لهجه شناسي بخشي از گويشهاي خراساني ايران در تاجيكستان

لهجه شناسي بخشي از گويشهاي خراساني ايران بزرگ در تاجيكستان

لهجه شناسي بخشي از گويشهاي خراساني ايران بزرگ در تاجيكستان

کفسابی کابینت سقف کناف اتوبار کفسابی

موزه خلیج فارس

ژئوپلتیک خلیج فارس

اسناد خلیج فارس

نقشه های خلیج فارس

برگزیده هفته

رویدادهای خلیج فارس

آمار سایت


بازدید روز

۲۴۵۸

بازدید دیروز

۳۶۰۵

بازدید ماه

۱۵۹۰۲

بازدید کل

۳۶۲۱۷۰۵

افراد آنلاین

۲۸۲

 

لهجه شناسي بخشي از گويشهاي خراساني ايران زمين در تاجيكستان

دكتر ا.ل خروموف  و زبان شناسان تاجيكستان

در حال حاضر زبانشناسي ايران داراي تعداد بسياري آثار علمي مربوط به تحقيق لهجه هاي زبان پارسي تاجيكستان است . بخشي از اين آثار مقالاتي هستند كه در آنها فقط بعضي از خصوصيات يك لهجه مطرح شده است و در كتابهاي ديگر گروهي از لهجه ها مورد تحقيق جامع قرار گرفته اند . اولين آثاري كه به آموختن لهجه هاي تاجيك سرو كار داشتند , قبل از انقلاب اكتبر ايجاد شدند . كتابها و رسالات دانشمنداني از قبيل "و و گريگوريف" يا " ا ا سيميونوف" يا "پ ك كوزنتسف" و ديگران پايه اي براي آموختن لهجه هاي تاجيك گذاشتند .  

دوره نوين ترقي زبان شناسي تاجيك از سال 1924 پس از تشكيل جمهوري تاجيكستان آغاز شد . ابتداي اين دوره با نام پرفسور "اي اي زوربين" بستگي دارد . آثار علمي او براي ترقي لهجه شناسي در تاجيكستان تاثير فراوان داشت . اثر وي به نام رساله اي درباره لهجه يهوديان سمرقند كه در سال 1928 در مجله ايران چاپ شده بود , به نمونه اي مبدل گرديد كه همه لهجه شناسان از آن پيروي كردند . يكي از وظايف مهم زبان شناسان آن دوره اين بود كه زبان ادبي و زبان عاميانه را به يكديگر نزديك كنند . زبان زنده مردم سرچشمه اي بود كه از آن كلمات و اصطلاحات نو براي توانگري زبان ادبي اقتباس مي شد . زبان شناسها بايد اين مساله را بررسي و تعيين كنند كه چه چيزي مربوط به زبان عموم مردم است و چه چيزهايي فقط متعلق به لهجه هاي محلي است . به اين منظور پرفسور "م س اندريو" و گروهي از همكارانش با پرسشنامه , آثاري جمع آوري كردند كه بر اساس آنها كتاب شرح مختصر بعضي خصوصيات لهجه هاي تاجيكي در سال 1930 تاليف شد . مولف اين كتاب جمع خصوصيات مشخص لهجه ها را در نظر گرفته و آنها را به دو گروه يعني گروه لهجه هاي شمال غربي و گروه لهجه هاي جنوب شرقي تقسيم كرده است . از سال 1309 به بعد همه دانشمندان شوروي بررسيهاي خود را بر اين پايه قرار دادند .

يكي از اولين تاجيكهايي كه تحقيقات علمي در لهجه شناسي كرد , دانشمند با استعداد لطف الله بزرگ زاده بود كه بعدا در جبهه جنگ ميهني قهرمانانه جان باخت . او در سالهاي 1310 تا 1318 مقالاتي راجع به لهجه هاي گروه شمال غربي نوشته بود . نخستين مقاله او تحت عنوان "شيوه تاجيكان چهل گزي" منشتر گرديد . در اين مقاله يكي از لهجه هاي تاجيكان وادي فرغانه مورد بررسي قرار گرفته است . اين نخستين اثري بود كه راجع به لهجه تاجيك به زبان تاجيكي تاليف شد . بزرگ زاده پس از آموختن لهجه چهل گزي به تحقيق لهجه تاجيكان وارخ پرداخت كه نتيجه اين تحقيقات را در مقاله شيوه وارخ منتشر نمود . غير از مقالات مزبور رسالات زير نيز به قلم وي نوشته شده است :

1 – درباره شيوه هاي "اشت چست كاسان"

