فراز و فرودهای جزایر سه گانه و اهمیت آن برای ایران

فراز و فرودهای جزایر سه گانه و اهمیت آن برای ایران

همه ساله درآستانه 9 آذرماه سالروز بازپس گیری جزایر سه گانه از چنگ استعماربریتانیا همواره این پرسش دراذهان برخی ایرانیان مرور می گردد که اهمیت راهبردی این سه جزیره از چه رویی است و یا اینکه ادعاهای کشور همسایه امارات دال براشغال جزایر توسط ایران از چه خواستگاهی نشأت می گیرد؟ پیش ازهرنکته ای میبایست به این مورد مهم اشاره ای داشت که اساسا ً منطقه خلیج فارس به دلیل ماهیت ژئوپلتیک و ژئواستراتژیکی که ازآن برخوردار است وبه جهت دارا بودن منابع سرشار انرژی یکی از حساس تری نقاط جهان بوده

موزه خلیج فارس

ژئوپلتیک خلیج فارس

اسناد خلیج فارس

نقشه های خلیج فارس

برگزیده هفته

آمار سایت


بازدید روز

۴۸۷

بازدید دیروز

۲۲۲۳

بازدید ماه

۴۲۸۶۳

بازدید کل

۷۶۱۴۰۳۰

افراد آنلاین

۱۷۴

فراز و فرودهای جزایر سه گانه و اهمیت آن برای ایران

تاریخ:۱۳۹۳/۰۹/۲۵

فراز و فرودهای جزایر سه گانه و اهمیت آن برای ایران


مقدمه؛
همه ساله درآستانه 9 آذرماه سالروز بازپس گیری جزایر سه گانه از چنگ استعماربریتانیا همواره این پرسش دراذهان برخی ایرانیان مرور می گردد که اهمیت راهبردی این سه جزیره از چه رویی است و یا اینکه ادعاهای کشور همسایه امارات دال براشغال جزایر توسط ایران از چه خواستگاهی نشأت می گیرد؟ پیش ازهرنکته ای میبایست به این مورد مهم اشاره ای داشت که اساسا ً منطقه خلیج فارس به دلیل ماهیت ژئوپلتیک و ژئواستراتژیکی که ازآن برخوردار است وبه جهت دارا بودن منابع سرشار انرژی یکی از حساس تری نقاط جهان بوده تا جایی که اهمیت آن در طی قرون گذشته تا به دوران معاصرنه تنها کاهش نیافته بلکه روبه فزونی نیز نهاده است.در واقع دومقوله انرژی وامنیت مولفه های کلیدی خلیج فارس همواره مورد عنایت بوده است بدین سان چنین موقعیتی سبب گردیده تا این منطقه مورد توجه قدرتهای استعماری وجهانی قرارگیرد. درمنطقه خلیج فارس نزدیک به 130 جزیره کوچک و بزرگ وجود دارد که  درباره اعمال حاکمیت بربرخی ازین جزایرمابین کشورهای ساحلی اتفاق نظری نیست.دراین راستا یکی از پرسروصداترین موارد مناقشه مربوط به تنب ها و ابوموسی می باشد.

کلید واژه؛ ایران،بریتانیا،خلیج فارس،تنگه هرمز،ابوموسی،تنب بزرگ،تنب کوچک،جزیره

تنگه هرمز؛
تنگه هرمزآبراهی ای بسیار باریک با بیش از 100مایل درازا است که به دو بخش آبراهه بین المللی تفکیک شده است درواقع این تنگه،خلیج فارس را ازطریق دریای عمان به دریاهای آزاد متصل می نماید.خلیج فارس 60 درصد از انرژی جهان را درخود جای داده و40 درصد ازنفت جهان ازطریق تنگه هرمز ارسال می گردد ضمن اینکه روزانه مابین20 تا30 نفتکش ازین تنگه می گذرد.بعد ازپیروزی انقلاب اسلامی وروی کارآمدن نظام جمهوری اسلامی در ایران و ایجاد تقابلات سیاسی مابین ایران وجهان غرب،خلیج فارس وتنگه هرمز جولانگاه کشورهای غربی گردید که مدعی بودند حضور ایشان صرفا ً می تواند امنیت را به این ناحیه بازگرداند حال آنکه پس از این حضور نامیمون غرب ،درحقیقت تنگه هرمز به یکی ازمناطق بحرانی جهان مبدل شده است.

زندگی اقتصادی ایران به استخراج انرژی های فسیلی و صادرات آن به افسی نقاط جهان ازمبادی خلیج فارس مخصوصا ً تنگه هرمز بستگی دارد.بنابراین مقوله امنیت این تنگه از ارکان اصلی سیاست خارجی دولتین ایران بوده وخواهد بود.کشورایران با توجه به عمق راهبرد دفاعی وامنیتی خود وهمچنین درمیان بودن جزایرگوناگون درنزدیکی این تنگه والبته محاسبه خطوط کرانه های همه جزایرخود قراردادی را در دهه 70 میلادی با کشورعمان امضا کرد،این قرارداد مرزی که پس ازماجرای قائله عملیات ظفاردرعمان که منتج به بازپس گیری سکان هدایت و رهبری توسط سلطان قابوس براین کشورگردید، درتاریخ 20 ژوئیه 1974با این سلطان نشین منعقد شد که برطبق مفاد آن ایران دارای مالکیت سیاسی وجغرافیایی دربخش های وسیعی از تنگه هرمز گردید و این قرار داد از 28 مه 1975 به مرحله اجرایی شدن رسید.طبق ماده سه کنوانسیون حقوق دریاها که در جامائیکا در سال 1982 به تصویب رسید حداکثر عرض دریایی سرزمینی 12 مایل دریایی معادل 5/22 کیلومتر محسوب شده و 2 کنوانسیون پیشین نیزبوسیله سازمان ملل متحد درخلال سالهای 1958 و 1960 منعقد گردید همین رویه را مورد محاسبه قرار داده بودند توضیح اینکه هرمایل دریایی درحدود 1852 متراست .با این تفاصیل وبا عنایت به این امرکه عرض تنگه هرمز درحدود 34 مایل بوده کشورمان با محاسبه 12 مایلی محدوده مجاز خود این توان را دارد که درباب این تنگه اعمال نظر مستقیم بنماید .این نکته نیز می بایست مورد توجه قرارگیرد که ایران به تنهایی 5/56 درصد کل سواحل خلیج فارس را دراختیاردارد بنابراین با توجه به اهمیت ژئواستراتژیکی این ناحیه بین المللی هرمیزان که ایران برعمق نفوذ سیاسی وجغرافیایی خود درآن بیافزاید امکان آنکه درمعادلات جهانی با دستی فراترحضور یابد بیش ازپیش خواهد بود.قدرت سخت ازعناصر جغرافیای سیاسی نشأت می گیرد واز دلایل با ارزش قدرت گیری ایران درمنطقه خاورمیانه،تنگه هرمز وجزایرپیرامون آن است.

