دفاع حقوقي ايرانيان از خليج فارس

دفاع حقوقي ايرانيان از خليج فارس

دفاع حقوقي ايرانيان از خليج فارس

کفسابی کابینت سقف کناف اتوبار کفسابی

موزه خلیج فارس

ژئوپلتیک خلیج فارس

اسناد خلیج فارس

نقشه های خلیج فارس

برگزیده هفته

رویدادهای خلیج فارس

آمار سایت


بازدید روز

۲۴۴۰

بازدید دیروز

۳۶۰۵

بازدید ماه

۱۵۸۸۴

بازدید کل

۳۶۲۱۶۸۷

افراد آنلاین

۲۶۴

 

دفاع حقوقي ايرانيان از خليج فارس


محمد عجم
دفاع ايرانيان از هويت فرهنگي و تاريخي، مطابق عرف و حقوق بين الملل است. تخريب نام كهن خليج فارس نژادپرستي، ناشي از بحران هويت و برخلاف كنوانسيون هاي بين المللي است.

مقالات نژادپرستانه رسانه هاي گروهي بعضي كشورهاي عربي در ماههاي اخير يكبار ديگر خصوصيات عصر جاهلي در شبه جزيره عربي و عصر اموي در دوره اسلامي را زنده كرده است بطوريكه حتي گزارشگر تلويزيون عربستان در مسابقه اخير دو تيم ايران و عربستان نيز از اين خصلت نژاد پرستانه بدور نبود و قادسيه صدام را تكرار كرد.

بعضي سياسيون ونويسندگان مغرض در طول نيم قرن اخير همواره ايرانيان را با الفاظ وخصوصياتي كه صفت ذاتي وشايسته خود آنان است خطاب قرار داده اند و از تعصب فارسي و قوم گرايي فارسي سخن بميان آورده اند.

تناقض گوييها و مغلطه گوييهاي تعصب آميز بعضي تحليلگران عرب انسان را به ياد توصيف هاي كتاب عابد الجابري در خصوص نقد عقل عربي و كاستيهاي آن مياندازد كه معتقد است عقلانيت و عربيت با هم نميتواند يكجا جمع شوند.

از يكسو ميگويند ايرانيان (به طوركلي) بدليل تعصب فارسي بر حفظ نام خليج فارس اصرار غير عقلاني وكور دارنداز سوي ديگر ميگويند ۴۵درصد مردم ايران تحت ستم ۵۵ درصد فارسها هستند!!. اگر اين ادعا درست است چگونه خود در گفتگوهاي تلويزيوني اذعان داريد كه همه ايرانيان با تعصب از نام خليج فارس دفاع ميكنند (العربيه -ادموندقريب).

رهبران اتحاديه عرب كه با مصادره و تفسير غلط از «آيه كنتم خير امت» كه اشاره به اهل البيت دارد (و گرنه عربيت را اشد كفرا دانسته است) نژادپرستي را آرم خود قرار داده است با بهانه واهي تهديد حاكميت وسيادت بحرين از سوي يك مقام ايراني در اسفند ماه گذشته، جنجالي را ايجاد كردند كه در تاريخ اين اتحاديه يك نقطه سياه ديگر باقي خواهد ماند.

سيادت و مرزهاي شناخته شده بين المللي بحرين را حقوق بين الملل و نظام نوين بين المللي تضمين ميكند. اتحاديه عرب اگر توانايي حفظ سيادت از مرزهاي يك عضو جامعه بين الملل را ميداشت مرزها و حاكميت كويت، فلسطين، سومالي و صحراي غربي را حفاظت ميكرد.

گويي اينگونه رهبران عربي هنوزبه آن بلوغ فكري نرسيده اند كه ميان نقل يك رويداد تاريخي با طرح ادعاي ارضي تفاوت و تمايز قائل شوند. بيان رويداد تاريخي را توسعه طلبي و خدشه دار كردن سيادت يك كشور مستقل بين المللي ناميدند و با گزافه گويي توهم آميز ايرانيان را متجاوز به حقوق همسايگان ناميدند.

