پیشروی فرهنگ کهن ایرانی به شرق

پیشروی فرهنگ کهن ایرانی به شرق

وقتی مذهب و یا آیینی مورد هجوم قرار می گیرد بطور کامل نابود نمی شود و به دایره ای بیرون از جغرافیای هجوم فرار می کند. در ایران کهن هم بت پرستی و پرستش اله های متعدد وجود داشته است و در دوره ای که اطلاعات کاملی از آن نداریم بت پرستی مورد حمله قرار گرفته و سرکوب شده است این دوره به احتمال زیاد به دوران بهرام شاه ساسانی بر می گردد. وقتی پرستش ادیان و اله های متعدد سرکوب شد و اهورا مزدا جانشین همه آنها شد، بسیاری به شرق و غرب عالم مهاجرت کردند حتی رد این مهاجرتها را می توان به سوی مکه و مدینه تا هند و چین پیدا کرد.

موزه خلیج فارس

ژئوپلتیک خلیج فارس

اسناد خلیج فارس

نقشه های خلیج فارس

برگزیده هفته

رویدادهای خلیج فارس

آمار سایت


بازدید روز

۱۱۸۱

بازدید دیروز

۲۸۹۱

بازدید ماه

۱۲۵۹۷

بازدید کل

۷۲۰۴۴۳۰

افراد آنلاین

۱۷۷

پیشروی فرهنگ کهن ایرانی به شرق

تاریخ:۱۴۰۰/۰۶/۰۸

 

پیشروی فرهنگ کهن ایرانی به شرق،

جاده ابریشم و پادشاهی ژاپن

 

وقتی مذهب و یا آیینی مورد هجوم قرار می گیرد بطور کامل نابود نمی شود و به دایره ای بیرون از جغرافیای هجوم  فرار می کند. در ایران کهن هم بت پرستی و پرستش اله های متعدد وجود داشته است و در دوره ای که اطلاعات کاملی از آن نداریم بت پرستی مورد حمله قرار گرفته و سرکوب شده است این دوره به احتمال زیاد به دوران بهرام شاه ساسانی بر می گردد. وقتی پرستش ادیان و اله های متعدد سرکوب شد و اهورا مزدا جانشین همه آنها شد، بسیاری به شرق و غرب عالم مهاجرت کردند حتی رد این مهاجرتها را می توان به سوی مکه و مدینه تا هند و چین پیدا کرد.