جزیره ابوموسی؛
ابوموسی آخرین نقطه خط منحنی استراتزیکی مورد توجه ایران را تشکیل می دهد.این جزیره در 31 مایلی خاوری جزیره ایرانی سیری،42 مایلی جنوب بندر لنگه،وحدود 40 مایلی بندر شارجه قرار دارد.ابوموسی از دو تنب بزرگتر وتقریبا ً به شکل مستطیل است.این جزیره در میان دو زاویه متقابل به طور مورب قرار گرفته و حدود سه مایل امتداد دارد.ارتفاع بخش اعظم جزیره ازسطح دریا کمتر است و از دشت های شنی تشکیل شده،به ویژه در جنوب و مرکز،این دشت ها فراوان بوده اما سطح جزیره ناهموار است.(مجتهد زاده،1385)

به موجب یادداشت تفاهمی که  درنوامبر 1971 میان ایران و شارجه امضا شد،ساکنان بومی روستای ابوموسی تحت حاکمیت شارجه بوده واین درحالی است که حاکمیت بربخش های استراتژیکی جزیره وساکنان آن به ایران واگذارشده است...تماس بین ایرانیان و اهالی شارجه در جزیره به ندرت روی می دهد.اما در مواقع اضطراری مانند خراب شدن دستگاه آب شیرین کن،آنها به یکدیگر یاری می رسانند...ابوموسی به ویژه به داشتن ذخایر اکسید آهن قرمز شهرت دارد.نخستین امتیاز بهره برداری از این ذخایر را شیخ قاسمی لنگه در اواخر سده،به ازای حق الامتیاز سالانه250پوند به یکی از بومیان بندر لنگه اعطا کرد.(مجتهد زاده،1385)

نفت ابوموسی نیزبه حوزه مبارک،دربخش خاوری جزیره محدود می شود که ازبهترین نوع و کیفیت درخلیج فارس،برخوردار است.ابوموسی جنوبی ترین جزیره در خلیج فارس است که باعث گستردگی آب های کشور شده وهمچنین باعث گستردگی حاکمیت ایران برفلات قاره می شود.(مهران پور مهرانی ،1389)


این جزیره یکی از نقاط حساس برای درخطر قراردادن تنگه هرمز است وبه دلیل این که وضعیت سیاسی وادعاهای مالکیت شارجه بر این جزیره تعقیب می شود توجه به این جزیره استراتزیک را دوچندان می کند.(کامران،جغرافیای نظامی جزایر)

تنب بزرگ؛
جزیره تنب درحدود 17مایلی جنوب باختری قشم درشمال خط میانه خلیج فارس واقع شده است.فاصله این جزیره ازبندرلنگه 30 مایل است و از امیرنشین رأس الخیمه بیش از 46 مایل فاصله دارد.واژه تنب در گویش تنگستانی(جنوب ایران)به معنی تپه است.با توجه به فاصله تنب بزرگ نسبت به دهانه خلیج فارس،ارزش استراتژیک آن به تنهایی چندان نیست.البته در زنجیره دفاعی مفروض ایران،حلقه استراتزیک ارزشمندی شمرده می شود(مجتهد زاده،1386)

این جزیره تقریبا ً دایره شکل است و حدود دو ونیم مایل قطر دارد.سطح جزیره،شن زاری خشک است با تپه هایی که بلندترین نقطه آن در بخش شمال باختری است و53 متر ارتفاع دارد.تنب بزرگ دربخش جنوبی همواراست ومناسب ترین لنگرگاه جزیره را دراین بخش از کرانه جنوبی باید جستجو کرد.جمعیت اندک جزیره،آمیزه ای است ازایرانیانی که اصلا ً از بندرلنگه اند وعرب هایی که اصلا ً ازقبیله بنی یاس دبی هستند.(مهران پور مهرانی ،1389)

تنب کوچک؛
درفاصله 8 مایلی ازباختر تنب بزرگ،جزیره تنب کوچک واقع شده است وبلندترین نقطه آن 35 متر ارتفاع دارد.جزیره ای غیر مسکونی است که از دیدگاه استراتژیک تنها بعنوان حلقه ارتباطی برای تنب بزرگ دارای اهمیت است. (مجتهد زاده،1386)
جزایر تنب و ابوموسی،پیروز مجتهدزاده، دفتر مطالعات سیاسی وبین المللی،1386 صفحه 38

دوری این جزیره ازبندرلنگه 27مایل(50کیلومتر) بیش نیست،این جزیره تقریبا ً مثلثی شکل و دوری بین اضلاع آن ازیک مایل بیشترنیست.پهنای تنب کوچک،درپهناورترین نقطه بخش جنوبی،از سه چهارم مایل فراتر نمی رود.یک تپه صخره ای تیره رنگ،در بخش شمال باختری جزیره وجود دارد که بلندترین نقطه تنب کوچ است و32 متر ارتفاع دارد.( مهران پور مهرانی ،1389)

چون این جزیره حریم آب های قانونی سواحل خلیج فارس را گسترش می دهد و در نزدیکی خطوط کشتیرانی می باشد وبه کلیه ناوهایی که قصد عبور از تنگه هرمز را دارند اشراف دارد.از طرفی می تواند عقبه ای برای تنب بزرگ محسوب شود،همچنین خط مقدمی برای حفاظت از بندر لنگه بوده که ارزش نظامی دارد. (کامران،جغرافیای نظامی جزایر)

جایگاه ویژه جزایر در نخستین خط قوسی دفاعی ایران؛
توجه به این نکته بسیارحائز اهمیت می باشد که تنها مجرای ورودی خلیج فارس به اقیانوس هند وبطورکل دریاهای آزاد تنگه هرمز بوده وطبیعتا ً بدون دسترسی و منوپولی سیاسی،نظامی برآن به هیچ وجه نمی توان ازمخاطرات امنیتی جهان خارج از این محدوده جغرافیایی پیشگیری نمود.کشور ایران دارای شرایط خاص بهتری به جهت نگاهبانی ازتنگه هرمزهست که ازعلل عمده آن را می توان برخورداری از بنیه نظامی قوی درمنطقه نام برد وهمچنین وجود جغرافیای سرزمینی ای که برمبنای آن همه کرانه های شمالی خلیج فارس،تنگه هرمز و دریای عمان در قلمروی ایران زمین می باشد و ازتنگه هرمز با توجه به وجود جزایرموثر خود به بهترین شکل ممکن می تواند پاسداری نماید.

درحقیقت ایران دربخش دهانه تنگه هرمز دارای6 جزیره راهبردی است که عبارتند ازلارک،هرمز،هنگام،قشم،تنب بزرگ وابوموسی که ازموقعیت جغرافیایی راهبردی ویژه ای برخوردارند زیرا که نخستین خط قوسی دفاعی ایران را در حدود تنگه هرمز شکل داده اند.این خط دفاعی برای نگاهبانی و حراست از تنگه هرمز ومقوله کشتیرانی بین المللی از جایگاه بسیار با ارزشی برخورداراست.هرچند که جزایرتنب وابوموسی هریک به تنهایی دارای جایگاه ژئواستراتژیکی آنچنانی ای نیستند وصرفا ً به جهت حضور در نخستین خط قوسی دفاعی از اهمیت برخوردار می شوند هرچند این نکته را نیز نمی بایست ازنظر دور انداخت که اساس ً کشتی های حامل نفت پس از وارد شدن به کرانه های خلیج فارس ازفراز تنب بزرگ وکوچک عبورمی کنند ودر زمانی گه قصد برگتن دارند از میانه دو تنب می گذرند.با توجه به عبور و مرور کشتی های بازرگانی ونفتکش ها ازمجاورت این جزایر برپایه موازین حقوق دریاها قانون سوم ناظر بر کشتیرانی،هر دولتی که مالک تام این جزایر باشد می تواند هزینه خدمات مخابراتی و علائم ناوبری را دریافت کند.

درهمین راستا خط دوم دفاعی درخلیج فارس مربوط به پایگاه های نظامی ایران دربندر چابهار،بندر عباس وبندربوشهراست.این بنادر بصورت پوشش دهنده جزایر6گانه درمحدوده تنگه هرمزعمل می کنند ودارای موقعیت مناسب آفندی وپدافندی هستند.نگاهبانی ازین بنادردرحقیقت حکم به نگاهبانی ازبندرعباس را داراست ونگاهبانی ازبندرعباس به منزله نگاهبانی از امنیت ایران زمین برشمره شده زیرا که بندرعباس دربخش جنوبی فلات ایران واقع گشته ومسیر بندرعباس بسوی کرمان از مهمترین را ههای ارتباطی به داخل فلات ایران تلقی می شود.با این تفاصیل جایگاه ویژه جزایر تنب و ابوموسی برای کشور ایران دارای اهمیت خاص راهبردی استراتزیک هست ودرمقابل با توجه به ادعاهای کشورامارات برای ایشان به هیچ وجه ازچنین اهمیتی برخوردار نیستند."یکی ازانگیزه های امارات متحده عربی در بازگویی ادعاهای بی پایه آن است که در زنجیره دفاعی ایران رخنه کند،زیرا جزیره های ایرانی حتی آنهایی که چند کیلومتر مربع بیشتر وسعت ندارند مکانهایی بالقوه از نظر استقرار تجهیزات نظامی چه ازسوی ایران چه بر ضد آن می باشند.این جزیره ها فراهم کننده عملیات دریایی در پهنه خلیج فارس برای ایران و نیز سکوهای دیده بانی وکنترل خلیج فارس به شمار می روند".(شهاب ناصری)