در حالي كه براي اولين بار مجله العربي (كويت) ۱۹۵۸ در شماره دوم خود با استناد به كتاب'' حبابهاي طلايي خليج ع.ربي رودريك اوون يهودي كارگزار بريتانيا در خليج فارس خواستار تغيير نام خليج فارس شده بود و اتحاديه عرب در تاريخ ۱۳ اوت ۱۹۶۳ و در ۱۱ دسامبر ۱۹۶۴ نيز كنفرانس حقوقدانان عرب تغيير نام را تصويب كرده بود

اما از آنجا كه روزنامه ها و مجلات عربي مستقل و حتي الاهرام همچنان عبارت تاريخي خليج فارس را بكار ميبردند. قومچي هاي نژادگرا براي اينكه توطئه استعماري تغيير نام خليج فارس را در ميان توده هاي مردم مقبول سازند دريك ترفند مكارانه پس ازشكست جنگ ۱۹۶۷،خليج فارس را اصطلاحي صهيونيستي!! ناميدند و سرمايه هاي زيادي را صرف تغيير اين نام كردند.اما با وجود اين همه توطئه هرگز موفق به تغيير اين نام در كشورهاي غير عربي نشدند.

برخلاف ادعاهاي كذب آنان، ايرانيان قوم گرايي را بكلي مردود ميدانند زيرا ايران از كهن ترين زمانها سرزمين اقوام متعدد بوده است و علي رغم اينكه با توطئه تغيير نام خليج فارس بخشي از هويت ايرانيها در معرض توهين و خدشه قرار گرفته بود ۵۰ سال سكوت كردند.

بطوريكه حساسيت در مقابل تغيير نام خليج فارس قبل از انقلاب اسلامي فقط در سطح عدهاي اندك وجود داشت ودر تاريخ ۱۷ ديماه ۱۳۵۴ بدنبال تاسيس «خبرگزاري خليج عربي!» ايران واكنش نشان داد و وزارت اطلاعات و جهانگردي يك كتاب كه مطالب ۳۲ كتاب كهن عربي را در توصيف بحر فارس بيان ميكرد (جواد مشكور) و وزارت خارجه و موسسه سحاب نيز مشتركا يك اطلس نقشه هاي كهن را منتشر نمودكه برد آن فقط در يك سطح محدود زماني بود.

بعد از انقلاب اسلامي نيز حتي با اينكه اوج حملات رسانهاي عربي عليه ايران بود و همه مرتجعين عرب مشوق و پشتيبان قادسيه صدام بودند، مقامات ايراني در خصوص نام خليج فارس حساسيتي نداشتند.

اينجانب در سال ۱۳۸۰ با بررسي كتابها، روزنامه ها، مجلات و اطلسهاي كتابخانه هاي قاهره و اداره ملي اسناد مصرو اسكندريه، بسياري از مقاله هاي ضد ايراني سالهاي جنگ ايران و عراق را مطالعه كردم و گزارشي نگران كننده را از وضعيت تخريب نام خليج فارس حتي در كتابها، نقشه ها و اطلسهاي غير عربي كه ويژه جهان عرب چاپ شده بود، تهيه و به همراه راه كارهايي به بسياري از مسئولين ارايه نمودم ولي بدون استثنا با بي تفاوتي آنها روبرو شدم و آنها اعتقاد داشتند اين بحث ممكن است بوي ناسيوناليستي!و باستان گرايي! بدهد

بنابر اين مخالف ورود به آن هستند و حتي روزنامه ها حاضر به انتشارپژوهش مربوطه اينجانب نبودند و هيچ نهاد و موسسه دولتي، نيمه دولتي و غير دولتي نيز تمايلي به چاپ كتابم نشان نداد تا اينكه سرانجام روزنامه همشهري از ۱۶تا ۲۹ مهر ماه ۸۱ با حذف مطالبي كه ميتوانست به قباي برادران عرب همسايه بر بخورد آن را منتشر نمود سايت بازتاب نيز در روشنگري در اين خصوص پيشتاز بود و زنگها را به صدا درآورد.

