى جهانى شدن فرهنگ، ارزش ها، سياست، اقتصاد و امنيت دانست. در اين فرآيند، بسيارى از زمينه هاى مربوط به خبر، خبررسانى، معيارهاى انتخاب خبر، حق تخصيص موج به صورت يكسويه و برخلاف جريان آزاد و متوازن انجام مى گيرد. اين جريان را مى توان به عنوان يكى از بسترهاى جامعه پذيرى و موثر بر امنيت ملى نيز ذكر كرد. كازينو در اين زمينه مى گويد:


(سيلاب اطلاعاتى كه به وسيله رسانه هاى همگانى جارى مى شود، به تدريج تمامى جامعه را در خود غرق مى كند و افراد هم كه خواهى نخواهى در اين جو اطلاعاتى تنفس مى كنند، از اين اطلاعات تغذيه مى كنند و به تدريج در جريان امور قرار مى گيرند و اين اطلاعات را براى سايرين باز گو مى نمايند. حتى اگر فقط بعضى از آنها را هم باور كنند، باز مجبور مى شوند با مسائل سياسى روز درگير شوند، تمام اين عوامل هر چند نامحسوس و مبهم، بر رفتار ما اثر مى گذارد؛ ولى اثر آنها آن قدر آرام و بطئى است كه نمى توان القاى فكر به صورت خشن آن تلقى كرد. براى مثال، اگر اعمال و رفتار و گفته هاى خود را تحت نظر بگيريم، مشاهده خواهيم كرد كه اگر تماشاگر تلويزيون نبوديم، اين عقايد را نداشتيم، لذا از برخى عقايد دست برداشته ايم. در بسيارى از موارد، اين عقيده ما نيست كه رفتار ما را تعيين مى كند؛ بلكه رفتار ماست كه عقيده اى را در ما به وجود مىآورد.) (15)


مهم ترين تإثير رسانه ها در شكل دهى به ارزش ها و تصاوير ذهنى كودكان ظاهر مى شود. بر اساس نظريه يادگيرى (16)، ذهن انسان همانند لوح سفيدى است كه در ارتباط با محيط ساخته مى شود. در دوران كودكى و نوجوانى، رسانه ها از طريق (نقش هاى تفريحى، خبرى، آموزشى و همگن سازى خود) (17)، كودك را در فرآيند جامعه پذيرى ارزش هاى واحد قرار مى دهند. اين ارزش ها غالبا حاوى پيام هاى غير بومى و زمينه ساز جهانى شدن ارزش ها مى باشند.


(كارشناسان اذعان دارند كه كارتون ها و نقاشى هاى متحرك از جذاب ترين برنامه ها هستند و شخصيت كودك را مى سازند، كمپانى هاى غربى از طريق همين كارتون ها، فرهنگ غرب را منتقل مى كنند و به دليل رابطه عاطفى قهرمانان با كودكان، تإثير تربيتى عميقى دارند.) (18)