جزیره های تنب بزرگ،تنب کوچک وابوموسی ازدوران های بسیار کهن بخشی ازمحدوده جغرافیایی ایران زمین بوده اند.پژوهش ها وکاوش ها وهمچنین اسناد متقن حقوقی و تاریخی به ما نیک نشان می دهند که این جزایر از دوهزارسال پیش ازمیلاد مسیح،توسط حکامی که در قلمروی جغرافیایی ایران زمامداربودند اداره میشدند.درواقع خلیج فارس وتمامی جزایر آن دردوران عیلامی ها،مادها،هخامنشیان،اشکانیان،ساسانیان،دوران اسلامی وپس ازآن نیز همواره وبطور پیوسته بخشی از خاک این سرزمین بوده اند.فی الواقع  نظر به جزایر سه گانه درمجاورت تنگه هرمز و دغدغه های امنیتی و نظامی  راهبردی آنها این دیدگاه را مورد توجه قرار می دهد که این سه جزیره اندک زمانیست که مبدل به محل مناقشه مابین دول ایران  و امارات گشته و تا مدتها که این جزایر جزئی از محور جزیره هرمز بودند اساسا ً مورد توجه وعنایت قرارنداشتند ولیکن با کشف منابع انرزی درفلات قاره وهمچنین تغییرات ژئوپلتیکی در دوران معاصر بر سر مالکیت آنها ادعاهایی بروز و ظهور نمود.

خلیج فارس وجزایر آن محل تاخت و تاز قدرت های استعماری غرب؛
درسال 1498 میلادی دریانورد بزرگ پرتغالی "واسکو دوگاما" از طریق  راه دریایی آفریقا به اقیانوس هند رسید این سال حقیقتا ً سال مهمی در تاریخ دریانوردی و اکتشاف سرزمین های دیگر برای دول استعماری قلمداد می شود.به موجب گزارشی که وی از سفر خود ارائه داد،بسیاری از بازرگانان و حتی مقامات کلیسا و پادشاه پرتغال ژوان دوم را متوجه سواحل خلیج فارس نمود.پس از چندی در سال 1507 میلادی نیروی دریایی پرتغال به فرماندهی "آلفونسو آلبو کرک" پس از گذر از دهانه تنگه هرمز موفق به اشغال جزیره هرمز شد.این آغاز سلطه استعمارگران پرتغالی بر خلیج فارس وتمامی جزایر آن از جمله جزایر سه گانه گردید.این سلطه گری تداوم داشت تا اینکه در سال 1622 میلادی نیروهای ایرانی باحمایت بومیان منطقه ای در جزایر والبته کمک نیروهای دریایی انگلستان، پرتغالی ها را بطور تمام و کمال از منطقه خلیج فارس و دریای عمان خارج نمایند.

"متأسفانه در دوره صفویه،سیاستگران بی سیاست ایران به دستورشاه عباس اول،بی آنکه به چگونگی و عواقب شوم همکاری با بیگانگان چنان که باید،آگاهی داشته باشند،مقدمات ورود انگلیسی ها را به بهانه سرکوبی و بیرون راندن پرتغالی ها فراهم آوردند.اما آن سان که تاریخ نشان می دهد،این قدرت تازه نفس و برخوردارازانقلاب صنعتی اروپا، با تجهیزات دریایی ونظامی جدید،پس ازبیرون راندن رقیبان همانند قدرت برتر درمنطقه حاکمیت یافت." (تکمیل همایون،1390)

قوای ایرانی به فرماندهی امام قلی خان نزدیک به یک ماه به مبارزه با نیروی دریایی پرتغال پرداختند ودراین بین بیش از 1000 ایرانی شهید شدند.جالب اینجاست که در طی این مدت 117ساله پادشاهان پرتغال خود را تحت عنوان "امپراتور پرتغال،آفریقا و پارس"می نامیدند.دوره استیلای پرتغالی ها بر خلیج فارس تنها یک نکته مثبت برای ایران داشته وآن هم این است که بی نظیرترین و ارزشمند ترین نقشه ها درباره خلیج فارس تهیه شده و درحال حاضر دربسیاری از موزه های معتبر جهانی والبته به عنوان میراث بشری نگاهبانی می شود.پس از وقایع خروج پرتغالی ها از خلیج فارس کشور هلند در سال 1625 میلادی با افتتاح نمایندگی تجاری خود درجزیره هرمز وبعد دربندرعباس تمامی مساعی خود را براین داشت که سهمی از بازرگانی این ناحیه را به عهده داشته تا ازین طریق راه نفوذ و سلطه خود را هموار سازد.دراین میان رقابت بر سرحضور فعالانه در خلیج فارس مابین دول انگلستان،فرانسه وهلند بالاگرفت و البته هلند که یارای این چنین زورآزمایی ای را نداشت هیچ گاه نتوانست درسطح پرتغالی ها جزایر و کلیت منطقه را تحت اختیارخود قرار دهد و دراواسط قرن 18 ودرسال 1766 میلادی مجبور به ترک خلیج فارس شد.این دوران مصادف است با روی کار آمدن نادرشاه افشار که توانست قدرت و وسعت امپراتوری ساسانی را محقق سازد ولیکن با درگذشت این بزرگ مرد تاریخ پس ازاسلام ایران درسال 1747 میلادی مجدداً کنترل ایران برجزایرخلیج فارس به حداقل رسید وبرخی ازین جزایر ازجمله بحرین، رأس الخیمه وهمچنین برخی قبایل قاسمی از دادن مالیات به دولتین مرکزی ایران خودداری کردند وتقریبا به صورت مناطق تفکیک شده از جغرافیای ایران درآمدند. در سال  میلادی1820 دولت بریتانیا آنها را تحت قیومیت خود نهاد واین دوران را می توان سرآغازی بر حضور گسترده نظامی ،سیاسی انگلستان در خلیج فارس نامید.

"انگلیسیها جنوب سواحل عمان را دریای عرب نامیدند و شمال عمان را دریای اومان نام گذاری کردند؛در حالی که اومان بندری پارسی در شمال کشور فعلی عمان بوده است.بدین ترتیب دریای پارس که قدما آن را یکی از چهار دریای بزرگ جهان توصیف می کردند،به منطقه کوچکتر خلیج فارس فعلی عقب رانده شده است وساحل جنوبی آن در قلمرو کشورهای عربی قرار گرفت وبهانه های به دست اعراب داد تا به تغییر این نام کهن باستانی بپردازند." (عجم،1388)

پالمرستون وزیر امورخارجه بریتانیا و ازمغزهای متفکر استعمار این کشور درسال 1838 میلادی درباره خلیج فارس عنوان نمود که :
"ما وظیفه داریم خلیج فارس را زیرسلطه نیروی دریایی خود درآوریم،به طوری که هیچ قدرتی نتواند با ما به رقابت برخیزد و در این راه باید روشی اتخاذ کنیم که از لحاظ مالی گران نباشد.(تکمیل همایون،1390)

در همین راستا سر آرنولد ویلسون از مورخین مشهور انگلیسی چنین گفته است :
"مدت یک قرن است که ما انگلیسی ها خلیج فارس را به زور اسلحه وشمشیر خود مبدل به منطقه ای انم و آرام ساخته ایم .می توان گفت هیچ یک از عملیات ما در نقاط دیگر جهان مثل اقداماتی که در خلیج{فارس} کرده ایم مفید و رضایت بخش نبوده است.از جمله کارهایی که ما دراین منطقه کرده ایم،این که آشیان دزدان دریایی خلیج{فارس} را ویران ساختیم.قلاع و استحکامات آنان را متصرف شده ایم... پس از اینکه شیوخ عرب را با هم آشتی دادیم و صلح را تا مدتی مدید میان آنها برقرار ساختیم،آن گاه معاهداتی با آنها منعقد نمودیم که به موجب آن حمایت و سیادت دولت انگلستان را بر خود به رسمیت شناختند.پس ازاین بحرین را تحت الحمایه کردیم و روابط خصوصی با کویت برقرار نمودیم..." (سر آرنولد ویلسون)

پس از ظهور قدرتمندانه دولت استعماری انگلستان درمنطقه خلیج فارس تغییراتی به وسیله ایشان در این منطقه ایجاد گردید درحقیقت سعی ایشان براین بود که جنوب ایران را تجزیه نمایند ویا تحت انقیاد درآوردند و زمینه جدایی جزایر خلیج فارس ازجمله جزایر سه گانه را فراهم کنند.هرچند که در طی این دوران دولتین ایران ازهیچ تلاشی درجهت استیفای حق حاکمیت خود فروگذاری ننمودند تا جاییکه روند تفکیک این جزایر از ایران برای انگلستان امری دشوار تصور می گردید.