البته پژوهش به صورت آنلاين منتشر شد و كپي گران حرفهاي مطالب آن را كپي و در روزنامه ها و مجلات داخلي با نام خود منتشر نمودند و وزراي خارجه سابق و بعضي مقامات ديگر نيز در كنفرانس هاي خليج فارس اين پژوهش ناقابل را بنام مباركشان مزين فرمودند!

مورد ديگري كه شاهد بودم در خصوص يكسان سازي دو نام درياي مازندران و خزر علي رغم اينكه منافع ملي ما ايجاب ميكرد و ايرانيان علاقه مند بودند كه نام مازندران را رسمي شود ولي از آنجا كه پس از مطالعه اسناد، قراردادها و نقشه هاي تاريخي، اسناد محكم مستند و تاريخي در متون ايراني و عربي براي اين نام نيافتيم همان نام خزر براي زبان فارسي و كاسپين (عربي شده آن قزوين است) براي ساير زبانها در كميته مربوطه تصويب شد.

آيا مسئولان سياسي در كشورهاي عربي اين شجاعت را دارند كه بدور از تعصبات قومي و سياسي با اينگونه مسائل برخورد منطقي و علمي كنند و توصيه متخصصان جغرافيايي خود را بپذيرند؟

در جهان عرب جدا از بعضي سياستمداران مغرض، افراد زيادي هستند كه طي مقاله و نوشته اينگونه برخوردهاي غير عقلاني و برخورد سياسي با نامهاي جغرافيايي را محكوم ميكنند. ما قبلا طي يك مقاله (قدري انصاف) نظريات بيست نفر از نويسندگان معاصر عرب را در اين خصوص منتشر كرده ايم و فهرست اينگونه افرادبسيار زياد است مثلا نضال نعيسه در مقاله هاي متعدد از جمله ''الخليج الفارسي '' و العنصريه العربيه في الخليج الفارسي و'' سنه ايران وشيعه الخليج الفارسي'' به افشاگري عليه نژاد پرستي عربي و استانداردهاي دوگانه رهبران عربي پرداخته و متذكر شده اند كه ناميدن خليج فارس به خليج عربي بدعت نيمه دوم قرن بيست و ناشي از نژادپرستي و بحران هويت بودو گرنه قبل از آن همه جا نام خليج فارس ثبت شده است.

حتي معمر قذافي رهبر ليبي در در اجلاس سران اتحاديه عرب در اواخر ماه مارس ۲۰۰۸ در سخناني كه خشم جهان عرب را برانگيخت گفته بود كه:
«اكثريت بوميان شيخ نشين هاي خليج فارس ريشه ايراني دارند و ايرانيها نيروي موثر و كارآمد منطقه بوده اند خليج را اگر خليج هندي، پاكستاني، آمريكايي، ايراني يا فارسي بگويند كه البته نام درست تاريخي همان خليج فارس است مصداقيت دارد، اما خليج عربي هيچ مصداقيتي برايش نميبينم»!.

در چهار دهه گذشته، مقالات و كتابهايي كه در دفاع از تغيير نام خليجفارس در همين كشورهاي تازه تاسيس، منتشر شده، بر ۵ ادعا استوار بوده است:

۱. در سال ۱۷۶۲ «كارستن نيبور» نوشته است: سواحل خليج فارس ايراني نيست (تابع دولت ايران نيست!)
۲. «رودريك اوون» تسميه خليج عربي را منطقي و به ادب نزديك تراز نام خليج فارس دانسته است.
۳. كشورهاي عربي و جمعيت عربي ساحل اين دريا بيشتر از فارسها (ايران) هستند.
۴. فقط ايرانيها آن آبراه را خليج فارس مينامند! خليج عربي از قديم رايج بوده!
۵. پليني مورخ رومي قرن دوم خليج فارس را خليج عربي ناميده و كما اينكه ايرانيها سابقه حضور در دريا ندارند!.

