واژه نامه سیاست

واژه نامه سیاست

واژه نامه سیاست

کفسابی کابینت سقف کناف اتوبار کفسابی

موزه خلیج فارس

ژئوپلتیک خلیج فارس

اسناد خلیج فارس

نقشه های خلیج فارس

برگزیده هفته

رویدادهای خلیج فارس

آمار سایت


بازدید روز

۵۹۸

بازدید دیروز

۳۶۰۵

بازدید ماه

۱۴۰۴۲

بازدید کل

۳۶۱۹۸۴۵

افراد آنلاین

۲۵۰

واژه نامه سیاست

دانلود کامل واژه نامه


ابسولوتیسم Absolutisme – ابسولو به معنی مطلق و مقصد و از ابسولوتیسم حکومت مطلقه و ریاست یک نفر شخص مطلق العنان است بر جامعه. در این آئین حقوق و قدرت زمامدار نامحدود است.

اپیس کوپالیسم Episcopalisme – نام مسلکی است که در قرن 16 در اروپا به وجود آمد. این مسلک منسوب به ژان کالون تئولوژیست فرانسوی است. او به سلطنت تکیه نداشت و معتقد بود که قدرت روحانی تفوق بر قدرت جسمانی دارد.

آناشه Attache – وابسته سفارتخانه.

آپتی میسم Optimisme – عقیده به خوش بینی و حسن ظن است. این اصطلاح غالباً ملحق به اصطلاحات حاکی از مرام های اصلی سیاسی می گردد.

اپورتونیسم Opportunisme – مسلکی است که طرفدارانش به سرعت برحسب تغییر وضع سیاسی یا تغییر رژیم یا زمامدار بنا به نفع شخصی تغییر عقیده می دهند.

اپولوژیسم Apologisme – نام فرقه ای موسوم به اپولوژیست ها که در قرن 17 درخلال جنگ های داخلی انگلستان برای مردم حق مقاومت در برابر پادشاه قائل بودند. فلاسفه آغاز مسیحیت را که معتقد به استدلال در مقابل مخالفین مسیحیت بودند نیز اپولوژیسم می خواندند.

اتوریتاریانیسم Autoritarianisme – مسلک و سیستم حکومتی است، که در آن آزادی فردی تحت الشعاع قدرت دولت قرار می گیرد.

اتوکراسی Autocracy – سیستم حکومتی ای را گویند که در آن تمام قدرت ها در دست زمامدار باشد.

اریستوکراسی Aristocrasey – حکومت اشرافی، سیستم و نوعی حکومت که در آن قدرت و نظارت در دست عده کمی از اشراف باشد.

اریستوکرات Aristocrate – عضو هیأت حاکمه اشرافی. هواخواه حکومت اشرافی.

اسکولاستیک Schoolastic – حکمت و فلسفه حکمای قرون وسطی را که در مدارس به تدریس اشغال داشتند، اسکولاستیک می نامند. فلسفه این حکماء که به نام مدرسیون یا اصحاب مدرسه نیز نامیده می شدند، بیشتر جنبه دینی داشت. از فلاسفه مهم این مکتب آپلار، تامس داکن، گیوم داکن و سنت آنسلم را می توان نام برد.

اسکی بیسم Escapisme – به معنی فرار است و مقصود از آن فرار از شرکت در کارهای اجتماعی و امتناع از قبول پست های دولتی و شرکت در امور حکومت.

اکسپانسیونیست Expansioniste – طرفدار توسعه و گستش اراضی کشور به وسیله فتوحات نظمی یا به وسایل اقتصادی.

الیگارشی olygarichie – روشی در حکومت که توسط چند نفر اداره شود و کلیه قدرت ها در اختیار عده ای معدود باشد.

امپریال imperial – امپراتوری، شاهنشاهی.

امپریالیست Imperialiste – طرفدار و هواخواه امپراتوری.

امپریالیسم Imperialisme – هواخواه امپراتوری، عقیده و روشی را گویند که هدفش بسط امپراتوری و توسعه قلمرو و حکومت بر دیگران است.

اگوئیسم Egoisme – عقیده به اینکه طبیعت انسان در همه جا و همه زمانی اساساً خودخواه است، لذا زمامدار باید انگیزه اش اگوئیستیک یعنی خودخواهی و خودپرستی باشد.

آنارشی Anarechie – آشوب، بی نظمی و هرج و مرج. در زبان یونانی به معنای «بدون حکومت» است.

آنارشیست Anarechiste – آشوب طلب.

آنارشیسم Anarechisme – هرج و مرج خواهی، مسلک آنارشیسم حکومت را تنها موجب بدبختی و مصیبت های اجتماعی می داند.

انترناسیونال International – جهانی بین المللی.

انترناسیونالیسم Internationalisme – در مقابل ناسیونالیسم است و عبارت است از اعتقاد به اینکه همکاری و معاونت مابین ملت های جهان موجب سعادت و برقراری صلح و آرامش حکومت جهانی است.

انتلکتوال Intellectual – روشنفکر، خردمند.

ادامه در دانلود...