"عدم تردید انگلیسی ها در حاکمیت بی چون و چرای ایران بر بندر لنگه وبنادر و جزایر تابعه آن در هنگام قرار داشتن کنترل فرمانداری لنگه در دست شیوخ قاسمی،ازنقشه ای به اثبات می رسد که در سال 1835 توسط کفیل نماینده سیاسی بریتانیا در خلیج فارس،سر وان اس.هنل ترسیم شده است.سر وان هنل به منظور جلوگیری از مخاصمات در میان قبایل سواحل جنوبی خلیج فارس در فصل صید مروارید درآن سال پیشنهاد کرد آتش بسی در دریا برقرار شود.قرار داد آتش بس در 21 اوت 1835 امضا شد.وی روی نقشه خلیج فارس با رسم خطی،مستملکات قبایل عرب را از مستملکات ایران جدا کرد.در این نقشه،بندرهای لنگه،لافت،چارک و نیز جزایر قشم،تنب و ابوموسی به عنوان مستملکات ایران مشخص گردید". (مجتهدزاده،1385)

بعدها سرگرد موریسن نقشه مشابهی ترسیم کرد.وی خط تازه مشخصات سرزمین های منطقه را از رأس الزور درنزدیکی کویت تا جزیره سیربونعیر متعلق به شارجه وامتداد آن را تا الشمس در نزدیکی رأس مسندم نشان داد.این خط نیز سه جزیره تنب وابوموسی وفرمانداری های قاسمی های لنگه را درون قلمرو حاکمیت ایران نشان می داد." (مجتهدزاده،1385)

هرچند با تمامی این تفاصیل و آگاهی ایشان نسبت به حاکمیت مسلم و بحق ایران بر جزایر خود ولیکن بدلایل ژئوپلتیکی شاهد بسیاری دست اندازیها در اواسط قرن نوزده و اوایل قرن بیستم  پیرامون این حق خواهی بوده ایم.در شهریورماه سال 1887 میلادی دولت وقت ایران حاکم بندر لنگه از قبیله  قاسمی رأس الخیمه کسی که  کنترل جزایر سه گانه را در دست داشت بر کنار نمود.هر چند در یک سال پیش از آن یعنی 1886 میلادی وزیر امورخارجه بریتانیا نقشه ایران  را که از اتفاق در وزارت جنگ این کشورترسیم شده بود ودرآن جزایرسه گانه با رنگ نقشه ایران کشیده شده بود به ناصرالدین شاه قاجار اهدا نمود.البته ناصرالدین شاه بلافاصله پس از رویت نقشه به وزیر خارجه ابراز داشت که به شهادت کشور بریتانیا جزایر سه گانه بخشی از قلمروی کشور ایران است.پس ازاین اظهارنظر وزیر خارجه بریتانیا هیچ واکنشی نشان نداده بلکه این نقشه درفاصله سالهای 1891 لغایت 1898 میلادی به طور مکرر چاپ گردید.این نکته نیز قابل ذکرمی باشد که بین دول بریتانیا و روسیه تزاری در آن دوران رقابتهای ژئوپلتیکی پیرامون کنترل منطقه خلیج فارس بسیار پر رنگ بود وبا این وضعیت کنترل جزایر بدست ایرانی که به زعم آنها فاقد وجاهت اساسی برای مقابله با روسیه دیده می شد،کاملا ً غیرمنطقی تصورمی گردید.

"بریتانیایی ها به برافراشته شدن پرچم ایران درسال 1887درجزیره های ابوموسی وسیری اعتراض کردند و اعتراض شدید بریتانیا در سال 1904 به هنگام تلاش ایران در راه تأسیس پست های گمرکی وبرافراشته شدن پرچم ایران در تنب بزرگ و ابوموسی به توقف این تلاش و انتقال این مستملکات ایران به قاسمی های مسندم انجامید. (نامه شماره 64 مورخ 14 شوال 1328 (19 اکتبر 1910)

همین دغدغه موجب گردید که بریتانیایی ها به جهت پیش دستی نسبت به روسیه تصمیم خود را بطور قاطع بگیرند ولذا درسال 1903 میلادی تحت نام شیوخ رأس الخیمه و همچنین شارجه که تحت الحمایه ایشان بودند جزایر تنب و ابوموسی را تصرف نمودند.این مورد نیز قابل ذکر است که درآمد گمرک ایران ازبخشهای جنوبی خود که درسال 1899 میلادی از دولت انگلستان دریافت کرده بود می بایست به جهت دریافت وامی که برمبنای آن سفر مظفرالدین شاه قاجار به اروپا را ضمانت می نمود دراختیار این کشور قرار می داد وهمین سبب، شرایطی را فراهم آورد تا دولت بریتانیا جاه طلبانه تربه قصد دخالت درامورجزایرایرانی خلیج فارس گام بردارد.

تاریخ دعاوی ایران بر استیفای حق تاریخی خود بر جزایر؛
درگرماگرم حوادث درخلیج فارس اما ایران ازلحاظ سیاسی در وضعیت بسیار وخیمی بسر می برد وکشور درآستانه جنگ داخلی قرار داشت و دولت مرکزی فاقد اقتدار لازم به جهت صیانت از تمامیت ارزی بود.نخستین اعتراض به اشغال جزایر تنب و ابوموسی در سال 1904 صورت گرفت جایی که دامبریان مدیر بلژیکی گمرکات بخش جنوبی ایران،در حین گشت زنی دریایی از بنادرو جزایر با دیدن پرچم شارجه بر فرازجزایر تنب و ابوموسی،فرمان پائین کشیدن آنها را داد و مقرر کرد که دو تفنگ دار ایرانی در این جزایر استقرار نظامی یابند.
درپی این رخداد کارگذار انگلستان درخلیج فارس یک کشتی نیروی دریایی هند را برای بازدید از جزایراعزام نمود. پس از ورود متوجه تحرکات دامبریان مدیر بلژیکی گمرک جنوب ایران شده و پیشنهاد داد که بوسیله دو قایق مجهز توپدار پرچم ایران را به زیر آورده و پرچم شارجه بر فراز جزایر به اهتزاز درآورده شود.اندک مدتی بعد وزیرمختار بریتانیا درتهران سر ای.هاردینج  تلگرافی به وزارت خارجه این کشور ارسال می کند که درآن استفاده ازطرفندی به جهت پیشبرد منافع شیخ شارجه را توصیه می نماید.
اوپیشنهاد گفتگوهای سیاسی با ایران را داد وعنوان نمود که از ایران درخواست شود درطی مذاکرات دیپلماتیک پرچم خود را درجزایربه پائین بیاورند تا دروقت مقتضی پرچم شارجه بالابرده شود.(اسناد وزارت خارجه انگلستان 17/416:تلگراف شماره 49مورخه 20آوریل 1904)

پس ازارائه پیشنهاد ودرخواست مذاکره با ایران درتاریخ 14 ژوئن وزیرامورخارجه ایران مشیروالدوله به وزیر مختار انگلستان در تهران نامه ای با این مضمون می نویسد:
"برای اطلاع آن جناب مایلم خاطرنشان سازم در ارتباط با جزایر تنب و ابوموسی،که دولت ایران آنها را متعلق به خود می داند،اقدامات مأموران گمرک در این جزیره ها به هدف اعمال این صورت گرفته است.نتیجه مذاکرات چند روز پیش اینجانب وآن جناب به اعلیحضرت گزارش گردید واوامر ملوکانه چنین شرف صدور یافته است که عجالتا ً مأموران گمرک اقدامات خود را در جزایر متوقف کنند وتا حصول توافق هایی در مورد{دوجزیره}،هیچ پرچمی نباید در آنها برافراشته گردد.امضا مشیرالدوله." (مشیروالدوله،1904)

