گفتگو صمیمی با بهروز فروتن نابغه صنایع غذایی

گفتگو صمیمی با بهروز فروتن نابغه صنایع غذایی

روزبه پارساپور مدیرعامل مرکز مطالعات خلیج فارس دیدار دوستانه ای با جناب بهروز فروتن، کارآفرین نمونه کشور، نابعه وطن پرست صنعت غذایی ایران که عاشقانه برای رشد و آبادی سرزمین ایران تلاش کرده و پایه گذار صنایع غذایی بهروز است داشته که خواندن آن برای هر ایرانی جالب توجه خواهد بود.

کابینت

سقف کناف

موزه خلیج فارس

ژئوپلتیک خلیج فارس

اسناد خلیج فارس

نقشه های خلیج فارس

برگزیده هفته

آمار سایت


بازدید روز

۱۳۳۴

بازدید دیروز

۱۴۹۰

بازدید ماه

۵۵۷۳۴

بازدید کل

۵۵۵۹۰۴۷

افراد آنلاین

۱۹۸

گفتگو صمیمی با بهروز فروتن نابغه صنایع غذایی

تاریخ:۱۳۹۸/۰۲/۱۷

گفتگو صمیمی با بهروز فروتن نابغه صنایع غذایی ایران


روزبه پارساپور مدیرعامل مرکز مطالعات خلیج فارس موسسه ای که سالهاست داوطلبانه به صیانت از منافع ایران و نام بلندآوازه خلیج فارس مشغول است، دیدار دوستانه و صمیمی با جناب استاد بهروز فروتن، کارآفرین نمونه کشور، نابعه وطن پرست صنعت غذایی ایران که عاشقانه با چهره ای شاد و صمیمی برای رشد و آبادی سرزمین ایران تلاش کرده و پایه گذار صنایع غذایی بهروز است، داشته که خواندن آن برای هر ایرانی جالب توجه میباشد. بی شک سرزمین ما تشنه وجود چنین مردان بزرگ کارآفرین، شایسته و دلسوزی است که علیرغم بزرگترین چالشها سرخم نکرده و همچون دماوند استوار ایستاده اند. ايران ما شايسته بهترين‏‌هاست و وظيفه نسل حاضر است كه با الگو گرفتن از بهروز فروتن ها در تحول صنعت و تولید کالای ایرانی به‌پاخيزد و رستاخیزی ایجاد کند تا ایران از گردونه پیشرفت سریع کشورهای جهان عقب نماند. بهروز فروتن را میتوان ققنوس ایران نامید که با هر بار زمین افتادن بار دیگر از خاکستر خود برای ایران و ایرانی برخواسته است. فروتن را میتوان گنجینه ای از افتخارات نامید: او بیش از 400 لوح و تندیس افتخار داخلی و بین المللی دریافت کرده، نخستین سفیر یونیسف در ایران بوده و در سال 1384 بعنوان قهرمان قهرمانان صنعت غذایی انتخاب و تمبر یادبودی نیز به همین مناسبت در ایران منتشر شده است. وی همکار سازمان استاندارد ایران و بیش از 9 کنگره ملی صنایع غذایی دایر نموده، مشاور عالی خانه صنعت و معدن، عضو کمیسیون کار و اخلاق اجتماعی اتاق ایران، عضو مجمع خیرین دانشگاه فنی حرفه ای و دانشگاه شریف، نخستین پایه گذار مرکز تحقیقات غذایی ایران و همچنین عضو شورای صنایع غذایی کشور است. از وی بعنوان کارآفرین برتر کشور دهها سخنرانی و مصاحبه در نشریات مختلف ایران موجود است. همچنین وی نویسنده چندین کتاب منجمله کتاب همیشه برخاستن و کارآفرینی است که در دانشگاه ها مورد استفاده قرار میگیرد. استاد فروتن در بیش از 300 کنفرانس داخلی و بین المللی حضور داشته و به سخنرانی پرداخته است و بدلیل مقابله با بحرانی بیکاری در ایران توسط رئیسان جمهور وقت ایران همچون هاشمی رفنسجانی، محمد خاتمی، محمود احمدی نژاد و حسن روحانی مورد تقدیر قرار گرفته است. او در یک کلام عاشق خلیج فارس است و قلبش برای ایران می تپد.