2 – شكلهاي فعلي چند شيوه بخشهاي شمالي

3 – شيوه لنين آباد

4 – نمونه شيوه هاي تاجيكي وادي فرغانه

5 – بعضي از خصوصيات زبان اهالي سمرقند

دوره سوم ترقي زبان شناسي تاجيك بعد از جنگ جهاني دوم آغاز شد . در اين دوره اثرهاي زيادي مربوط به لهجه شناسي به وجود آمد . در سال 1327 در شهر دوشنبه كتاب پرفسور عابد جلالوف به نام مناسبات بين شيوه تاجيكان چست و زبان ادبي تاجيك و در سال 1330 , اثر پرفسور باباجان نياز محمدوف تحت عنوان شيوه تاجيكان شهركان بادام به طبع رسيد . براي لهجه شناسي تاجيك آثار " و س رستارگويوا " كه مرتبا از سال 1304 انتشار مي يابند , از نظر سبك كار اهميت فراوان دارند , زيرا كه لهجه شناسان تاجيكستان در تحقيقاتشان از اين سبك استفاده مي برند . در سال 1327 عده اي از دانشمندان با رهبري پرفسور زوربين از طرف شعبه تاجيك فرهنگستان علوم اتحاديه شوروي براي آموختن بعضي از لهجه هاي جنوب شرقي به ولايت كولاب اعزام شدند و بر پايه قسمتي از تحقيقات اين هيات , كتاب "ر ل نيمينوا" به نام شيوه هاي تاجيكان كولاب ( گروه شمالي ) در سال 1335 در شهر دوشنبه تاليف و منتشر گرديد . در همان سال كتاب "ل و اوسپنسكايا" تحت عنوان شيوه قرع تاغ , كه در آن يكي از لهجه هاي تاجيكان مقيم وادي حصار مورد مطالعه قرار گرفته است به چاپ رسيد .

در سال 1338 براي تكامل و توسعه تحقيقات لهجه شناسي در انستيتوي زبان و ادبيات فرهنگستان علوم تاجيكستان شعبه مخصوص لهجه شناسي گشايش يافت . از آن هنگام تاكنون كتابهاي زير به وسيله اين موئسسه چاپ شده اند :

1 – لهجه هاي تاجيكان بخش بوستانليق جمهوري ازبكستان , به قلم بانو ق ط طاهروا , 1959

2 – لهجه هاي قراتگين , به قلم ا ز روزنفلد در سال 1960 , در اين اثر گروهي از لهجه هاي تاجيكان جنوب شرقي مورد بررسي قرار گرفته است .

3 – شيوه هاي تاجيكان بخش پايسون به قلم م ه همراقولوف در سال 1961 . اين اثر مثل كتاب ق ط طاهروا لهجه هايي را كه تحت تاثير نمايان زبان ازبكي قرار دارند مورد مطالعه قرار داده است .

4 – لهجه هاي تاجيكان وادي حصار به قلم ل و اوسپنسكايا در سال 1962

5 – لهجه هاي تاجيكان مست چاه به قلم ا ل خروموف در سال 1962 . در اين كتاب گروهي از لهجه هاي ساكنان وادي قسمت بالاي رودخانه زرافشان مورد تحقيق قرار گرفت . يكي از خصوصيات اين لهجه ها آن است كه بسياري از كلمات سغدي را تاكنون حفظ كرده اند و برخي از اين كلمات در اشعار رودكي ديده مي شوند .

توضيحي پيرامون سغدي :  منسوب به سغد که نام سرزميني ايراني است درآسياي مرکزي و زبان سغدي بدانها منسوب است .زبان سغدي. زبان قديم شهر سمرقند درخراسان بزرگ ايران است اين زبان بوسيله اسناد و ادبيات وسيع خود که هم در سرزمين اصلي سغد بدست آمده و هم دربسياري از مستعمرات سغدي که در همه آسياي مرکزي تا سرحدهاي چين امتداد داشته بخوبي شناخته ميشود. پيش از کشف اسناد کلمه سغدي در مورد زبان بکار نميرفت بلکه آن را فقط بر مردمي اطلاق ميکردند که مرکز آنان شهر سمرقند بوده است.

ابوريحان بيروني در آثارالباقيه اسامي ماههاي سغدي روزهاي سغد و منازل قمر را بدان زبان نقل کرده است و اسناد موثقدر تصحيحهاي نامهاي مزبور بسيار مورد استفاده است.
لغات سغدي. مانند ديگر نامهاي ايراني در توضيح و تبيين ريشه لغات فارسي و شکل آنها بسيار کمک ميکند.
خط سغدي. بدو شکل بما رسيده که از يک عهد هستند و نه بيک صورت.بيشتر اسناد بخط متاخران نوشته شده و اين همان است که نخست درمتون بودايي که داراي طومارهايي که از آسياي مرکزي مخصوصا ازتوئن هوانگ آورده نوشته شده است.
خط سغدي با خط پهلوي کتيبه ها مشابه است و نيز با خط معمول نسخخطي با خط پالميري‚ آرامي‚ پاپيروس و همچنين با خط سرياني تشابهدارد.
منشاء خط سغدي خطي است سامي شمالي که بدسته خط پالميري و نبطي و غيره ملحق ميشود و اين دسته خطوط موجب پيدايش اشکال مختلف پهلوي مخصوصا الفبايي که سغدي خوانده ميشود گرديده است.