درحقیقت این مذاکره دامی بود که سر هاردینج برای ایران پهن نمود.ایران نیز درپی مذاکرات پذیرفت که پرچم هایی را که دامبریان درجزایرمورد مناقشه بلند نموده بود به زیرآورده شود تامذاکرات صورت پذیرد.ولیکن تنها 3 روز پس از این عمل ایران بریتانیا با خلف وعده نمودن تفاهم نامه با ایران اقدام به اهتزاز نمودن پرچم شارجه در دو جزیره تنب بزرگ و ابوموسی نمود.ولیکن هم چنان جزیره تنب کوچک خارج از این شرایط بود.تا اینکه درسال 1908 هنگامی که کمپانی بریتانیایی "فرانک استریک" در تلاش برای بدست آوردن حق امتیاز بهره برداری از معادن اکسید آهن قرمز درجزیره های فارور کوچک وبزرگ،سیری وهمچنین تنب کوچک بود،بریتانیایی ها متوجه اهمیت تنب کوچک نیز شدند."سرگرد پرسی کاکس،نماینده سیاسی مقیم بریتانیا در خلیج فارس،در اکتبر 1908 اظهار داشت که چون تنب کوچک همان نام تنب بزرگ را دارد،وضعیت مالکیت آن نیز خود به خود همان وضعیت جزیره بزرگتر خواهد بود.این فرمول مورد پذیرش وزارت خارجه بریتانیا قرار گرفت وبه شرکت انگلیسی { فرانک استریک} پیشنهاد شد که به رغم این واقعیت که شرکت در نخستین بررسی های خود گزارش کرده بود که پرچم ایران سالیان دراز بر فراز تنب کوچک در اهتزاز بوده است،برای دریافت امتیاز با شیخ شارجه تماس بگیرد.در نتیجه،دست پرورده بریتانیا درشارجه،تنب کوچک را در سال 1908 اشغال کرد و پرچم خود را در آن برافراشت.

نکته جالب اینجاست که درهمان دوران حاج معین بوشهری بنابر گزارش محرمانه سفارت انگلستان درتهران دارای حق امتیاز اکتشاف وبهره برداری ازمعادن اکسید آهن درهمه جزایر ایران و ازجمله هرمز،هنگام،قشم،ابوموسی وسیری بود ولیکن به دلایل ضعف عمده ای که درحاکمیت مرکزی ایران  وجود داشت که ناشی ازتحولات انقلاب مشروطه بود،هیچ گونه مقاومتی دربرابر این حق کشیهای استعمارگرایانه صورت نگرفت.( اسناد وزارت خارجه 111/416: 12،  مورخه1909)

ایران پس ازپشت سرگذاشتن رویدادهای معطوف به انقلاب مشروطیت با این نکته تلخ مواجه گردید که دربرخورد با جزایرخلیج فارس منافع ملی رعایت نگردیده وکشور ازین رهگذرمتحمل زیان شده وخاکش باتجزیه مواجه گردیده است درواقع ایرانیان به این مورد کاملا ً وقوف یافتند که ازسال 1904 دیگر به هیچ وجه پرچم ایران بر فراز جزایرتنب و ابوموسی برافراشته نگردیده.با علم به این قضیه درخلال سالهای 1923،1926 وهمچنین 1927بطور مکرر ادعای حاکمیت خود برجزایر را مطرح نمود. با توجه به این هتک حیثیت ملی که به سبب این رویداد پیش آمد مورد دیگری نیز باعث آزردگی دولتین ایران را فراهم آورد که مرتبط به اشغال این جزایر بود وآن هم اینکه بصورت کاملا غیرقانونی ازجزایر اشغالی به سمت ایران رفت و آمد هایی صورت می گرفت که خود ناقض امنیت ملی واحترام به حق حاکمیت محسوب می شد.
با این تفاصیل اداره گمرکات کشوری درمرداد 1306 گزارشی به دولت ایران تقدیم می کند با این مضمون که با تأسیس پست های دیده بانی در ابوموسی و دو جزیره تنب علیه بازرگانی غیرقانونی واکنش صورت پذیرد.(نامه اداره گمرکات ایران،5 مرداد1306)

"در تابستان 1928، اداره گمرک ایران یک سرویس قایق موتوری در تنب بزرگ دایر کرد. این امر حاصل یک سلسله تماس های محرمانه باشیخ رأس الخیمه بود که برای برگرداندن دو جزیره تنب به ایران آمادگی داشت.در آگوست همان سال،این قایق موتوری یک قایق بادبانی متعلق به امیرنشین دوبی را که در آب های ساحلی تنب بزرگ لنگر انداخته بود،تصرف کرد.این کار اعتراض بریتانیا را برانگیخت اما وزارت خارجه ایران اعلام داشت تنب تحت حاکمیت ایران قرار دارد واین اقدام با مقررات بین المللی سازگار است.(اسناد وزارت خارجه بریتانیا 113/416: 49 ،،1928)

با این تفاصیل و به جهت حل و فصل منازعات و اختلاف نظرات پیرامون جزایر مذاکرات دیپلماتیک مابین ایران و بریتانیا چاره ساز حل بحران به نظر می رسید."درآغاز گفتگوها انگلیسی ها رسما ً بابت جبران خسارتی که براساس ادعای آنها ازاقدام قایق موتوری ایران هنگام تصرف قایق بادبانی امارات ناشی شده 5000 روپیه مطالبه کردند.هنگامی که ایرانیان این ادعا را نادیده گرفتند،انگلیسی ها چنین نتیجه گیری کردندبه دلیل تأثیری که عدم پرداخت غرامت به ساحل عربی برجای گذارده،دولت شاهنشاهی باید مبلغ مذکور را فورا ً به منظور حل و فصل دعاوی پرداخت کند.(مجتهدزاده ،1385)


درحین مذاکرات سیاسی ، دیپلمات های بریتانیایی به این آگاهی رسیدند که طرف ایرانی اهداف خود را برپایه قوانین و موازین بین المللی دنبال می کنند و درصورتی که ازین گفتگوها چیزی عاید ایشان نشود قصد ارجاع پرونده به دادگاه حکمیت بین المللی را دارند.

"آنگاه درباب جزایر تنب و ابوموسی گفتگو کردیم ومن از وزیر دربار پرسیدم گذشته از این ادعای دولت ایران که قاچاقچیان خلیج فارس از این جزایر به عنوان پایگاهی برای انبار کردن کالاهای خود وقاچاق این کالاها به داخل ایران استفاده می کنند،برای دولت ایران چه فایده ای از تصرف آن متصور است.تیمورتاش پاسخ داد که دولت ایران به این مسئله مانند ما نگاه نمی کند،بلکه نکته اصلی ازنظر دولت ایران این است که این جزیره ها بخش های جدایی ناپذیر به شمار می روند ودیگران به زورآنها را اشغال کرده اند.من پاسخ تیمورتاش را طبق رهنمودی که شما برای من ارسال کرده بودید،دادم.وزیر دربار گفت دراین صورت چاره دیگری جز ارجاع موضوع به حکمیت بین المللی وجود ندارد.در پاسخ به آن جناب اظهار امیدواری کردم که دو طرف بتوانند بدون آنکه مجبور شوند موضوع را به حکمیت بین المللی ارجاع دهند،اختلافات میان خود را حل و فصل کنند.(نامه سر رابرت کلایو به سر آستن چمبرلین،1929)