- استاد گرامی خواهشمندم از گذشته خود و شروع مسیر موفقیتتان بفرمائید:

نام من بهروز و فامیلم فروتن است. متولد 1324 در منطقه امیریه تهران هستم و دارای 3 فرزند دختر و 4 نوه میباشم. از کودکی بدلیل از دست دادن پدرم مجبور به کار کردن بودم. در جوانی به شغل معلمی پرداختم که به آن علاقمند بودم اما بدلیل اعتماد اشتباه به دوستانم از کار شریف معلمی به فعالیت های ساختمانی کشیده شده و بدلیل اعتماد و ضمانت های که داده بودم مجبور شدم تاوان زیادی پرداخت کنم. کار ساختمانی را به صورت پیمانکاری انجام میدادم و موفقیت های خوبی هم کسب کردم. ولی باید بدانید یک اعتماد اشتباه باعث شکست میشود. وقتی خودمان اشتباه میکنیم نباید دیگران را مقصر کنیم . وقتی دیوار خانه ما کوتاه است انگیزه سرقت را فراهم کرده ایم. این ناکامی باعث شد مجبور شوم خانه شخصی ام را بفروشم و تاوان ضمانتی که کرده بودم را پرداخت کنم. من نخستین همکار ذوب آهن ایران هم بودم. پس از سپری کردن این تجربیات در بخش سوم زندگی ام وارد صنعت غذایی شدم که شما من را در این بخش میشناسید.

درسال 1358 با فروش زیورآلات همسرم و قرض گرفتن از دوستان یک آشپزخانه کوچک 11 متری با همکاری همسرم و بستگانم راه اندازی کردم. ایام تلخی را سپری کردیم چون کالای من خریده نمیشد و اقتصاد اوایل انقلاب هم به تولید هیچ اعتقادی نداشت و مردم هم من را نمیشناختند. در آن دوران متاسفانه تفکرات کمونیستی و توده ای مانع از رشد صنایع ملی و تولیدی کشور بود. اما من با سماجت بیش از حدی که داشتم بعد از 29 ماه دوندگی روزانه در ادارات دولتی ایران بالاخره توانستم مجوزهای لازم برای کار تولید غذایی را دریافت کنم که با توجه به بروکراسی شدید اداری ایران بسیار امری طاقت فرسا بود. چون من اعتقاد داشتم برای کسب موفقیت باید سختی کشید برای همین نا امید و دلسرد نشدم. به نظر من هر اتفاقی را باید به فال نیک گرفت زیرا خالق بدی، از اندیشه ما است. جالب است بدانید بعد از این 29 ماه دوندگی برای کسب مجوز، روزی که قرار بود فردای آن کارشناسان ادارات مربوطه برای نظارت و بازرسی کارآگاه من بیایند خبر آمد که کارآگاه آتش گرفته و همه چیز سوخته و از بین رفته است! زیرا همسایه کناری ما در کیلومتر 2 جاده مخصوص در شهرک اکباتان یک نجاری بوده و آنجا با پرت شدن آتش جوشکاری در تینرهای ما کل کارگاه ها سوخت! فردای آن روز آن کارشناسان بی تجربه یا بهتر است بگوییم نابخرد که از ادارات دولتی قرار بود برای بازدید بیایند آمدند و با کارگاه از بین رفته من مواجه شدند! جالب اینکه در واکنش به این حادقه گفتند آقای فروتن شما خودت از قصد اینجا را آتش زدی تا از بیمه پول دریافت کنی! این افراد که در ادارات ما بودند در حقیقت اعتقاد داشتند که نباید تولید در ایران رواج پیدا کند و ما هم در نقطه مقابل آنها اعتقاد راسخ داشتیم که این فقط تولید است که سرنوشت و آینده کشور را تعیین میکند. ما در حقیقت با یک اندیشه و تفکر که میخواست در کشور نهادینه شود در آن دوران باید مبارزه میکردیم که کاری بسیار دشوار بود ولی حداقل در مورد من آنها شکست خوردند.