و در حالي كه براي اين ادعاهاي كذب هيج سند محكم و محكمه پسندي بيان نكرده اند وروشن است كه ادعاهاي فوق در مقابل هزاران سند مشهور و محكم در اثبات اصالت نام خليج فارس، آنقدر مضحك و سخيف است كه براي رد آن نياز به مناقشه نيست. در كتاب'' خليج فارس نامي كهن و ميراث فرهنگي بشريت'' مفصل به اين شبهه ها پاسخ داده است.

- بطور نمونه پليني در كتابش در دو مبحث جداگانه از دو خليج يكي با نام خليج عرب و ديگري خليج فارس نام برده كه خليج عرب همان خليج عربه (عقبه ) است كه به درياي سرخ نيز اطلاق ميشده است اما او در مورد خليج فارس نيز شرح مفصلي دارد و در ص [۱۰۸]چنين ميگويد:

The one to the east is called the Persian Gulf, and according to the report of Eratosthenes measures 2500 miles round

درياي به سوي شرق خليج فارس نام داردو بنا بر نوشته اراتوس ۲۵۰۰ مايل است.

وي شخصا به اين درياها سفر نكرده و اشتباهاتي در نام شهرها مرتكب شده اند در حاليكه افرادي مانند نيارخوس سردار اسكندريا نويسنده'' پريپلوس آريترا'' و يونانيان و روميان متعدد ديگري كه سراسر خليج فارس را شخصا پيموده اند بدقت سواحل و مردمان را شرح داده اند آنها حتي ساكنان اومانا ( عمان ) و شهرهايي در داخل شبه جزيره عربي و در جنوب يمن را فارس و ايراني ناميده اند .

- كارستن نيبور در سال ۱۷۶۲ دقيق ترين نقشه تا آن زمان را با نام'' نقشه خليج فارس'' ترسيم كرده و حتي جزاير سه گانه را براي اولين بار در نقشه هاي جغرافيايي ترسيم و بنام ايران ثبت كرده است و ما در كتاب او ادعايي را كه عربها مطرح كردند نيافتيم.

- رودريك اوون نماينده دولت استعماري بريتانيا و عامل ام اي ۵ در بحرين بوده و كتابش را بعد از ملي شدن نفت و قطع روابط ايران و انگليس نوشته پيشنهاد او فاقد ارزش علمي است قبلا نيز بدنبال منازعه ايران و بريتانيا در مورد هرات و جزاير خليج فارس سپهسالار ايران همه خليج فارس را متعلق به ايران دانسته بود و (۱۲۱۹ خ/ ۱۸۳۷م) در روزنامه Times Journal انگليسيها ادعا كردند كه خليج فارس دريايي بريتانيايي است! اما بريتانيا حبابهاي خليج فارس بود و رفت اما ما سه هزار سال است كه هستيم.

از آنجا كه توصيف بحر فارس و خليج فارس در ۳۰۰ كتاب كهن جغرافيايي عربي و چندين نقشه كهن و تفسيرهاي قران عربي و اسلامي وجود دارد اين اصطلاح به يك ميراث عربي اسلامي تبديل شده است درحالي كه خليج عربي دقيقا پس از شكل گيري كيان صهيونيستي در نوشته ها ظاهر شده است اما از سفرنامه فيثاغورت (۵۷۰ ق.م) تا آناكسيماندار، گزنفون و نيارخوس از دورههاي پارسي تا يوناني، رومي تا اسلامي، مغولي تا كنون، با ظهور و سقوط امپراتوريها اين نام همچنان استوار پايدار مانده است.