در یک سده گذشته شماری از بزرگان ایران شناسی و محققان تاریخ ژاپن از مناسبات دیرین تمدنی و فرهنگی میان ایران زمین و کشورآفتاب سخن گفته و دلایل تاریخی، باستان شناسی و زبان شناسی در اثبات نظرشان پیش نهاده اند ، تا آنجاکه پژوهندگانی با استناد به راهبردهای علمی ، ایرانی تبار بودن بسیاری از ناموران هنر ژاپن در روزگار باستان را مطرح ساخته و بنیاد شاهنشاهی ژاپن را نیز بر ساخته شهزادگان ایرانی دانسته اند. این بحث وبررسی ها به خصوص در دهه های 1396 و 1970 به اوج رسید، اما پس از آن به ملاحظاتی از داغی افتاد و به فراموشی سپرده شد. اینگونه مطالب حتما پایه و اساس دارد زیرا در رابطه با تبادلات مستمر فرهنگی بین ایران و چین اسناد و مطالب بسیار فراوانی وجود دارد و تمدن مسیر جاده ابریشم گواهی محکمی است و هنوز هم بخشی از منطقه سینکیانگ چین از نظر نژادی و فرهنگی با فارس زبانان اشتراکات زیادی دارد. اینکه از طریق چین  و یا مستقیم از راه دریا ارتباطات میان ایرانیان و ژاپن وجود داشته است دور از حقیقت نیست وکاملا منطقی بنظر می رسد زیرا دریانوردانی از خلیج فارس تا چین و ماچین حضور داشته اندو داستانهای آنها سینه بسینه نقل و در بعضی منابع ذکر شده است. علاوه بر چند اثر باستانی ایرانی متعلق به دوره ساسانی که در ژاپن یافت شده می توان به دستنوشته پارسی نانبان در ژاپن اشاره کرد و نشانه های فرهنگی و نمادهای مذهبی  مانند گل 16 پر نشان پرچم سلطنتی که نمادی از مذهب بودایی و شینتویی نیز می باشد و نشان صلیب شکسته و چرخ گردون و چرخ دراما و همچنین سنت ریشه دار" اوبون در ژاپن که همگی ریشه در جغرافیای حوزه تمدن پرشیا دارد. قدیم ترین نشانه ها از صلیب شکسته و چرخ گردون و یا گل آفتاب یا گل خورشید ریشه در تمدن ایلامی و یا حتی قبل ایلامی در ایران دارد و می توان نمونه های آن را در آثار ایلامی و هخامنشی به فراوانی یافت. اولین اجتماع در برگزاری مراسم ابون در ژاپن به گروهی از خارجی ها( ایرانیان اواخر دوره ساسانی) نسبت داده شده است. می دانیم سنتهای مذهبی مانند دود و آتش مقدس برای دور کردن ارواح خبیث و شیطانی و اسپند دود کردن و حتی سوزاندن نماد شیطان و چشم نظر  وجود آتشدان در عموم معابد هندو و بودایی که امروزه در مذاهب هندویی و بودایی وجود دارد در تمدن هخامنشی هم بوده و هنوز هم ادامه دارد همچنین مراسم بودایی و هندویی  ابون یا بون در ایران قبل از اسلام وجود داشته است و هنوز امروزه مراسم ابون در ایران در شرق ایران و بعضی کشورهای اسلامی به شکلی تغییر یافته به عنوان سنتی اسلامی در روزهای 13تا  15 شعبان برگزار می شود. در خراسان آنرا شب برات و چراغ برات می نامند. برات به معنی روشنایی است در این روز مردم هنگام غروب در قبرستانها جمع میشدند و با افروختن آتش و گذاشتن شیرینی در کنار قبر بازگشت اموات به نزد اقوام را گرامی میداشتند.  این مراسم در قدیم در روز 15 برج 7 یعنی در جشنهای مهرگان ایران برگزار میشده است روز سیزدهم و چهاردهم و 15 مهر سه روز برات بوده است امروزه برات همزمان با نیمه شعبان برگزار می شود. دو شیر و یا سگ و یا حیوان افسانه ای نگهبان در درهای ورودی معابد بودایی و شنتویی نیز بر آمده از آیین های کهن هخامنشی است که اینگونه مجسمه های الهه نگهبان  در دروازه توری در تخت جمشید که در حقیقت شهر معابد بوده است و اله های زیادی در آنجا قرار داشته است  وجود داشته است. البته این رسم و رسومات در دوره بهرام شاه از بین رفته است و اهورا مزدا به جای همه خدایان و اله ها قرار گرفته است . چنانکه در کتیبه کعبه زرتشت در نقش رستم به نقل از موبد موبدان کرتیر آمده است که همه بتها(خدایان ) انها را نابود کردیم. در این زمان اهورامزدا به عنوان خدای یگانه معرفی شده است. دو شهر  نارا و آسوکا نام خود را از خدایان هند و ایرانی گرفته اند نارایانا یکی از اله های هند و ایرانی است و نام شهر نارا نیز از همین نام گرفته شده است. آسوکا و یا آشوکا نام یکی از پادشاهان هند و سلسله ای در هند است که خود را ادامه تمدن هخامنشیان می دانستندو بعضی آسوکا را شاهزاده هخامنشی دانسته اندزیرا سنتها و بناهای دوره آشوکای هند  و در معماری و هنر از کاخ های هخامنشی و تخت جمشید بهره برده اند. در  ستون آسوکا از گل خورشید و از پیکره شیر استفاده شده است گل آفتابگردان یا گل خورشید مورد اهمیت برای فرهنگهای ایرانی و ژاپنی است ( عجم، محمد، مجله دریای پارس 2020) در کتاب آسوکا و پارس پرفسور ئه ایچی ایموتو موارد زیادی از تشابهات آیین های بودایی و هخامنشی پرداخته است که می تواند در تایید نظریه جدیدی که معتقد است " بودا " از شاهزادگان پارسی بوده است مورد استفاده قرار گیرد.