مذاکرات صورت گرفته مابین دولت ایران و دولت بریتانیا که از حزب کارگر بود در ماه می سال 1929 میلادی، بدلیل شکست انتخاباتی این حزب از حزب محافظه کار و اتخاذ سیاست بسته و لغو مذاکره با ایران وارد فاز تازه ای شد.با هرچه بیشتر تنش آلود شدن فضای سیاسی مابین دو دولت در ماه فوریه سال1930میلادی،وزیرجنگ ایران طی نامه ای به وزیرامورخارجه گزارش سرفرماندهی نیروهای نظامی ایران دال براینکه بریتانیایی ها تعداد کثیری از پرچم های خود را دردو جزیره تنب بزرگ و ابوموسی برافراشته اند رساند که متعاقب این جریان وزیر امورخارجه ایران به سر رابرت کلایو وزیرمختاربریتانیا درتهران مراتب اعتراض و ناخرسندی خود را ابراز داشت.نکته جالب دراین ماجرا انکار اصل این واقعه از جانب انگلیسی ها بود هرچند ایرانیان با رصد کردن فعالیتهای این کشور بار دیگر در سال 1931 میلادی تکرار مجدد آن را به ایشان تذکر دادند.پس از رویدادهای سال های آغازین دهه 30،پیشنهاد معامله ای از جانب بریتانیا به ایران ارائه گردید با این مضمون که اگر ایران از ادعای حقوقی خود در باب جزایر بحرین،تنب بزرگ و ابوموسی بگذرد دولت فخیمه بریتانیا حاضر به پذیرش حق حاکمیت ایران بر جزیره سیری وهمچنین رد ادعای خود درمورد بزرگترین جزیره خلیج فارس یعنی قشم خواهد شد. ایران این پیشنهاد را بی چون و چرا نپذیرفت زیرا که معتقد بود که حق حاکمیت خود را برجزایر نامبرده شده حتمی می داند،هرچند در ماه ژوئیه سال 1932 تیمورتاش به وزیرامورخارجه انگلستان سر رابرت هور خاطرنشان ساخت که ایران در صورتی از ادعای خود درباب بحرین چشم پوشی می کند که انگلستان به حق حاکمیت دولت ایران بر تنب و ابوموسی احترام بگذارد ونکته تأمل برانگیز اینجاست که درابتدا بریتانیایی ها ازاین پیشنهاد استقبال ننمودند!رخداد مهم درسال 1933 پیاده شدن تعدادی از پرسنل نیروی دریایی ایران توسط یک کشتی جنگی ایرانی درتنب بزرگ بود که هدف از این اقدام بررسی وضعیت فانوس دریایی در این جزیره بود این تحرک درسال بعد نیز مجددا ً صورت پذیرفت باتوجه به شواهد و قرائن و ارتباطی که مقامات ایرانی با شیخ رأس الخیمه داشتند وی تصمیم براین مورد داشت که جزیره تنب بزرگ را به ایران دهد.طبیعتا ً دولت انگلستان ازین رویدادها آشفته خاطر شده زیرا همواره خود را حامی شیوخ جنوبی خلیج فارس قلمداد می کرد حال آنکه ایران در حال معامله با ایشان بر سر جزیره تنب بزرگ بود.هر چه بود درآن ایام دلمشغولی و نگرانی دولت بریتانیا این بود که ایران برای حل و فصل مسئله جزایر خلیج فارس به جامعه جهانی روی بیاورد واین امربسان چالشی بزرگ در سیاست خارجی انگلستان محسوب می شد.

"تنب وابوموسی دقیقا ً همان وضعیت جزیره سیری را به هنگام دیدار کشتی ارموند از خلیج فارس به منظورنقشه برداری داشت.دولت علیا حضرت از دولت ایران درخواست کرد به مأموران خود در جزیره سیری اطلاع دهند که شناور یاد شده از این جزیره هم بازدید به عمل خواهد آورد.در این نامه جمله ای افزوده شده بود مبنی براینکه این بازدید به معنی شناسایی رسمی مالکیت ایران براین جزیره نیست.تصورمی شد که ایرانیان موضوع را درشورای جامعه ملل مطرح سازند،اماچنین نکردند.(سند وزارت خارجه بریتانیا 157031/371 (1961)

بریتانیایی ها یک سال بعد یعنی درسال 1935 جزیره هنگام را به ایران بازگرداندند ولیکن درباب جزایر ابوموسی وتنب همچنان بر رویه سابق خود پافشاری نمودند.این پافشاری نمودن تا حدی نیز جنبه اقتصادی نیز برای ایشان داشت زیرا ایرانیان برخلاف بریتانیایی ها معتقد بودند تا زمانیکه مناقشه جزایر مابین دو دولت حل وفصل نگردیده هیچ یک ازطرفین نمی بایست که ازمعادن اکسید آهن قرمزابوموسی استخراج نمایند این درحالیست که دیدگاه دولت بریتانیا با ایران تفاوت فاحشی داشت.زیرا طبق آگاهی رسانی وزارت دارایی ایران در سال 1937 انگلیسی ها سرگرم کار دراین معادن بودند.درطی سالهای پایانی دهه 40 خورشیدی ایران به جهت نفوذ درجزایر اشغالی درخواست دائر کردن دفاتررا نمود که طبیعتا بریتانیا با آن مخالفت ورزید وحتی دریک مورد هم که ایران پرچم خود را درجزیره تنب کوچک به اهتزاز درآورد سریعا ً توسط نیروی دریایی بریتانیا پائین کشیده شد.

"دکترمصدق دردوره نخست وزیرخود نیزهیأتی را با یک رزمناو و ایرانی عازم منطقه کرد(1332 ش/ 1953م) که درجزیره ابوموسی با مردم دیداروگفتگو کردند که البته دولت انگلیس را خوش نیامد.(تکمیل همایون،1390)

درباره شخص دکتر مصدق نیز می بایست خاطر نشان ساخت که در دوران مستوفی الممالک که وی وزیر امورخارجه ایران بود نیز پیرامون جزایرمباحثی صورت گرفت.

"اولین روز ورودم به وزارت خارجه میرزا محمدقلی خان منتخب الملک رئیس اداره انگلیس نامه ای به من ارائه نمود که "سرپرسی لورن" وزیرمختار انگلیس به مستوفی الممالک نخست وزیر نوشته و موضوعش این بود که جزایر "ابوموسی" و"شیخ شعیب" واقع درخلیج فارس متعلق به ایران نیست ونظامیان برخلاف حق درآنها دخالت می کنند.رئیس الوزراء هم به خط خود درحاشیه نامه نوشته بود،ضبط شود ومنتخب الملک ازمن سوال نمود به این نامه باید جوابی داده شود یا آن را بلاجواب گذاریم.گفتم قبل ازملاحظه پرونده نمی توانم دراین باب نظری اظهارکنم وبعد که پرونده را دیدم و معلوم شد جزایر مزبورملک غیرقابل تردید ایران است،موضوع را درهیئت وزیران مطرح کردم که درصورت جلسات نوشته شد.سپس به نامه وزیرمختار جواب دادم وچندبار هم با او مذاکرات شفاهی نمودم." (تکمیل همایون،1390)

درماه مه سال 1961 میلادی که مصادف با نخست وزیری علی امینی نیز بود ایران یک بالگرد را درجزیره تنب بزرگ فرود آورد که 2 آمریکایی ویک ایرانی وارد جزیره شدند ، از قراری اهداف این افراد عکس برداری ازفانوس دریایی و تأسیسات ساختمانی جزیره بود،این رویداد بار دیگر در ماه آگوست همان سال اتفاق افتاد به وجهی که بریتانیا هدف اصلی این فرود ایرانیان با بالگرد در جزایر را انجام بررسی های نفتی می دانستند.بریتانیایی ها مستأصل ازین نوع کنش ایرانیان در پی اعتراض برآمده وبه مقامات دولت ایران عنوان نمودند که از بوقوع پیوستن این رویدادها کاملا ً آگاهی دارند ودر انتظار توضیح متقابل هستند که البته درپاسخ دولت ایران اعتراض دولت بریتانیا را مردود دانسته وبر تکرار این مورد تأکید ورزیدند که حق حاکمیت ایران برجزایرتنب وابوموسی به عنوان بخش لاینفک قلمروی خود وبراساس موازین حقوقی بین المللی است وجای هیچ شک و شبهه ای در این میان موجود نیست.نکته حائز اهمیت دراین زمان برقراری ارتباطات ومناسبات حسنه با شیوخ وامیرنشین های حاشیه خلیج فارس توسط دولت ایران است که فی نفسه اقدامی هدفمند ودر زمانی ویژه صورت گرفت وتا سال 1971 که ایران موفق به اخذ اختیار تام جزایر سه گانه می شود این روابط پابرجا باقی می ماند.