سازمان (كنفرانس) يكسان سازي نامهاي جغرافيايي سازمان ملل كميته UNGEGN قطعنامههاي متعددي دارد كه تغيير نامهاي جغرافيايي (دريايي مشترك) برسميت شناخته شده را محكوم ميكند. وجود چند نقشه و يا كتاب دليلي بر تغيير نام نيست.

كما اينكه در ۲۵ نقشه قرون گذشته بجاي درياي '' بحر عرب'' نام درياي پارسي PERSIAN SEA بكار رفته ولي ايران هرگز اين نقشه ها را بهانهاي براي تغيير نام درياي عرب قرار نداده يا براي درياي خزر بيشتر از ۴۰ نام مختلف در كتب و نقشه هاي متعددي از ۲۰۰۰ سال قبل بكار رفته و يا اقيانوس هند دهها كشور و مليت غير هندي وجود دارند اين دليل علمي و پذيرفتهاي نيست كه به استناد آن نامي پذيرفته بين المللي در طول تاريخ را تغيير دهيم.

بديهي است كه اندك نقشه و يا نوشته بنفع خليج عربي در مقابل ۳ هزار نقشه، سند و نوشته تاريخي و حقوقي در تائيد اصالت نام خليج فارس، ارزش علمي نداشته و به عنوان خطاي و اشتباه نويسنده تلقي ميشود كما اينكه دو نفر از جعرافيانويسان قرون وسطي درياي خزر را خليج فارس و بحر العجم ناميده اند!

پاسخ ادعاهاي ديگر فوق را خود عربها داده اند بطور نمونه در مورد عظمت دريانوردي ايرانيان اعتراف نويسندگان بزرگي غربي و عربي را داريم فليپ حتي و قدري قلعه جي نيز در كتاب خليج عربي خود اذعان ميكند كه ايرانيان پيشگام دريانوردي در اين دريا بوده اند. وي حتي رواياتي را نقل ميكند كه خليفه اول و دوم مسافرت از طريق دريا را مخاطره آميز و نهي كرده است و سفر با شتر را مناسبترين و امن ترين سفرها دانسته است.كما اينكه در عمل نيز ميبينيم كه سفرها و مهاجرت عربها از طريق بيابانها بوده است نه از طريق دريا،

مجدي عمر معاون اول سابق شوراي دفاع ملي مصر در مجله الاهرام درشماره ۲۱۹- ۲۱/۶/ ۲۰۰۱ :
'' نسل من بخاطر دارد كه ما در ايام مدرسه در همه كتب و نقشهها با لفظ خليج فارس سر و كار داشتيم ولي بعد از مدتي به آن خليج عربي اطلاق كرديم. اين غير منطقي، رزالت و پستي است. اين كه چند كشور عربي در اطراف آن باشند دليل نميشود كه نامي تاريخي را تغيير دهيم، حال براي اينكه خود را از اين مخمصه نجات دهيم فقط آنرا خليج ميناميم، كدام خليج؟! مگر خليج بدون نام هم ميشود'' اگر عربها ميخواهند گفتگوي عربي ايراني تحقق پذيرد اول بايد اين خطاها را جبران كنند...

در كتاب '' تطوير العلاقات المصريه الايرانيه'' مجموعه نويسندگان، چاپ موسسه مطالعات سياسي و استراتژيك الاهرام ۲۰۰۲ .قاهره در ص ۱۹۰ به نقل از آقاي پرفسوردكتر عبد المنعم سعيد رئيس مركز تحقيقات سياسي و استراتژيك الاهرام و نويسنده شرق اوسط چنين آمده است :

'' به صراحت تمام بگويم هيچ مدرك و سند تاريخي نديدم كه نام خليج فارس را بتوان مستند بر آن تغيير داد. تمام نقشهها و كتب تاريخي و حتي بعضي از سخنرانيهاي ناصر و رهبران انقلاب مصراز خليج فارس صحبت شده است.