در میان گنجینه‌های کهن شوسوئین در شهر نارا اشیائی یافت شده است که به جغرافیای ایران تعلق دارند. در پنجم اکتبر 2016 مؤسسه تحقیقات ملی گنجینه‌های فرهنگی در نارا، لوح‌های چوبی کشف‌شده در دهه 1960 میلادی در «هی جو کیو» پایتخت قدیمی ژاپن (از سال 710 تا 745 میلادی) را مورد بررسی مجدد قرار داد نام پارسی فردی در لوح  مشخص کرد که آن زمان در دربار امپراتوری ژاپن، ایرانی مقیم ژاپن اشتغال داشته یافته های باستانشناسی در چین و کره و ژاپن نشان می‌دهد تبادلات مختلف انسانی و فرهنگی بین ژاپن و ایران از 1300 سال پیش در‌حال انجام بوده است. این تبادلات فرهنگی با گذشت زمان سبب پدیدآمدن آداب و رسوم مشترکی در میان مردم ایران و ژاپن شده است و با وجود تفاوت‌هایی که در نحوه اجرای آنها مشاهده می‌شود، به نظر می‌رسد ریشه برخی از آنها یکی باشد. در این رابطه مثال‌های متعددی وجود دارد؛ برای نمونه گروهی از پژوهشگران از شباهت انکارناپذیر عید نوروز ایران و عید سال نوی ژاپن یاد کرده‌اند. در سفره نوروزی ایرانیان هفت‌سین گذاشته می‌شود و ژاپنی‌ها هم در روز هفتم سال جدید پلویی با هفت نوع سبزی طبخ می‌کنند. همچنین شباهت‌هایی میان خانه‌تکانی قبل از سال نو در ایران و ژاپن دیده می‌شود. در این رابطه گروهی دیگر از پژوهشگران به مراسم هانامی یا Hanami (که شباهت زیادی به سیزده‌به‌در ایران دارد)، امیزوتوری یا Omizutori (که مشابه با چهارشنبه‌سوری در ایران است) و اُبُن  Obon (که مشابه با سرخاک رفتن ایرانیان جهت یادآوری درگذشتگان است، اشاره می‌کنند. صومی جونیچی، رئیس مرکز اطلاع‌رسانی و فرهنگی سفارت ژاپن معتقد است موارد مشابه دیگری در فرهنگ، آداب و رسوم هر دو کشور وجود دارد که ممکن است منشأ یکسانی داشته باشند؛ برای مثال «اوتوشی داما» در سال نو. در خانواده‌های ایرانی مرسوم است که والدین و بستگان پول تو جیبی به نام «عیدی» را در نوروز به بچه‌ها هدیه می‌دهند، در ژاپن نیز همین امر صادق است، بچه‌ها در سال نو یا همان «اُوشوگاتسو»، «عیدی» هدیه می‌گیرند. همچنین در ژاپن هنوز از «کوتاتسو» یا همان کرسی در زمستان استفاده می‌شود و شکل و کاربرد آن کاملا شبیه به «کرسی» در ایران است. علاوه بر این در ژاپن فرهنگ «اُومُوتِه ناشی» وجود دارد که پذیرایی از میهمانان است. این دقیقا معادل همان فرهنگ پرمعنای «میهمان‌نوازی» است،احترام به میهمان و  با کفش داخل خانه نشدن در هر دو فرهنگ قوی است. از طرف دیگر اهمیت احترام به تفاوت‌های فرهنگی بین دو کشور را نباید فراموش کنیم.  حتی این عقیده وجود دارد که جمشید، پادشاه معروف  پیشدادی ایران که در شاهنامه و اوستا از دوره 700‌ساله سلطنت او یاد شده است، شباهت به "اِمَّه سان ژاپنی (نگهبان دوزخ) دارد. گمان می‌رود که آناهیتا، بانوی آب ایران باستان و "بنزیتن (Benzaiten)، یکی از ایزدان سعادت سال نو و نماینده زیبایی و هنر در ژاپن که معابد آن به‌طور عمده در کنار آب ساخته شده است نیز ریشه‌ای مشترک دارند. همانطور که اکنون ایرانیان به فرهنگ ژاپن نگاه احترام آمیزی دارند در دوران کهن ژاپنی ها برای فرهنگ ایرانی احترام قایل بوده اندامروزه واژگان ژاپنی سونامی، سودوکو، اوریگامی، نینجا و نظایر آن به‌طورگسترده توسط ایرانیان به کار گرفته می‌شوند.  «اِموجی»هایی که جوانان ایرانی روزانه ده‌ها بار  در شبکه‌های اجتماعی از آنها استفاده می‌کنند نیز در‌واقع ژاپنی هستند. جداول «سودُوکو» که ایرانیان به آن خیلی علاقه دارند و در دکه‌های روزنامه‌فروشی زیاد به چشم می‌خورد نیز ژاپنی است. بعضی مبادلات فرهنگی غیر مستقیم و از طریق مردمان یا جغرافیای واسطه شکل می گیرند. در ژاپن هم برای عبارت  «خسته نباشید» واژه «اُوتسکارِ ساما دِشیتا(Otsukaresama Deshita) بکار می برند که همان خسته نباشید معنی می دهد و همچنین  «دست شما درد نکنه!» که در ژاپنی «او تِه اُو وازو راوا سِماشیتا» (Otewo Wazurawase Mashita) گفته می‌شود. در زبان فارسی به حرف‌های بیهوده «چرند و پرند» گفته می‌شود.  در زبان ژاپنی هم این واژه بصورت «چاران پوران» بکار می رود.