بعد از این ماجرای آتش سوزی ما دوباره کار را از اول آغاز کردیم و در سال 1364 مکانی را در کرج خریداری کردیم و مواد غذایی بهروز را تولید نمودیم. مکانی 11 متری را در سال 1358 به مکانی 70 هزار متری تبدیل کردیم، چون همه منافع این صنعت را من برای خود این صنعت هزینه کردم و برای همین خیلی سریع رشد کرد. بعد از مدتی نخستین صادرات مواد غذایی را به آمریکا، ژاپن، کانادا، باکو و... صادر کردم و بعنوان اولین واحد نمونه بهداشت و کار ایران معرفی شدیم. در زمان کمی 6 واحد در سطح کشور با کیفیت تحت لیسانس ما مشغول به کار شد و 40 هزار مرکز و شبکه مواد غذایی با 700 پرسنل توزیع در کشور ایجاد کردم. در صنعت تحت مدیریت من حدود 5000 پرسنل مشغول به کار بودند که اقدامی بزرگ برای اقتصاد کشور بود.


- چه مسائلی باعث شد که شما مجبور به واگذاری صنایع غذایی بهروز شدید؟

در اوایل سال 1390 بعد از سالها تلاش و کوشش دستان پشت پرده ای که از 3 سال قبل برنامه ریزی کرده بودند باعث شدند جلوی حمایت های دولت به کارخانه ما گرفته شود و من را تحت فشار قرار دادند که اقساط عقب افتاده را باید خیلی سریع پرداخت کنید. من را وادار کردند که علیرغم میل باطنی بهروز که دلبند تولیدم یا همان فرزند زایده اندیشه ام بود را واگذار کنم. در اول فروردین 1390 متاسفانه این افراد با زور و روشهای حقوقی که همان تصرف عُدوانی یا زور وارانه میگویند این صنعت خوش نام کشور را تصرف کردند و از فردا آن روز، من حتی نتوانستم وسایل شخصی ام را از دفتر کارم خارج کنم. روزهای بسیار سختی بر من گذشت و حتی برای این واقعه گریه کردم. من خیلی تلاش کردم که این صنعت را دوباره به آغوش خانواده خودش باز گردانم، اما متاسفانه تاکنون موفق نشده ام. این اتفاق در حقیقت حیثیت تولید ایران را لکه دار کرد و من واقعا برای مسئولین کشورم متاسفم که با یک صنایع غذایی موفق ایرانی اینگونه برخورد شده است. من اکنون با 65 سال سابقه کار و تلاش جز حقیقت چیزی نمیگویم و هیچ چیز هم از دولت نمیخواهم، فقط میخواهم مسئولین و دادستان یک بار دیگر این پرونده را بررسی کنند چون خداوند جای حق نشسته و نباید این ناحق پایدار بماند. این افراد با استفاده از نقاط تاریک قانون ایران، کارخانه بهروز را از من گرفتند و همسر من خانم بهجت مجیدی نامی که برای 100 زن بدسرپرست آنجا اشتغالزایی کرده بود را شبانه بیرون کردند! البته شرکتها و برندهای دیگر هم متاسفانه چنین سرنوشتی داشتند. عدم تامین نقدینگی باعث شد برخی واحدهای معروف صنایع غذایی مثل شرکت «مهرام» واگذار شود یا شرکت «چین چین» هم تعطیل شود. اگر بانک با سرمایه ای که تامین کرد به داد شرکت «یک و یک»، نمی رسید آن هم یا تعطیل میشد یا باید به فرد دیگری واگذار میشد. البته واگذار هم شد ولی با تامین منابع بانک. بعد از این حادثه من و خانواده بسیاری از چیزهایمان را از دست دادیم. اما به تازگی در فروردین 1398 منطقه 17 تهران سوله ای 2000 متری از سوی شهرداری تهران گرفته ام و با تلاش شبانه روزی آنجا را به واحد تولیدی آموزشی تبدیل کرده ام و کالای ایرانی تولید و بیرون دادیم. این سوله به واحدهای مختلف همچون سفالگری، خیاطی، صنایع دستی، قالی بافی، نقاشی، پزشکی، آمفی تئاتر و پیشاهنگی و آموزش مهارت های زندگی تقسیم شده است که مورد استقبال شهروندان این منطقه نیز قرار گرفت است. من واقعا امیدوارم دولت فکری برای این معضل بیکاری که بسیار در کشور فراگیر شده است بکند، زیرا تداوم این شرایط بسیار خطرناک است. مردم در چنین شرایطی که کار وجود ندارد بنظر من بروند در فعالیت های مختلف اجتماعی یا سازمانهای مردم نهاد مشارکت کنند بهتر است ولی بیکار ننشینند.