پرفسور عبدالهادي التازي نويسنده صدهها كتاب و مقاله و عضو چندين نهاد بين المللي و بين العربي گفت:
'' شيخ زايد رهبر امارات عربي در يك مناسبتي از من گلايه كرد و گفت شنيده ام هنوز نام خليج فارس بكار ميبري ؟ گفتم من متخصص تاريخ و جغرافيا هستم و به امانتداري باور دارم با سياسي شدن نامها موافق نيستم تلاش براي تغيير نام خليج فارس سودي نخواهد داشت زيرا جهان غير عرب در نهايت ممكن است فقط به گفتن كلمه خليج اكتفا كنند اما صفت عربي را به آن نخواهند داد.

دهها نويسنده عرب در اين خصوص حق را به جانب ايرانيان داده اند حتي بعضي پا را فرا تر گذاشته و نژاد پرستي عربي و بحران هويت عربهاي خليج فارس را عامل هوس آنها براي تغيير نام اعلام كرده اند.

كافي است نيم نگاهي به مقالههايي كه نويسندگان مشهوري عرب بطور صريح و يا ضمني نوشته اند در مورد حقانيت نام خليج فارس و يا كساني مانند فهمي هويدي در خصوص بحران هويت اقليت عرب خليج و نضال نعيسه در مورد نژاد پرستي( العنصريه العربيه في الخليج الفارسي) نوشته اند مراجعه شود.

مدتها است رسانه هاي گروهي عربي و بعضي از روشنفكران و نويسندگان عرب ضمن نگراني از گم شدن جمعيت عربها در ميان مهاجران اظهار ميدارند كه از كشورهاي عربي خليج تنها نام عربي باقي مانده است سنتهاي عربي و رسوم محلي بكلي از ميان رفته است.

ماهنامه «المجله» در شماره ۴/۱۰/۲۰۰۶ طي مقالهاي با عنوان بمب در حال انفجار مفصل به اين موضوع پرداخته است. تلويزيون الجزيره در برنامه مشهور'' رودرو'' نيز با پرداختن به اين موضوع از بحرانهاي اجتماعي و مظاهر فساد و فحشا وانواع ازدواجهاي مسيار و مسافرتي و ... جنايت در كشورهاي عربي سخن گفته و ....

پرفسور فهمي هويدي نويسنده مشهور عرب در مقالهاي در شرق الاوسط ۱۳/۱۲/۲۰۰۶ كه بسيار مورد توجه رسانه هاي عربي قرار گرفت در همين رابط چنين نوشته است :

'' چند روز در امارات بودم و متوجه شدم كه فقط با تعداد اندكي از نزديكانم ميتوانم عربي صحبت كنم و نگراني من زماني جدي شد كه بر اطلاعاتم افزودند و گفتند در مدارس و دانشگاهها نيز زبان عربي در حال از ميان رفتن است و فقط دروس در حد صرف و نحو به عربي ارائه ميشود و شنيدم كه مكاتبات رسمي نيز با انگليسي در ادارات انجام ميشود اين فقط مشكل امارات نيست بلكه به استثناي عربستان سعودي همه كشورهاي ساحل عربي خليج فارس را در بر ميگيرد اين همان مطلب ابن خلدون است كه ميگويد ملت مغلوب از فرهنگ ملت غالب پيروي ميكند.

افراد غير بومي امروزه بين ۷۰ و ۸۰ درصد جمعيت كشورهاي عربي خليج فارس را تشكيل ميدهد اين نسبت در دبي بيشتر از ۹۰ درصد است و اين يك بمب در حال انفجار در منطقه است.