گفته می‌شود که ریشه ساز کوتو با ساز قانون در ایران مشترک است. همچنین ساز شامیسن (Shamisen) هم از نظر ظاهر و عملکرد شباهت فراوانی به ساز سه تار ایرانی دارد. به هر حال مردم هر دو کشور به فرهنگ کشور مقابل احترام می‌گذارند و نسبت به هم محبت می‌ورزند و این از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است.

تعداد زیادی از آثار ادبی ایران، مانند «شاهنامه»، «بوف کور» و حتی کتاب‌های کودک به ژاپنی ترجمه شده است و محبوبیت زیادی در بین ژاپنی‌ها دارد؛ همانطور که سینمای ژاپن برای ایرانی ها شناخته شده است سینمای ایران نیز مورد توجه ژاپنی ها است  فیلم‌های آقای کیارستمی مانند «مثل یک عاشق» و فیلم «جدایی نادر از سیمین» از آقای اصغر فرهادی که برنده جایزه اسکار فیلم خارجی‌زبان شد، از جمله فیلم‌هایی هستند که در ژاپن نیز بسیار معروف شدند.

آقای کیارستمی تحت تأثیر کارهای کارگردان ژاپنی آقای «اُوزو یاسوجیرو» «کوروساوا آکیرا» قرار داشته است. یا کارهایی مشترکی  مانند«فرش باد»    از وزیر امور خارجه ژاپن تقدیرنامه نیز دریافت کردند. خانم شهره گلپریان که مترجم و تهیه‌کننده فیلم هستند، به‌واسطه معرفی فیلم‌های بسیاری به ایران از جمله «از سرزمین شمالی» و فیلم‌های دیگر نشان افتخار دریافت کردند. ایران نزد مردم ژاپن همچنان کشور خوش نامی است در حالیکه در سایر کشورهای جهان بدلایل متعددی خوش نامی ایران آسیب دیده است.

خانم هیروکونیشی زاوا (Hiroko Nishizawa) در ژاپن در کتابی داستانی با عنوان شاهزاده پارسی ، پروشیا– نو- سوئه ( Perushiya No Sue    از تبار ایرانی )  انتشار یافته در  1 ژوئن 1999 توسط انتشارات كودانشا، با 276 صفحه سخن از مستنداتی زده و با گواهی اسناد و نشانه های خانوادگی ، خود را نسل پنجاه و سوم از تبار شاهزادگان ساسانی که در سده هفتم میلادی و در پی ویران شدن تیسفون به خاور دور آمدند ، می داند خانواده وی از دیرباز در ناگانو ، ایالت کوهستانی در میانه جزیره اصلی ژاپن ، هونشو می زیسته اند.

او در سال 2002 در ملاقات با دکتر هاشم رجب زاده، مهری از سنگ سبز رنگ ( فیروزه یا یشم) نشان داده و گفته است که از یادگارهایی نیاکانش از روزگار ساسانیان بازمانده است او گفته است: « در دانشگاه نخست زبان وادبیات خواندم و آنگاه مطالعه هنرهای زیبا را در دانشگاه واسدا ( Waseda ) دنبال کردم. در همین سالها هرچه بیشتر شیفته کار و اثار هوکوسای (Hokusai ) هنرمند نقش پرداز شدم وکتابی در بررسی هنر او نگاشتم که با عنوان هوکوسای در توکیو منتشر شد. حقیقت اینست که هوکوسای خون بیگانه در رگها داشت و ژاپنی خالص نبود.

چون در خاندان مخصوص (خاندانی از تبار شاهان که از ایران به ژاپن آمدند) چشم به جهان گشودم زندگیم با دیگران تفاوت داشت یا حداقل این در وجودم بود که ریشه های خود را بازشناسم. شناخت این واقعیت نقطه عطفی در زندگیم بود به کار نویسندگی آغاز کردم و تاکنون بیش از سه هزار اثر ادبی و هنری ( داستان نمایشنامه، تهیه فیلم ، کارگردانی سینما و صحنه ) ساخته ام . اکنون می خواهم که درجای کارنامه زندگیم داستان «فرزند ایران» یا «شاهدخت ساسانی» رادر چنددفتر بنویسم ودر آن نشان بدهم که ژاپن عقب مانده آن روزگاران چه تمدن والایی از امپراتوری ایران باستان گرفته ونیاکانم که یکهزارو چندصد سال پیش به ژاپن آمدند چگونه به بنیاد شدن این کشور یاری دادند. (کتاب خانم هیروکونیشی زاوا، پروشیا– نو- سوئه ( Perushiya No Sue   ) (  از تبار ایرانی )  رمان و داستانی نمایشنامه مانند است و احساس خود را از زبان قهرمانان کتابش با بیانی گیرا ودلنشین باز می گوید . قهرمانان این داستان از شکوهمندی و شکوفائی ایران باستان سخن می گویند. «شماری از دانشمندان اکنون بر این نظرند که قصه هایی از سفینه قدیم شعری ژاپن مانیو، شو(Manyoshu) یا شعرها ومطالب نقل شده در کوجیکی (Kojiki ) تاریخ افسانه ای ژاپن، فراهم آمده در سال 712 م نیهونگی (Nihongi  ) یا نیهون شوکی(Nihon Shoki  ) نخستین تاریخنانه ژاپن ( تالیف شده در سال 720م ) و دیگر آثار قدیم به خواست ایرانیانی که به این سرزمین آمده بودند یا به قلم آنان سروده یا نگاشته شده است . در اسناد خاندانم ،نیز 27 دستور ، اندرز یا سخن حکمت آموز بازمانده است با بررسی این گفته ها به شگفت آمدم، زیرا دریافتم که به درستی از ایران باستان ، مایه دارد و از آن سرزمین و روزگار است.  خانم نیشی زاوا می گوید که به صحرای کبیر (افریقا) و صحاری مصر رفته اما هنوز ایران را که روح اجدادم در آنجا است ندیده ام  