ج: محلى شدن و ارزش ها (19)
محلى شدن در مقابل جهانى شدن قرار دارد. در حالى كه در جهانى شدن، محدوديت براى گسترش ارزش هاى مشابه كم رنگ مى شود؛ در محلى شدن، بر رفتارهاى افراد، گروه ها و نهادها بر حسب ارزش هاى مربوط، به قلمرو محدود تاكيد مى گردد. (20) در محلى شدن، مرزها، هويت قومى و بومى تقويت شده و ارزش هايى كه از اين سطح ناشى مى شود، به فرهنگ، اعتقادات و باورهاى بومى معطوف مى گردد. در اين سطح، مهم ترين كارگزار جامعه پذيرى و حفظ و انتقال فرهنگ از يك نسل به نسل ديگر و هدايت ارزش ها، خانواده است. خانواده به لحاظ نوع رابطه عاطفى خود، مهم ترين نقش را در جامعه پذيرى فرد ايفا مى نمايد؛ اما اثر گذارى خانواده در همه وضعيت ها يكسان نيست؛ بلكه به نوع ساختار، نوع رابطه و نقش خانواده در جامعه بر مى گردد. در يك طبقه بندى، خانواده را به (خانواده باز و بسته، خانواده بهنجار و نابهنجار، خانواده متعهد و نامتعهد تقسيم نموده اند) (21) و انواع روابط درون خانواده را در چهار دسته، دمكراتيك، استبدادى، پذيرنده و طرد كننده ذكر كرده اند) (22) با وجود اين، جايگاه و نقش خانواده در جامعه پذيرى از اهميت فزاينده اى برخوردار است. در جوامعى كه نهاد خانواده پايدار بوده و داراى استحكام لازم باشد، نقش كارگزارى خانواده افزايش مى يابد و جامعه كم تر تحت تإثير ناامنى و ناهنجارىهاى اجتماعى قرار مى گيرد؛ اما در جوامعى كه نهاد خانواده بنيانى ندارد، جامعه بيش تر تحت تإثير كارگزارىهاى ثانويه به ويژه رسانه هاى گروهى و فرآيند جهانى شدن قرار خواهد داشت.

د: تحول، جامعه پذيرى و امنيت ملى
بر اساس مطالب فوق، دو دسته از ارزش ها همواره در فرآيند جامعه پذيرى قرار مى گيرند. نخست، ارزش هاى بومى كه گرايش به تغيير و تحول در آنها كم تر بوده و تحول آنها بطئى است. دوم، ارزش هاى بر آمده از محيط جهانى شدن كه گرايش به ايجاد تحول و تغيير گسترده و شديد در آنها وجود دارد. در حالى كه ارزش هاى نوع اول، تحت شرايطى نه تنها باعث حفظ ارزش ها، ثبات و امنيت ملى مى گردند؛ ارزش هاى نوع دوم غالبا تهديدى براى روند بهنجار جامعه پذيرى، ثبات و ارزش هاى حياتى جامعه شمرده مى شوند؛ براساس نظر ماندل:


(چنانچه تغيير تدريجى، تكاملى و از داخل ناشى شود و به طور مستقيم متوجه بقا يا راه و روش بنيادى زندگى نباشد، غير تهديدآميز و مشروع است. بر عكس، موقعى كه تغيير، گسترده، سريع، شديد و ناشى از خارج بوده يا به طور مستقيم متوجه بقا و موجوديت يا روش زندگى باشد، به احتمال بيش ترى تهديدآميز و غير مشروع (و در نتيجه موجب هراس ناامنى) به نظر مى رسد.) (23)


به بيان ديگر، اگر كار ويژه هاى جامعه پذيرى را حفظ و انتقال فرهنگ و ارزش هاى بنيادين جامعه به فرد و نسل هاى آينده و همچنين تإمين ثبات سياسى و امنيت جامعه بدانيم، (24) ارزش هاى بر آمده از محيط جهانى شدن مى تواند آنها را مختل سازد. اختلال در نظم و ثبات سياسى، ناشى از عدم هماهنگى بين الگوى جامعه پذيرى سياسى و نيازهاى نظام سياسى است، هر نظام سياسى در راستاى حفظ اهداف و منافع خود، به هدايت فرآيند جامعه پذيرى مى پردازد. با ورود ارزش هاى غير بومى و تغييرات ناشى از جهانى شدن، فرآيند جامعه پذيرى در راستاى نيازهاى نظام سياسى انجام نشده و احتمال ظهور زمينه هاى تعارض و بحران هاى سياسى را افزايش مى دهد. اين امر ناشى از حفظ وضعيت و ارزش هاى سنتى قديمى يا اتخاذ ارزش هاى جديد مى باشد. (25)