هندي هابيشتر از ۶۰ درصد طبقه كارگر اين كشورها را تشكيل ميدهند )۳۰ درصد پروژههاي عمراني دبي در اختيار هنديها است روزانه ۱۶ پرواز بين هند و امارات برقرار است حقوق بين الملل و سازمانهاي حقوق بشري مرتب براي اين مهاجرين حقوق و امتيازاتي قائل ميشوند تصور بكنيد چه چيزي از عروبت و فرهنگ عربي در خليج ميماند !!.

با اين وضع موجود در منطقه خليج (فارس) مبالغه نيست اگر بگويم كه كشورهاي مان و فرهنگ مان و زبان مان از روي نقشه جغرافيا حذف خواهد شد.

منطقه علاوه بر منازعات و بحرانهاي سياسي از بحرانهاو تناقضات و تضادهاي اجتماعي متعددي نيز رنج ميبرد كه بخشي از آن ريشه در استعمار دارد اما بخش ديگري در سوء تفاهمهاي فرهنگي و تاريخي و تعصاب طايفهاي و قبيلهاي است. جائيكه از يك طرف تامين كننده سوخت صنعت غرب است از سوي ديگرتامين كننده عوامل و ابزار بمبهاي انتحاري، مكاني كه بيشترين درآمد سرانه جهان را دارا است ولي بيشترين تعداد بيسواد را نيز در خود جاي داده است.

در چنين محيطي است كه بعضي از حكومت مداران و صاحبان صنايع بجاي راه حل اساسي براي مشكلات جدي و فوري منطقه براي تغيير نام هزينه ميكنند و بجاي ساختن زير بنا ي فرهنگي به ظواهر امر اهميت ميدهند.

با اين بحران هويتي كه كشورهاي عربي منطقه را تهديد ميكنند و تقريبا ۳ مليون بوميان كشورهاي امارات – قطر – بحرين – عمان و كويت از نظر فرهنگي وضعيت بوميان استراليا و نيوزلند را پيدا ميكنند تغيير نام نميتواند هويت و فرهنگ از دست رفته را باز آورد بايد راههاي علمي تر منطقي تر را براي اين مشكل اساسي پيدا كرد.

مشكلي ميان توده هاي مردم در دو سوي خليج فارس وجود ندارد.
اما مشكل در ميان عدهاي معدود از سياسيون و دولتمردان و صاحبان سرمايههاي نفتي است كه رشوههاي نفتي ميدهند. هيچ موسسه و سازمان معتبر غربي حاضر نيست اصالت نام خليج فارس را زير سوال ببرد مگر اينكه پول خيلي سنگيني دريافت كرده باشد. بطور خلاصه اينكه دفاع ايرانيان از حفظ نام كهن و تاريخي و بين المللي خليج فارس نتنها نژاد پرستي نيست بلكه مطابق با كنوانسيونهاي متعدد بين المللي (ميثاقين ۱۹۶۶) و مطابق اصول و كنوانسيونهاي متعدد يونسكو در خصوص حفظ فرهنگ و هويت بومي است.

منتشر شده در پایگاه بازتاب

براي اطلاع بيشتر:
- كتاب الخليج الفارسى عبر القرون و الاعصار تاليف الدكتور على رضا ميرزا محمد كه در سال ۱۳۵۵ توسط مكتب النهضه در قاهره به انضمام ۷۸ نقشه از منابع عربي چاپ شده است.
- الخليج الفارسي التراث العربي الاسلامي، محمد عجم روزنامه''التجديد'' مراكش شماره ۱۲۸۸ مورخ ۲۴ نوامبر ۲۰۰۵.
Conspiracy to change a heritage name ''The Persian Gulf'' -
by M.Ajam 25/12/2001,

www.baztab.com/news/19469.php
http://www.iranchamber.com/geography/articles/names_of_caspian_sea.php
http://www.arabtimes.com/portal/article_display.cfm?Action=&Preview=No&ArticleID=6719&a=1

http://magiran.com/npview.asp?ID=1092570
http://www.arabtimes.com/portal/article_display.cfm?ArticleID=8286