 

تبار ژاپنیان

ویل دورانت در تاریخ تمدن خود ( ترجمه فارسی، بخش سوم، ص 1112) درباره خاستگاه ژاپنی ها نوشته است . « درباره اصل ژاپنیان به مانند منشا اقوام دیگر، نظریات گوناگونی اظهار شده است . سه عنصر در نژاد ژاپونی راه یافته است : عنصر سفید ابتدایی که در عصر نوسنگی ( Neolithic ) با هجرت قوم اینو از اطراف رود آموز در ژاپون پیدا شد. عنصر زرد یا مغولی که در حدود قرن هفتم پیش از مسیح از کره یا از طریق کره داخل گردید و عنصر قهوه یی – سیاه که از مالایا و اندونزی برخاست  از جزایر جنوبی به ژاپن رسید . در این کشور نیز مانند کشورهایی دیگر صدها سال گذشت تا از اختلاط نژادهای دیگر قوم یگانه ای که دارای زبانی خاص و تمدنی جدید بود، ظهور کرد . البته این اختلاط هنوز کامل نشده است. چنان که اشراف بلند بالا و لاغر و دراز سراز مردم عادی و کوتاه قامت و قطور و پهن سرمتمایزند.»

از ویژگی های رازگونه و شگفتی برانگیز تاریخ و بنیاد کشور افتاب این است که از بیش از 2500 سال پیش خاندان واحدی بر آن پادشاهی داشته اند.

به نوشته هول(J.W.Hall) محقق تاریخ ژاپن نخبگان متقدم ژاپن رزمندگان وحاکمان بودند. و با اینکه تاثیر نظام کشورداری چین موجب شد که سنت رزمندگان در ژاپن از سده هفتم میلادی برای چهارقرن سرکوب شود، در سده دوازده میلادی این طبقه رزمنده – اشراف باز در هیات سامورای پدیدار شد و تا عصر جدید ( نیمه دوم قرن نوزده( نمادین ترین نوع رهبر ژاپنی بود زیر رهبری همین سامورایی بود که ویژگی های جامعه ژاپن که با الکوهای چینی تباین دارد ، برآمد ( مقدمه صفحه های 6 تا 12)

 

آمدن ایرانیان به ژاپن

خانم نیشی زاوا «شاهدخت ساسانی » می گوید که نیاکان او پس از رسیدن به ژاپن در بنیاد کردن معبد بزرگ پایتخت باستانی کشور افتاب سهم عمده داشتند". نیهون شوکی ، تاریخنانه باستانی ژاپن در ضبط رویدادهای سال 654 م. از آمدن کسانی از ایران زمین به ژاپن یاد کرده است .

به نوشته پرفسور ائه ایچی ایموتو ( Eiichi Imoto   )« در تاریخ باستان آمده است که در دوره امپرتوری ملکه سایمی( Dsimri Tenno  ) در روز سوم از ماه هفتم سال 657 م. اسب های چاپار برای آوردن چند زن و مرد که از راه دریا به کیوشو (جزیره جنوب غربی ژاپن ) افتاده بودند، فرستادند. سپس در روز 15 همان ماه در معبد بودایی اسکوکا که تندیس بودایی ساخته شده بود. اورابون ( یادبود نیاکان ) را جشن گرفتند. گفته شده است که یکی ازین آمدگان ، به نام توکووارابیتوکنزوهَشی داچیا ، که رهبر گروه بود، بعدها همسرش را در ژاپن گروگان سپرد و خود و دیگر همراهانش بازگشتند.

«توکوارا یا دوارا تحریف شده نام »دارا« ی ایرانی است .