2 ـ آسيب پذيرى
آسيب پذيرى نمايان گر تهديدها، موانع و محدوديت هاى حفظ و گسترش ارزش هاى حياتى است. تهديد به ارزش ها مى تواند از محيط داخل يا خارج نشإت گيرد. آنچه در اين نوشته مورد نظر است، آسيب پذيرى ارزش ها در تعامل با جهانى شدن مى باشد. گر چه به نظر مى رسد در برخى زمينه ها فرآيند جهانى شدن مى تواند حامل پيام همگرايى، وفاق و امكانات مطلوب براى تقويت امنيت ملى و تشديد مرزهاى هويتى باشد؛ فرآيند جهانى شدن غالبا در قلمروهاى فرهنگى، سياسى، اقتصادى و امنيتى موجد اين موانع و محدوديت ها محسوب شده است. اين پيامدها در زمينه هاى فرهنگى، اجتماعى و ارزشى هر چند همانند تراز منفى تجارت خارجى كشورها، قابل رويت نبوده يا كمتر مشاهده مى شود؛ اما آسيب فراوانى به امنيت و ارزش هاى حياتى كشورها وارد مى سازد.


به گونه اى كه (با ورود وسايل ارتباط جمعى به جامعه، خرده فرهنگ ها و فرهنگ هاى خاص و مجزا، ناپديد شده و تمامى ساكنان يك جامعه به نوعى تشابه مى پذيرند و در سبك زندگى، علايق و خواسته ها، از الگوى مشابهى كه وسايل ارتباط جمعى به آنان مى دهند، برخوردار مى شوند، كازينو اين روند را توده اى شدن تمامى مردم در يك محدوده جغرافيايى يا مرزهاى ملى مى داند) (26).


جهانى شدن در بعد اقتصاد نيز باعث جنگ سرد اقتصادى ميان كشورهاى صنعتى و افزايش فاصله ميان شمال و جنوب گرديده است. ماندل در اين زمينه مى گويد: (هر چه يكنواختى و نفوذ متقابل اقتصادى افزايش يابد، آن دسته از كشورها و مناطقى كه قادر يا مايل به ادغام در نظام اقتصادى جهان نيستند، بيش تر منزوى شده و به حاشيه رانده مى شوند و شكاف بين غنى و فقير به نفع كسانى كه داراى بيش ترين ثروت هاى مورد نياز جهان هستند، افزايش مى يابد.) (27)


به طور كلى مى توان آسيب پذيرى كشورها را در فرآيند جهانى شدن، حداقل در دو مورد مرزهاى ملى و كاهش توان دولت ها نام برد.

الف: مرزهاى ملى
در عصر حاضر مرزهاى ملى به دليل گسترش ارتباطات و شبكه هاى بسيار گسترده اطلاع رسانى، مفهوم واقعى خود را از دست داده است؛ زيرا (... عقايد، فن آورى، مرام، كالاها و خدمات، بيش از هر زمان ديگرى آزادانه در حال عبور از مرزها هستند. حفظ راه و روش زندگى خاص ملى يا نظام حكومتى متمايز به طور فزاينده مشكل تر مى شود... و يكسان سازى ارزش ها، ايدئولوژىها و سليقه ها در سطح جهانى در حال افزايش است.) (28)


در دنياى كنونى، جهان از طريق شبكه اينترنت به شدت متداخل شده و فواصل دور، بسيار نزديك و در جوار يكديگر قرار گرفته است. اين شبكه جهانى، فرصت ها و امكانات زيادى براى دولت ها و ملت ها فراهم ساخته است؛ اما نگرانى هاى فزاينده اى نيز در حفظ ارزش هاى حياتى و امنيت ملى به وجود آورده است. در يك بررسى، مهم ترين تإثيرات منفى اينترنت در زمينه توزيع موارد ضد اخلاقى، تبليغات نژاد پرستى، تبليغات ضد مذهبى، تشديد جريان يكسويه اطلاعات و يكسان سازى فرهنگى ذكر شده است. (29)


اثرات مخرب شبكه اينترنت، نه تنها كشورهاى جهان سوم؛ بلكه كشورهاى صنعتى را نيز دچار نگرانى كرده است. براى نمونه ژاك شيراك در سال 1996 اظهار داشت: (تسلط زبان انگليسى بر اينترنت، باعث شده است تا فرهنگ و زبان فرانسه و ديگر فرهنگ ها و زبان هاى مهم جهان در خطر نابودى قرار گيرند.) (30)