بازگشت جزایر پس از سالها جدایی از مام میهن؛
با ورود به دهه 70 میلادی دولت بریتانیا تصمیم به اتخاذ سیاستی مبنی برخروج نیروهای نظامی خود ازخلیج فارس گرفت وهمچنین زمزمه هایی مبنی براین که امارتهای جنوبی خلیج فارس تصمیم به ایجاد یک کشورواحد را دارند،دولت ایران نیزبا علم به این مسائل برپافشاری خود مبنی بردریافت جزایر سه گانه تأکید ورزید درحقیقت ایران تصورمی کرد که موضوع جزایر سه گانه می بایست پیش ازشکل گیری دولت امارات حل وفصل گردد چه درغیراینصورت کشورتازه تأسیس می توانست همراهی همسایگان عرب همسایه خود را داشته باشد که این خود یک نوع چالش سیاسی برای دولت ایران قلمداد شود هرچند که درهمان هنگام دولت سعودی نیز بدلیل اختلافات ارزی که با ابوظبی داشت هم پا با ایران خواهان تعویق درایجاد کشور امارات متحده عربی بود،بنابراین به نظر می رسد که دستگاه دیپلماسی ایران با توجه به بعد زمانی، خود را تحت فشاربرای اتخاذ تصمیمی سرنوشت ساز درباره جزایر ایرانی خلیج فارس می دید ...

"پس از فیصله یافتن مسئله بحرین درهمان سال شایع شد که ایران به این دلیل از دعاوی تاریخی خود درمورد بحرین چشم پوشیده است که درآن هنگام گمان می برد که منفعت اصلی این کشور درتنگه  استراتژیک هرمز وجزیره های دهانه خلیج پارس متمرکز است.دلیل دیگر این چشم پوشی این بود که بریتانیایی ها همراه بابرخی دولت های عرب،ایران را مطمئن ساخته بودند که به جای بحرین،مالکیت ابوموسی و دو تنب را به دست خواهد آورد." (مجتهد زاده،1385)

"شایعه ای که بر سرزبان ها افتاده حاکی از این است که دو طرف همراه با پاره ای دولت های عرب درمعامله ای به توافق رسیدند که بر اساس آن در ازای چشم پوشی ایران از دعاوی خود در مورد بحرین،جزیره ابوموسی به این کشور واگذار شود."(الاهرام،1968)

اسدالله علم در یادداشت های روزانه خود در تاریخ 23 مارس 1969 می نویسد:
"سفیرانگلیس امروز راغب تر ازملاقات قبلی بود که حل  مسئله بحرین را به پیشنهادهای مربوط به جزایرمرتبط سازد.وی خاطرنشان کرد که اگرایران به تأسیس فدراسیون امارات عربی کمک کند،دراین صورت ما{ایران} خواهیم توانست به دعوت وازجانب فدراسیون،جزایررا تصرف کنیم،بی آنکه ترس از واکنش شدید عرب ها داشته باشیم.(علم 45: 1991)

به هرروی با توجه به شواهد تاریخی حل معضل تاریخی جزایر سه گانه با توجه به اولویت بخشیهای دولت وقت درباب اهمیت تنگه هرمز ایشان را برآن داشت تا این مهم را حتی با ترک دعاوی خود در مورد جزیره بحرین به پیش برد.

"سفیر بریتانیا{سر دنیس رایت} کاملا ً محرمانه به من گفت که قضیه جزیره تنب عملا ً فیصله یافته و قطعا ً این جزیره به ایران داده خواهد شد،زیرا آنها به شیخ رأس الخیمه گفته اند که اگر به توافقی با ایران دست نیابند – چون این جزایر بالای خط منصف قرار دارند – ایران قانونا ً، واگر قانونا ً میسر نشود با توسل به زوراین جزایر را تصرف خواهد کرد،وشیخ موافقت کرد بر سر این جزایر با ایران معامله کند.گفتم:درمورد ابوموسی چه باید کرد؟پاسخ داد این جزیره زیرخط منصف قرار دارد.گفتم:ما آن قدر نیرومند هستیم که گامی پائین تر از این خط بگذریم...وادامه داد:{اگر به زور متوسل شوید} روابط شما با اعراب لطمه خواهد دید.گفتم:به جهنم.(علم 130 : 1992)

با گذشت زمان والبته رایزنی های پشت پرده ایران وبریتانیا،مقامات ایرانی لحن خود درباب بازپسگیری جزایر اشغالی ، تندروانه ترنموده وهم اینک عنوان می کنند که درصورت عدم موفقیت درمذاکرات سیاسی برای پیوستن جزایر به ایران حق استفاده از زور را برای خود محفوظ می دارند.امیرعباس هویدا نخست وزیر وقت ایران به ساکنان بنادر ایرانی در خلیج فارس چنین گفت:

"ایران به هیچ رو نسبت به آینده خلیج فارس بی تفاوت نیست زیرا خلیج فارس راه حیاتی ایران است.ایران برای امنیت و رونق اقتصادی خویش به این جزیره ها نیاز دارد واگر مسئله از راه های مسالمت آمیز فیصله نیابد،ایران با استفاده از همه امکانات و قدرت خویش در راه رسیدن به این هدف نبرد خواهد کرد.(اطلاعات،1971)

درسال 1971میلادی مخصوصا چند ماه باقیمانده به بازپس گیری جزایر ادبیات مقامات ایرانی تندترشده به نحوی که درصورت لزوم ازامکان برخورد شدید نظامی با بریتانیا سخن به میان آمد.هر چند که با وجود این قبیل تهدیدات مذاکرات فشرده دیپلماتهای ایرانی با مقامات محلی،اعراب و بریتانیایی در جریان بود.

"در8 مه 1971 سخنگوی دولت ایران اظهار داشت که به کشتی های جنگی ایران دستور داده شده هرهواپیمای بریتانیایی را که به فضای هوایی ایران تجاوز کند،سرنگون سازند و حسب ادعا چنین تجاوزی درهفته گذشته بر فراز جزایرتنب روی داده بود.بریتانیا روز بعد این اتهام را تکذیب کرد و یادآور شد که هواپیماهای بریتانیا برفراز کشتی ها یا جزایر ایران درخلیج فارس پروازهای تهدیدآمیز انجام نداده اند.(Middle East Journal، 1971)

در تاریخ 29 نوامبر1971 تفاهم نامه ای پیرامون جزیره ابوموسی مابین ایران و شارجه منعقد گردید که مفاد آن در بخش ضمایم این جستار ارائه خواهد شد.از آنجاییکه در آن برهه زمانی شارجه تحت حمایه دولت انگلستان می بود بنابراین طبق اقتضای شرایط پیمان های مخصوص شارجه با دولت بریتانیا در خلال سالهای 1864 و 1892 میلادی این امیرنشین به جز با همراهی بریتانیا حق امضای هیچ گونه قراردادی را با هیچ دولتی نداشت واین نکته طبیعتا ً بسیار حائز اهمیت است که یادداشت تفاهم مابین ایران و شارجه با همگامی بریتانیا صورت پذیرفت.

فردای روزیادداشت تفاهم ایران وشارجه درساعت 6:15صبح 30نوامبرسال 1971میلادی تفنگداران نیروی دریایی ایران درجزایر تنب و ابوموسی وارد شدند و پرچم ایران بر فراز تپه حلوه در ابوموسی به اهتزاز درآمد.خبراین رویداد توسط هویدا نخست وزیروقت درمجلس اعلام گردید وبدین ترتیب پس از68سال جزایر سه گانه به آغوش ایران زمین بازگردانده شدند.نمایندگان نیروی دریایی ایران از جانب شیخ سلطان بن محمد القاسمی، که درآن هنگام ولیعهد شارجه و نماینده برادرش شیخ خالد بن محمد القاسمی ،حاکم شارجه بود به گرمی مورد استقبال قرار گرفتند.موردی که درباب مفاد تفاهم نامه قابل تأمل است این نکته می باشد که موضوع مالکیت کلی جزیره ابوموسی درآن بصورت هاله ای ازابهام باقی مانده است به وجهی که هم ایران وهم شارجه خود را درباب این جزیره ذی نفع محسوب می دیدند وهمین امرباعث سوء برداشتها از مقوله تفاهم نامه از جانب طرف شارجه گردید.