"هشی" در نام ، کنزو هشی داچیا  در سده هفتم ایرانیان پارسیگ تلفظ می کردندکه به معنی ایرانی است. کنزو نیز در زبان ایرانی میانه به معنی هند(خاستگان بودا) بود . براین قرار ، توکووارا بیتو کنزو هشی داچیا،« دارای بودایی ایرانی» معنی می دهد. ( مقاله پروفسور ئه ایجی ایمونو، نگاهی به رسم اورابون از دیگاه فرهنگ ایران ، ترجمه هاشم رجب زاده در : ایرانشناسی ، سال اول ، ش 4، ص 46.741)

گیکیوایتو( Gikkyo Lto  ) استاد فقید دانشگاه توکیو در فصلی از کتاب خود، کودای پگروشیا ( Kodai Pershiya) ( ایران باستان ) ، درباره آمدن ایرانیان به ژاپن نوشته است ( ص 11تا 22): « یکی از دو فرزند یزدگرد(فیروز و بهرام ) ، فیروز، به چین گریخت و گفته اند که در ایالت شیان در گذشت . اما این محقق نیست . نوکر یا ملازم او به نام دارا به ژاپن آمد و نیهون – شوکی نیز از آمدن دارا به ژاپن سخن گفته است. » نوشته سی ایچی ماتسوموتو( Seiichi Matsumoto  ) نویسنده نامور و ایران پژوه فقید معاصر در کتابش به نام از پرسپولیس تا اسوکا نیز به تاریخنامه قدیم ژاپن اشاره دارد که گفته است دو مرد و چهار زن از سرزمین تخارا به ژاپن آمدند (نیهون شوکی، ص 2: 246). او می افزید که سایمی تنو (سی و هفتمین امپراتور ژاپن که در سال های 655 تا 661 بر تخت بود( دین زردشتی داشت . اما نگفته است که این آئین چگونه به ژاپن آمد. به نوشته ماتسوموتو « از آمدن مردمی از تخارا به ژاپن د ر سایمی – کی ( Saimei Ki  ) (  تاریخانه ملکه سایمی) یادشده است .اینان باید از ایرانیان ساکن آسیای میانه(سغدیانه)بوده باشند.

ایرانیانی چنددر سده هفتم میلادی در ناحیه اسوکا (Asuka ) ( که کاخ پادشاهی اینجا بود) می زیستند... سنگ کاری بازمانده از این دوره در بناهایی در شمال جزیره کیوشو ، چنان ظریف و دقیق است که ... پیداست این فن از باختر اسیا و از جغرافیای تمدن ایران آمده بود. نقشه دومعبد بناشده در ژاپن در اوایل دوره اسوکا( سده هفتم م) یکی سی تنو جی ( Shitennoji ) و دیگری اسوکا ، قرینه سازی دارد ( اولی به طور کامل و دومی تا حدی ) طراحان معبد اسوکا که از نقشه شی تنوجی الگو نگرفتند، می بایست از مردم سغد بوده باشند، زیرا که قرینه سازی ، ویژگی بناهای ساسانی بود.»(ص 170 تا 175)

مهدیقلی هدایت( مخیرالسلطنه ) در شرح یکی از دیداردهای خود در توکیو همراه میرزا علی اصغر خان اتابک (دسامبر 1903) نوشته است : « از مقررات پروگرام یکی هم بازدید بنادر نظامی است به ناهار وعده داریم ... در سر ناهار یکی از حضار عنوان کرد که وزیر علوم ما در طوماری که از بدنه توخالی هیکل بودائی در اورد معلوم کرد که در غلبه اسکندر یکی از شاهزادگان ایران به ژاپن آمده است و رشته سلاطین ژاپن بدو منتهی می شود. در تاریخ ایران خبری از این مسافرت هست یا نیست؟ برای اتابک ترجمه کردم و جواب داده شدکه در آن هنگامه می دانیم که شاهزادگان ایرانی به جاهای مختلف متفرق شدند. به کجا رفتند نمی دانیم ... در مهاجرت قومی ازموغول مقارن همان اوقات ممکن است از شاهزادگان ایرانی کسی همراه ایشان به ژاپن رفته باشد و الله اعلم ( سفرنامه مکه ص 102)

مهاجرت ایرانیان زرتشتی به شرق دور در دوره های بعد نیز ادامه یافت. چنانکه » پس از رسمیت یافتن مذهب شیعه در دوران صفوی .. برخی از خانواده های که تبارشان به دوران ساسانی می رسید ، از راه اسیای میانه به چین مهاجرت کردند. اعقاب آنها علیرغم محرومیت هایی که تا قرن سیزدهم (هجری ) به درازا کشید، در چین زندگی کردند و حتی به احداث اتشکده پرداختند.«ا( از مقاله جمشید چاکسی : سرنوشت زرتشتیان ایران : مروری تاریخی در : ایران نامه ، سال نوزدهم ش 1-2( زمستان 1379- بهار 1380)، ص 61 تا 78)