ب ـ كاهش توان دولت ها
در حال حاضر مفهوم حاكميت به معناى استقلال عمل در خارج و داشتن اقتدار فائقه در داخل، حالت معنادار خود را از دست داده است. سرعت ارتباطات و جهانى شدن باعث افزايش فشارهاى داخلى بر دولت ها شده و آنها را در انجام وظايف خود از جمله تإمين امنيت ملى ناتوان ساخته است. مارسل مرل از (فروپاشى فضا) و نفوذپذيرى شديد مرزها ياد مى كند و جان هرتز معتقد است دولت نقش حمايتى خود را تا حد زيادى از دست داده و فرد، ديگر در قلمرو خود احساس امنيت نمى كند. (31) اثر اين تحولات و فرآيندها مى تواند (اضمحلال مشروعيت سياسى، افزايش ابهام درباره مناسب ترين ساختارهاى اقتدار جهت مديريت مسائل امنيتى، فرهنگى و سياسى مشترك و نيز سلطه هرج و مرج (آنارشى) باشد). (32) در حقيقت آنچه در حال وقوع است، صرفا (... نابودى دولت ملى و يا حتى كم رنگ شدن آن نيست؛ بلكه ساير نيروها مشغول غصب بسيارى از نقش هاى سنتى حكومت هستند). (33)


در اين شرايط، انتخاب راه و استراتژى ملى به آسانى براى دولت ها محقق نمى شود؛ زيرا دولت ها در عمل بين جهان گرايى، جهانى شدن و پذيرش پيامدهاى مدرنيته و حفظ علايق ملى و ارزش هاى داخلى، با مشكل مواجه مى شوند.

نتيجه
در نوشته حاضر، امنيت ملى و جهانى شدن با رويكرد فرهنگى / ارزشى مورد توجه قرار گرفت و نيز امنيت ملى در متن و قلمرو جهانى شدن از حيث محدوديت ها، امكانات و پيامدهاى آن بررسى شد؛ اما بيش از آن كه خود پيامدها احصا شود، به مطالعه و بررسى چگونگى تإثير گزارىها پرداخته شد. براى اين منظور، از آنجا كه جهانى شدن مقوله اى در سطحى كلان و امنيت ملى به سطح خرد مربوط مى شود، براى اتصال ميان اين دو سطح، از دو مفهوم جامعه پذيرى و آسيب پذيرى استفاده گرديد. از طريق مفهوم جامعه پذيرى، بيان گرديد كه چگونه ارزش هاى برآمده از محيط جهانى شدن در فرآيند جامعه پذيرى وارد شده و بر ارزش هاى حياتى يك كشور موثر واقع مى شوند و در مفهوم آسيب پذيرى نشان داده شد كه چگونه جهانى شدن باعث ناامنى، اختلال و بحران در عرصه هاى سياسى و غير سياسى جوامع گرديده است. هر چند پيامدهاى جهانى شدن و امكانات و محدوديت هاى آن براى همه كشورها يكسان نمى باشد؛ اما فرآيند جهانى شدن باعث به هم فشردگى و تداخل هر چه بيش تر سرنوشت توده ها به يكديگر گرديده است.
اميد است بررسى مجمل و ناچيز حاضر، زمينه هاى شناخت هر چه بيش تر اين قلمرو را فراهم آورد.