حكيم نظامي گنجوي

چو دير آمد آواز مرغان بگوش                از آن مرغ سغدي برآور خروش
 

در همه اين آثار علاوه بر اطلاعات فونتيك , دستوري و لغوي نمونه هايي از لهجه ها نيز آورده شده است .

مقالات بسياري نيز مربوط به لهجه شناسي تاجيك در صفحه هاي مجله اخبار شعبه فنهاي جمعيتي فرهنگستان علوم تاجيكستان و روزنامه معارف و مدنيت چاپ شدند . در سالهاي اخير , شعبه لهجه شناسي , لهجه هاي بررسي نشده از جمله از لهجه هاي وادي فرغانه و لهجه هاي قسمت غربي قراتگين و لهجه تاجيكان شهر توز در جنوب تاجيكستان را مورد تحقيق قرار داده است .

يك كارمند علمي جوان مشغول آموختن لهجه هاي تاجيكي عربهاي مقيم آسياي مركزي است . به طوريكه معلوم شده اكثر عربهاي آسياي مركزي به زبان تاجيك تكلم ميكنند . در نتيجه تحقيقات هايتهاي اعزامي كه هر سال به ماموريتهاي علمي مي روند , آثار بسياري جمع آوري و برنامه تحقيق لهجه ها در آينده تنظيم شده است . لهجه شناسان تاجيكستان تصميم دارند در آينده نزديك آثار جدي علمي درباره گروههاي لهجه هاي تاجيك به وجود آورند و همچنين به زبان پارسي نيز اهميت ويژه اي قائل شوند . در عين حال فرهنگهاي لهجه ها نيز ترتيب داده خواهد شد . در تحقيقات لهجه هاي مردمي كه در محيط دوزباني زندگاني ميكنند , دقت مخصوص به مناسبات بين زبانها نيز خواهد شد .

مساله تقسيمات گروههاي تاجيكي هنوز حل نشده است . تا سال 1340 تمام لهجه هاي تاجيك بر اساس خصوصيات مشخص به سه گروه تقسيم مي شدند :

1 -  گروه شمال غربي كه اكثريت لهجه هاي تاجيك تاجيكستان شمالي و ازبكستان را در بر ميگيرد .

2 – گروه مركزي كه لهجه ورزاب و بعضي از لهجه هاي وادي حصار به آن داخل مي شوند .

3 – گروه لهجه هاي تاجيكستان جنوب شرقي .

در كنگره بين المللي خاورشناسان در مسكو ( 1339 ) خانم " و س رستارگويوا " پيشنهاد كرد كه لهجه هاي زبان تاجيك به چهار گروه تقسيم شوند . به عقيده وي اين گروهها عبارت است از :

1 - گروه شمالي .

2 – گروه مركزي كه لهجه هاي ساكنان قسمت بالاي زرافشان و رشتان و ساخ را در بر ميگيرد .

3 – گروه جنوب يعني لهجه هاي بدخشان و كولاب .

4 – گروه جنوب شرقي يعني لهجه هاي درواز .

تحقيقات عميق تر گروههاي لهجه ها , اصلاحاتي در تقسيمات موجود وارد خواهند ساخت . ضمن آموزش لهجه هاي تاجيك , تحقيقات زبانهاي پاميري نيز با موفقيت انجام مي يابد . شايان توجه است كه اكنون دانشمندان محلي كه براي آنها اين زبانها مانند زبان مادري هستند , به اين مسائل مشغول گرديده اند . در سال 1341 كتاب دادخدايف تحت عنوان تحقيقاتي درباره فونتيك تاريخي زبان شغناني و در سال 1342 كتاب كرم شايف , به نام لهجه باجو زبان شغناني و مجموعه مقالات مربوط به زبانهاي پاميري و تاريخ زبان تاجيكي درشهر دوشنبه چاپ شدند .

تاليف دستور زبان برتنگي هم به زودي انجام خواهد يافت . تا سال 1374 دو فرهنگ بزرگ و مهم زبانهاي پاميري يعني فرهنگ زبان شغناني و فرهنگ زبان برتنگي بايد ترتيب داده مي شدند . نويسنده اين سطور از اول سال 1342 مشغول بررسي و مطالعه زبان يغناني كه از بقاياي زبان سغدي است , هستم . در جريان كار بسياري از كلمات سغدي كه هنوز از طرف دانشمندان ديگر قيد نشده اند , جمع شدند و در نتيجه تحقيقات مزبور بايستي كتابي درباره وضع معاصر اين زبان نوشته شود . تمام كارمندان شعبه لهجه شناسي توجه مخصوص به جمع آوري نامهاي جغرافيايي و محلي مبذول مي دارند .

چنان كه معلوم است , نامهاي جغرافيايي سرچشمه مهمي براي آموزش تاريخ ملتها هستند . مثلا به واسطه تحقيق نامهاي قديم كه در قسمت بالاي زرافشان شنيده مي شوند , بعضي از خصوصيات لهجه هاي سغدي را كه قرنها در اينجا معمول بوده ميتوان تعيين نمود .

 بن مايه : www.Ariarman.org