 

گواهی تاریخ و ادب

چینیان ، ایران را پوسی ( Po-Si  ) (گارسی و عرب ها را تا-سی (Ta Si   ) (تازی ) می خواندند. در ژاپن سده های میانه هم به تقلید از چینیان مردم باختر ، آسیا را چنین می نامیدند. ژاپن از راه چین با پوسی رابطه فرهنگی داشت . گنجینه شوءسوئین ( Shosoin ) در نارا (Nara ) این را خوب نشان می دهد . در این گنجینه که از بناهای معبد بودایی هوء ریوجچی ( Horyuji ) است نوشته هایی بر الواح چوبی به زبان های سغدی و پهلوی یافت شده است که گویای این رابطه است .

چنانکه یاد شد ، پژوهندگان ژاپنی در حوزه تاریخ و تمدن ایران باستان مانند ایتو ، ایموتو و ماتسوموتو کوشیده اند تا مسیر و آثار آمدن ایرانیان و فرهنگ ایرانی به ژاپن را بیابند. به احتمال ، اسنادکارایی که برای ساختن معبد بودایی آسوکا از سرزمین کودارا( Kudara  ) ( بخشی از شبه جزیره کره) آمدند، به راستی ایرانی بودند. چون از نام شان چنین پیداست . تندیس های بازمانده در آسوکا وچند آئین مرسوم در ژاپن ، طرح و طرز ایرانی دارد.

هید اگی سوگیتا(  Hideaki Sugita  ) در فصلی از کتاب خود خاورمیانه از نگاه ژاپنی ها زیر عنوان هاشی و تایشی ( صفحه های 16 تا34)نوشته است که در داستان های ژاپن نیز همانند داستان های ایرانی می بینیم کاگویا هیمه (  Kaguya Hime ) در داستان تاکه توری( Taketori ) ( جوان خیزران افکن، نگاشته شده در اوایل سده دهم میلادی) به مردانی که خواستگار اویند ازمون های سخت می دهد : از یکی از اینان می خواهد که جامی جادویی را ، که گمان می رود همان جام جمشید باشد بیابد و بیاوردو به جوانی دیگر می گوید که پارچه نسوز از چین بیاورد. این گونه ظرایف در روزگار باستان از یونان و روم و عربستان و ایران آورده می شد. سوگیتا افزوده است : جالب است که اژدهای آتش بار ، که در داستان های چین و ژاپن پدید می اید در غرب اسیا شناخته شده بود. نیز داستان اوتسوبو (Utsubo) ( درخت میان تهی ) در همان روزگار از داستان تاکه توری گرفته شد. در این داستان لفظ هاشی بارها می آید . داستان چنین است که مردی به نام توشی کاگه ، به نمایندگی ژاپن به چین رفت اما کشتی او در میانه دریا شکست و امواج او را به هاشی افگند. سپس اب سفیدی پدید آمد (خدمتگزار کانون( Kannon ) ، ازبوداهاو او را پیش سه نوازنده کوتو ( گونه ای ساز زهی ژاپنی ) برد. به او سی کوتو هدیه دادند. و او آن را به پادشاه هاشی پیشکش کرد و اجازه یافت که برگردد و پس از 23 سال به ژاپن بازگشت. هاشی در این داستان ، جایی جنوبی تر از ایران است . در آن روزگار ، در دوره حکومت امپراتوریان سلسله سوء (  So ) یا سونگ ( Song ) در چین هم غرب ایران و هم جنوب و شرق اسیا را « هاشی » می خواندند. نوشته ای هم که راهبی بودایی به نام کی سی جو – نین در سده سیزده میلادی در سفر به چین و در بندر زیتون از چند بازرگان باختر اسیا گرفته و اکنون در معبد بودایی کوزان – جی ( Kozan Ji ) نگهداری می شود ، نشانه ای دیگر از پیوند تاریخی ایران و ژاپن است در این برگ از فردوسی، نظامی و جامع التواریخ 8 بیت شعردارد .