حاکم وقت امیرنشین شارجه درمصاحبه ای که چند روز پس از ورود تفنگداران دریایی ایران به ابوموسی در گفتگویی با نشریه پر تیراژ الاهرام عنوان نمود:

"به عقیده این امیرنشین،توافق شارجه با ایران درحق حاکمیت شارجه بر ابوموسی تأثیری نامطلوب برجای نخواهد نهاد واین توافقی موقتی است وبه منظورغلبه بر بحران و جلوگیری ازخونریزی به عمل آمده است.(الاهرام،8 دسامبر 1971)

مسلما ً اظهارنظر حاکم شارجه درتضاد با امیرعباس هویدا نخست وزیر ایران هست جایی که وی عنوان نمود:
پرچم ایران بر فراز کوه حلوه،بلندترین قله جزیره ابوموسی،به اهتزاز درآمده است.به نظر اینجانب اعلام این نکته ضروری است که دولت ایران به هیچ روی ازحقوق مالکیت خود برجزیره ابوموسی ونیزمالکیت خدشه ناپذیرخود برتمامی آن چشم پوشی نکرده ودرآینده نیزچشم پوشی نخواهد کرد.ازاین رو،حضورعوامل محلی{مقامات شارجه} دربخشی ازجزیره به هیچ روی نباید مغایربا سیاست اعلام شده ما تلقی وتعبیر گردد.(اطلاعات،کیهان 1971)

پس ازتسلط ایران برجزایرسه گانه موجی از گیجی وسردرگمی درمیان اعراب شکل گرفت گویی چنان که جامعه عرب ازجانب دولت ایران به سخره گرفته شده وتحقیرگردیده!برخی ازایشان درخواست شکایت از ایران درمجامع بین المللی را داشتند وبرخی نیز معتقد به صدور یک بیانیه اعتراضی درپایتخت های خود بودند.تنها کشور اردن بود که به هیچ یک ازین کمپین ها نپیوست.

"این درحالی بودکه رهبران مصر،مراکش،تونس،لبنان،عربستان سعودی،عمان،قطروبحرین محرمانه از رهبران ایران به خاطر صدور چنین بیانیه ای پوزش خواستند."(مجتهدزاده،1385)

نکته جالب توجه اینجاست که بر اساس توافق انجام شده در طی روزهای منتهی به پایان نوامبر و روزهای نخستین دسامبر یعنی در ظرف هفت روز سه رویداد مهم وتاریخی در منطقه خلیج فارس بوقوع پیوست.

1)بیرون رفتن کامل نیروی نظامی سلطنتی بریتانیا از خلیج فارس

2)بازگشت جزایر سه گانه به ایران و ورود سربازان ایرانی به این جزایر

3)تشکیل کشور امارات

پس از این رویدادها کشورهای تندروی عربی چون لیبی،عراق،یمن جنوبی ،امارات وکویت در تاریخ 9 دسامبر 1971 از ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد شکایت کردند که البته این شکایت نیز در دیدگاه جامعه بین المللی تأثیر برانگیز واقع نگردید.
نتیجه گیری؛

تفاهم یادشده مابین ایران و شارجه تنها سه روز مانده به اعلام تشکیل امارات متحده عربی که نتیجتا ً شارجه هم یکی از امارتهای آن کشور محسوب می گردد ازنتایج مثبت دیپلماسی ایران درباب جزایر می باشد و صرفا و تنها در مورد جزیره ابوموسی بحث و نظر صورت گرفته است ونه سایر جزایر بنابراین بحثی که ازجانب مقامات کشورهای عربی درطی چند سال گذشته پیرامون "اشغال جزایر سه گانه"نام برده می شود برمبنای مدارک مستدل ومستند تاریخی کاملا ً پوچ وبی ارزش وفاقد معیارهای حقوقی جهان شمول تلقی می گردد. ازنظرگاه ایران مشکلات پیش روی اجرای تفاهم نامه با شارجه پیرامون ابوموسی تنها از شیوه گفتگوی ایران و امارات برطرف خواهد شد وطبیعتا در طی این گفتگو می بایست به آگاهی امارات رسانیده شود که جزیره ابوموسی در طول درازای تاریخ جزء جدایی ناپذیر ایران زمین بوده وهست و خواهد بود وهیچ امری نمی تواند ایران را از ادامه  حاکمیت ملی خود باز دارد.

پی نوشت ها؛
1) حاکمیت ایران برجزایرتنب وابوموسی،پیروز مجتهد زاده،موسسه جغرافیایی وکارتوگرافی سحاب 1385
2) چالشهای ژئوپلتیکی ایران درمرزهای پیرامونی، مهران پور مهرانی ،انتشارات نوآور،1388ص 216
3) جغرافیای نظامی جزایر،حسن کامران،انجمن جغرافیایی ایران،صفحه 199
4) جزایر تنب و ابوموسی،پیروز مجتهدزاده،دفتر مطالعات سیاسی وبین المللی،1386،صفحه 38
5) اهمیت ژئوپلیتیکی جزایر سه گانه و تنگه هرمز، شهاب ناصری هرسینی
6) خلیج فارس،ناصر تکمیل همایون،دفتر پژوهشهای فرهنگی،1390
7) اسناد نام خلیج فارس میراثی کهن وجاودان،محمد عجم،انتشارات اوین،1388
8) خلیج فارس، سر آرنولد ویلسون،محمد سعیدی صفحه 19
9) نامه شماره 64 مورخ 14 شوال 1328 (19 اکتبر 1910)کارگزارنخست بنادرخلیج فارس و سواحل بلوچستان به وزارت خارجه ایران، از اسناد وزارت خارجه
10) اسناد وزارت خارجه انگلستان 17/416:تلگراف شماره 49مورخه 20آوریل 1904 سر ای.هاردینج به مارلس آولنزدون؛تهران،پیوست شماره 165 صفحه 197.
11) نامه مشیرالدوله به سر هاردینج،26 ربیع الاول 1322(14 ژوئن 1904)
12) اسناد وزارت خارجه 111/416: 12،گزارش محرمانه سالانه سفارت بریتانیا در تهران برای سال 1909،صفحه 21.
13) نامه اداره گمرکات وزارت مالیه به وزارت امورخارجه ایران،5مرداد1306(27 ژوئیه 1927).وزارت مالیه،سند شماره 11469.
14) اسناد وزارت خارجه بریتانیا 113/416: 49، گزارش محرمانه سالانه سفارت انگلیس در تهران برای سال 1928، بند 147،صفحات 4 – 23
15) برگرفته ازنامه سررابرت کلایوبه سرآستن چمبرلین،گزارش محرمانه مورخ 8ژانویه 1929،مجموعه شماره 420 اسناد سیاسی بریتانیا
16)سند وزارت خارجه بریتانیا 157031/371:گزارش محرمانه(1961)وزارت خارجه بریتانیا.موقعیت جزایر تنب ،سیری و ابوموسی.
17) روزنامه مصری الاهرام، 10 نوامبر 1968
18) گفتگوهای من با شاه از کتاب خاطرات محرمانه نوشته اسدالله علم بازگردان: گروه مترجمان طرح نو
19) نشریه اطلاعات،27 ژوئن 1971
20)
Middle East Journal،کرونولوژی ،ایران،8 و 9 مه 1971،شماره 25(3)،صفحه 376
21) نشریه الاهرام ،8 دسامبر 1971
22) نشریات اطلاعات و کیهان،30 نوامبر 1971


مهدی ۱۳۹۷/۰۹/۱۱
چقــــــــــدر غلط املایی داشت این متن. حداقل بعد از نگارش یک بار آنرا مرور کنید.

دیدگاه خود را بیان کنید