- لطفا دیدگاه خود را در خصوص معضل بیکاری و شرایط اقتصادی ایران بفرمائید:

جوانان ما اکنون اگر از کاری که انجام میدهند راضی نیستند باید عاشق کارشان شوند تا بتوانند در آن کار حرف اول را بزنند و موفق شوند. اگر عاشق کارمان شویم تولید رونق میگیرد، اشتغال ایجاد میشود، جامعه پیشرفت میکند، صادرات انجام میگیرد و کشورمان به جایگاه بالای جهانی دست پیدا میکند. انگیزه اصلی کار باید خدمت به جامعه و ارتقای بشریت باشد. پول تنها بخشی از کار است. این فرهنگ را باید دولت از کودکی در جامعه ایرانی نهادینه کند، اما متاسفانه باید واقعیت را بگویم که این پدیده نفت ما ایرانی ها را تن پرور و مصرف کننده کرده است. دولت باید به جای اینکه از نفت بعنوان کلید اقتصاد ایران استفاده کند، باید به نفت نگاه یک اندوخته و سرمایه ملی نگاه کند و آن را صرف توسعه زیرساخت ها نمایند، اقتصاد کشور را فقط میتوان با تولید داخلی و صادرات اداره کرد نه نفت فروشی. مسئولین ما بیشتر کار کمیتی کرده اند یعنی ما پس از انقلاب رشد خیلی خوبی کردیم چون قبل انقلاب تنها 600 واحد مواد غذایی داشتیم اما الان 12 هزار تا. اول انقلاب 3 هزار واحد صنعتی داشتیم اما الان 80 هزار واحد صنعتی داریم. اما اینهمه واحد تولیدی و صنعتی کیفیت را اولویت خود نمیدانند و به کمیت توجه دارند، برای همین اکثر این واحدها امروز با 20-30 درصد توان خودشان تولید میکنند و تقریبا نیمه تعطیل هستند. اگر دولتمردان ما به تولید ملی ایران مانند پدر و مادر خودشان احترام میگذاشتند و بعنوان هویت ملی به آن نگاه میکردند امروز صنعت ما چنین مشکلاتی و چالش های بزرگی نداشت.


- پند شما به جوانان ایرانی چیست؟

من همیشه به جوانان و دانشجویانم چند پند مهم میدهم و میگویم بیگاری بکنید ولی هرگز حتی یک روز هم بیکار نباشید زیرا بیکاری عامل فساد و خمودگی است. در صنعت باید همیشه کیفیت حرف نخست را بزند و نباید بگذاریم کیفیت فدای کمیت بشود. من برعکس کسانی که میگویند نصفه پر لیوان را ببینید، من میگویم شما باید نیمه خالی لیوان که مشکلات و مصائب و سختی ها است را ببینید ولی در عمل پر عمل کنید.


- پیام شما به ایرانیان سرمایه دار خارج کشور چیست؟

من به همه تاجران و سرمایه دارن ایرانی خارج کشور میگویم شما باید عاشق مام وطن باشید تا این سرزمین رشد کند. دولتمردان باید شرایط را برای بازگشت یا سرمایه گذاری آنها در وطن خودشان مهیا کنند و آنها بخشی از درآمدشان را به میهن خودشان بازگردانند و اینجا را آباد کنند. مردم ما به این سرزمین تعلقات تاریخی دارند و باید همگی از آن صیانت کنیم. اگر دولت شرایط را فراهم نکند، خب ایرانیان خارج کشور هم تمایلی برای بازگشت یا سرمایه گذاری در ایران ندارند و در نتیجه این کشور آباد نخواهد شد.


- لطفا نظر خود را درخصوص خلیج فارس و وطن بفرمائید:

ما باید هشیار باشیم و از این کشور دفاع کنیم، ممکن است این دست درازی که امروز به خلیج فارس شده فردا به خوزستان بشود، پس فردا به سیستان و بلوچستان یا آذربایجان. به همین دلیل ما ایرانی هستیم و باید سرباز این کشور باشیم. خاطرم هست من به نمایندگی از صنایع غذایی بهروز در دهه 80 صدها پوستر رنگی پشت چسب دار، با نماد ایران و خلیج همیشه فارس طراحی و چاپ کردم و آنرا در سراسر کشور پخش کردم. چون عاشق ایران و این سرزمین هستم و وظیفه خودم بود و سعی کردم دین خودم را به آن ادا کنم. همه ما ایرانی ها یک نقطه مشترک داریم، فارغ از دین و مذهب و عقاید شخصی و جناحی و آن سرزمین ایران است که همه ما را متحد کرده است. امیدوارم ایران ما همواره آباد و سربلند باشد.