 

روابط تاریخ ایران و شرق

سرزمین های خاور آسیا ، خاصه چین از دیرباز برای ایرانیان آشنا بود.یکی از محققان چینی در مقاله ای درباره مناسبان دیرین ایران وچین و نیز داد و ستدمردم این دو سرزمین کهن گفته است که حتی پیش از برقرار شدن روابط سیاسی، « مردم این دو کشور با یکدیگر تماس داشتند و تجارت می کردند. و به خاک دیگر در رفت و آمد بودند.» وی می افزاید که ایجاد رابطه سیاسی این دو کشور به اواسط قرن دوم پیش از میلاد می رسد . چه در سال 116 ق. م. از طرف امپراتور چین هیاتی برای دیدار کشور اسکانی آمدند و از آنها به گرمی استقبال شده وحکومت اشکانی هم متقابلا به چین سفیر فرستاد . پس از کشته شدن یزدگر سوم آخرین پادشاه ساسانی در سال 651 و پیروز – پسر یزدگر با پسر خود به شهر چان – ان (  `Chan An ) آمد و از آنها همچون میهمانان عالیقدر پذیرایی شد. و این هردو در چین بدرود حیات گفتند. (جو- جه - چین ، روابط تاریخی میان چین و ایران ، ترجمه چانگ هونگ تین و ....، در نامواره دکتر محمود افشار ، تهران 1365 ص 2: 46-806) در تاریخ یعقوبی می خوانیم : » کشور چین کشور پهناوری است و هر کس بخواهد از راه دریا به چین برود باید از هفت دریا بگذرد که هر یک را رنگی و بویی و ماهیی و بادی است . جز آنچه در دریای بعدی است .اول دریای فارس است که باید از سیراف در کشتی نشست.... دریای هفتم ... دریای چین است ، این دریا را با باد جنوب سیر می کنند تا به دریای خوشگواری که مرزبای ها  اول معموره آنجاست برسند و از آنجا به شهر خانفو در آیند. کسی که بخواهد از راه خشکی به چین رود در امتداد نهر بلخ (جیحون ) از اراضی سغد، فرغانه ، چاچ و تبت می گذرد تا به چین رسد.

« چین را از خشکی سه مرز و از دریا یک مرز است . مرز اول ترک و تغزغز است ... مرز دوم تبت است .. مرز سوم به قومی وابسته است که آنهارا مانساس می گویند. مرز چهارم که به دریا وابسته است راه آمدن مسلمین به چین است » (احمد بن ابی یعقوب: تاریخ یعقوبی، ترجمه محمدابراهیم آیتی ، بنگاه ترجمه و نشر کتاب تهران ، 1342 ، ص 26-224)

 

شهزادگان ادیب و هنرمند

به گفته شاهدخت ساسانی ، نام چند چهره معروف ادب و هنر ژاپن در شجره خاندان نیشی زاوا آمده است که از آن میان سی شوناگون ( Sei Shonagon   ) و هوکو سای ( Hokusai )  سی شوناگون ( متولد 965م. در کیوتو) از درباریان امپراتور ایچیجو(Ichijo) و ندیمیه ملکه ساداکو(Sadako  ) در پسین دهه سده دهم ، از برحسته ترین نمایندگان ادب خاور است اما از زندگیش چندان نمی دانیم . شهرت او برای اثر ماندگارش ماکورا –نو- سوشی از نخستین نمونه های بازمانده یکی از محبوب ترین انواع ادبی نثر ژاپن موسوم به زویی هیتسو ( Zuihitsu) یا یادداشت های پراکنده است.

هوکوسای (1849-1760م) از معروف ترین صورتگران هنر اوکی یو-نه  ( Ukiyo E ) (نقش پردازی با حک کردن طرح بر لوح چوبی ) است . شاهدخت ساسانی ، والایی این هنرمند را به این مایه می داند که خون ایرانی در رگهایش بود. نیز به سخن شاهدخت ساسانی قطعه 50 در جنگ شعری مانیوء شو ، کهن ترین سفینه شعر ژاپن سروده یکی از نیاکان او ، از شاهزادگان ایرانی است، به مناسبت ساخته شدن کاخ فوجیوارا ( Fujiwara  ) در دوره تاریخ موسوم به آسوکا فوجیوار  ( Fujiwara  ) ( سال های 673 تا703) کاخ پادشاهی و پایتخت ژاپن به فرمان امپراتور تمو (Temmu) به آسوکا در ایالت کنونی نارا ( NARA  ) برده شد. و در اینجا کاخی ساختند بخشی از این قطعه مانیوء شو در اینجا می اید ( از متن ویراسته تروئوسوگا ( Teruo Suga  )  : شاهدخت افتاب ،  در این سرزمین برهنه ، در ولایت فوجیوارا، اینک کاخ خود را می سازد،  تاکه از قصر بلند برهمه این سرزمین فرمانی براند،  تاکه همچون الهه افتاب(خدای خورشید)  از آن فراز فرمانروای کند .

برگرفته از مقاله دکتر هاشم رجب زاده 1381، و مقاله چراغ برات و ابون نوشته محمد عجم منتشر شده در وب سایت دریای پارس 1399. (مرداد 1400)

 



دیدگاه خود را بیان کنید