پى نوشت ها:
1 ـ درباره جهانى شدن, ديدگاه هاى متفاوتى وجود دارد. از جمله فوكوياما در كتاب پايان تاريخ به جهانى شدن معتقد است. در حالى كه برخى از انديشمندان مانند هانتينگتون بر كثرت گرايى تاكيد دارند; و صاحب نظران ديگرى مانند والرشتاين, فريدمن و واكر تحقق همزمانى هر دو مقوله را مطرح ساخته اند. براى اطلاع بيش تر به منابع زير رجوع شود.
ـ فرانسيس فوكوياما, فرجام تاريخ و واپسين انسان, ترجمه عليرضا طيب, مجله سياست خارجى, شماره 2 و 3, تابستان و پاييز 1372, صص 367 ـ 384.
ـ ساموئل. پى.هانتينگتون, برخورد تمدن ها و بازسازى نظم جهانى, ترجمه محمد على رفيعى, (تهران: دفتر پژوهش هاى فرهنگى, 1378).
ـ ايمانوئل والرشتاين, سياست و فرهنگ در نظام متحول جهانى, (ژئوپلتيك و ژئوكالچر), ترجمه پيروز ايزدى, (تهران: نشر نى, 1377).
2 ـ هارولدسى, ريلائى, كتمان علم, بحثى در امنيت ملى و جريان آزاد اطلاعات, ترجمه سعيد بهنام, فصلنامه مطالعات راهبردى, شماره سوم, بهار 1378, ص 132.
3 ـ همان, ص 135.
Globalization -4.
5 ـ جـيـمز روزنا, پيچيدگى ها و تناقض هاى جهانى شدن, ترجمه احمد صـادقـى, مجله سياست خارجى, سال سيزدهم, شماره 4, زمستان 1378, صص 1023 و 1024.
6 ـ پـل كـوك و كـالـيـن كرك پاتريك, جهانى شدن, منطقه اى شدن و تـوسعه جهان سوم, ترجمه ناصر بيات, راهبرد, شماره 15 و16, بهار و تابستان, 1377, ص 165.
Globalism -7.
8 ـ روزنا, پيشين.
Socialization -9.
10 ـ على اكبر كمالى, بررسى مفهوم جامعه پذيرى, (تهران: سازمان تبليغات اسلامى, 1374), ص 19.
11ـ همان, ص 20.
12ـ هـمـان, صص 35 ـ 36.
13-
14 ـ جان. اى. آر.لى, به سوى سياست هاى ارتباطـى واقـع بـينانه, ترجمه خسرو جهاندارى, (تهران: سروش,1352), ص 80.
15 ـ ژان كـازيـنـو, قـدرت تـلويزيون, ترجمه على اسدى, (تهران: اميركبير, 1364), صص 114 ـ 115.
16 ـ كمال, پيشين, ص 36.
17 ـ همان, صص 111 ـ 112.
18 ـ همان, 190 ـ 191.
19ـ Localization .
20 ـ ر.ك. به: روزنا, پيشين, ص 1024.
21 ـ كمالى, پيشين, ص 62.
22 ـ همان.
23 ـ رابـرت مـانـدل, چـهره مـتـغير امنيت ملى, ترجمه پژوهشكده مـطالعات راهبردى, (تهران: پژوهشكده مطالعات راهبردى, 1377), ص 46.
24 ـ دربـاره كـارويـژه هاى جامعه پذيرى, ر.ك.به: كمالى, پيشين, صص 28 ـ 29.
25 ـ ر.ك. به: همان, صص 38 ـ 42.
26 ـ بـاقـر سـاروخـانى, جامعه شناسى ارتباطات, (تهران: اطلاعات, 1368), ص6.
27 ـ ماندل, پيشين, ص 123.
28 ـ همان, ص 28.
29 ـ عـباس عراقچى, اينترنت عرصه يى جديد درتعامل فرهنگ ها, مجله سـيـاسـت خارجى, سال دوازدهم, شماره 2, تابستان 1377, صص 358 ـ 364.
30 ـ همان, ص 364.
31 ـ ر.ك.ژاك, هـرنـتـرتيگر, درآمدى بر روابط بين الملل, ترجمه عـبـاس آگـاهـى, (تهران: آستان قدس رضوى, 1368), صص 211 ـ 213.
32 ـ ماندل, پيشين, ص 164.
33 ـ همان, ص 27.

● منبع: فصلنامه - علوم سياسي - 1379 - شماره 9، تابستان - تاريخ شمسی نشر 00/5/1379