- درباره شعار شما که سلام است بفرمایید:

من بنیانگذار صنایع غذایی بهروز هستم. من اسمم بهروز است. من مبتکر خلاقیت هستم. اجازه دارم از برند خودم و سلام استفاده کنم. سلام یک کلمه عام است. من می گویم باز هم سلام. یعنی مجددا به شما سلام می کنم. تجربیات گذشته را امروز در این عرصه به کار می گیرم. سلام، کلمه مقدسی است. سلام یک پیام فرهنگی است. یک الهام از موقعیت قدرشناسی نسبت به همدیگر است. من با شعار "دوست من سلام" هویت ملی خودم یا هویت کیفیتی خودم را حفظ کردم.


- توصیه شما به مصرف‌کنندگان ایرانی چیست؟

نه کم‌مصرف کنید، نه زیاد، نه کم بخرید نه زیاد! بلکه می‌گویم که دانش استفاده از مصرف را به دست آورید، اگر بگوییم که کم بخرید، ولع پیدا می‌کنید و اگر گفته شود که زیاد بخرید، هیجان‌زده می‌شوید، ولی باید دانش استفاده از کالا را داشته باشید و به اندازه خرید کنید. این دانش باید در تمامی مشاغل و سطوح وجود داشته باشد، در قلم، در گفتار، در خرید، در روابط زناشویی، در کارمندی، در مدیریت و به طور کلی در همه سیستم‌ها و اگر این دانش توسط افراد به خوبی به دست آید، جامعه بدون زیان و ناهنجاری پیش خواهد رفت و ارتباطات عاطفی به درستی برقرار خواهد شد، برای مثال ما سه برابر سهم جهانی دارو مصرف می‌کنیم، چهار برابر سهم جهانی، نوشابه، شش برابر سهم جهانی، بنزین استفاده می‌کنیم، اما در مقابل یک‌سوم سهم جهانی لبنیات، سبزیجات و آن چیزی را که باید استفاده کنیم را به مصرف می‌رسانیم، پس اگر دانش داشته باشیم، هزینه کمتری خواهیم پرداخت، به آرامش بیشتری خواهیم رسید، در پایان نیز باید بگویم که همه شما را دوست دارم، ایران‌زمین پر از موفقیت است، به شرط آنکه من و تو ایران را دوست داشته باشیم‌.

 

- استاد عزیز از وقت ارزشمندی که به مرکز مطالعات خلیج فارس اختصاص دادید بسیار سپاسگزاریم جناب فروتن عزیز و باعث افتخار ما بود امروز در کنار نابغه صنایع غذایی ایران و کارآفرین برتر کشور حضور داشتیم. از خداوند منان برای جنابعالی سلامتی و موفقیت روزافزون و طول عمر مسئلت داریم. به رسم یادبود لوح تقدیری به پاس بیش از 4 دهه تلاش و کوشش مجاهدانه جنابعالی در صنایع غذایی کشور تقدیم حضور میگردد.

 

دیدار روزبه پارساپور مدیرعامل مرکز مطالعات خلیج فارس با استاد بهروز فروتن نابغه صنایع غذایی ایران

دیدار روزبه پارساپور مدیرعامل مرکز مطالعات خلیج فارس با استاد بهروز فروتن نابغه صنایع غذایی ایران

 

بهروز فروتن در مرکز کارآفرینی منطقه 17 تهران

بهروز فروتن در حال راه اندازی مرکز کارآفرینی جدید خود در منطقه 17 تهران

 

بهروز فروتن در مرکز کارآفرینی منطقه 17 تهران

نمونه واحدهای تولیدی جدیدی که بهروز فروتن در حوزه تولید پوشاک افتتاح کرده است


سمانه ۱۳۹۸/۰۳/۰۶
درود به استاد فروتن نابغه صنایع غذایی ایران وجود شخصیت های بزرگی چون شما باعث افتخار ایران و ایرانی است

دیدگاه خود را بیان کنید