جمهوری اسلامی ایران جایگاه واقعی قطر را در منطقه تبیین کند

دیپلماسی قطر تحولات سوریه جنگ داخلی یمن بحرین انقلاب شیعیان

دیپلماسی قطر تحولات سوریه جنگ داخلی یمن بحرین انقلاب شیعیان

آجیل کوارتز سقف کناف کفسابی میکروپیگمنتیشن

موزه خلیج فارس

ژئوپلتیک خلیج فارس

اسناد خلیج فارس

نقشه های خلیج فارس

برگزیده هفته

آمار سایت


بازدید روز

۲۳۱۶

بازدید دیروز

۱۳۱۰

بازدید ماه

۶۱۹۲

بازدید کل

۳۲۱۰۸۹۲

افراد آنلاین

۲۷۲

جمهوری اسلامی ایران جایگاه واقعی قطر را در منطقه تبیین کند

روزبه پارساپور / ماهنامه خلیج فارس و امنیت
در ادبیات روابط بین‌الملل پست‌مدرنها مطابق با تحولات بین‌المللی و منطقه‌ای برخلاف اندیشمندان مدرنیست که امنیت را پدیده‌ای از قبل تعریف‌شده به دشمنانشان نسبت می‌دهند، معتقدند که خود مقوله امنیت پدیدآورنده دشمنان است. به عبارت دیگر یکی از کارکردهای اصلی پست‌مدرنها شناساندن «ما» و «دیگران» در مباحث امنیتی است تا مرزها روشن و آشکار و دشمنان مشخص شود. ازاین‌رو انسجام و استمرار حیات دولت‌ملتها را منوط به تعریف دشمن مشخص در خارج از مرزها می‌کنند. کارل اشمیت مطابق با این تعریف معتقد است همان‌گونه که اخلاق را با نیک و بد، زیباشناسی را با زشت و زیبا و اقتصاد را با سود و هزینه تعریف می‌کنند، فضاهای سیاسی امنیتی نیز با طرد و جذب جماعتهای سیاسی و اجتماعی تعریف می‌شود. اینگونه ادبیات بعد از یازده سپتامبر فصل جدیدی از روابط را در میان بازیگران نظام بین‌الملل رواج داد و کشورها با محوریت امنیت نوع تعاملات و روابط خود را با قدرتهای برتر منطقه‌ای تنظیم و سیاست خارجی خود را تطبیق می‌دهند. مطابق این تعریف چهار تصویر از دولت‌ملتها در نظام بین‌الملل وجود دارد.

الف) دسته‌ای از کشورها، جهان را آنگونه که هست پذیرفته و سعی می‌کنند با ارائه اصول و گزاره‌های عام به مفاهیم کلان منافع ملی، امنیت و ... برسند.
ب) پاره‌ای از کشورها بحث سلطه قدرتهای جهانی را پذیرفته و مطابق با نوعی محافظه‌کاری سعی می‌کنند به اهداف امنیتی و سیاسی خود دست یابند.
ج) دسته‌ای از کشورها وجود ساختار سلطه را پذیرفته ولی تلاش دارند تا این ساختار را تغییر دهند و به ساختار مورد نظر خود با ضریب امنیتی بالا برسند.
د) بقیه کشورها اصل تغییر نظم اجتماعی را پذیرفته اما به دنبال رهایی از وضع موجود هستند.

براین اساس به نظر می‌رسد در فضای جدید سیاسی و امنیتی بعد از یازده سپتامبر کشورهای خاورمیانه‌ای بویژه در چارچوب همکاری کشورهای شورای خلیج فارس، فراتر از مدلهای همکاری، منافع خود را مطابق با آموزه‌های پست‌مدرنی تعریف نموده‌اند. قطر یکی از کشورهای منطقه‌ای است که به نظر می‌رسد ساختار سلطه و نظم مدل قدرتهای برتر جهانی را پذیرفته و منافع و سیاست خارجی خود را براساس اصول محافظه‌کاری در منطقه دنبال می‌کند. (ملکی 1385 ، 1)

در این نوع دسته بندی سیاسی، قطر و بیشتر کشورهای عربی با محافظه کاری و قبول نظام سلطه به دنبال رسیدن به منافع و نقش آفرینی خود و همراهی با نظام غرب هستند. جمهوری اسلامی ایران وجود نظام سلطه را عاملی در جهت تضعیف ملتها و خطری برای کشورهای جهان قلمداد میکنند و در تلاش است که این نظم یکسویه استعماری را درهم شکند و تا از مدیریت همه کشورها در اداره جهان استفاده شود. در این دسته بندی سیاسی اعراب، سوریه برخلاف همه کشورهای عربی هم گام با ایران برآمد و در کنار جمهوری اسلامی ایران در مقابل نظام سلطه ایستادگی کرد و در سالهای اخیر نیز عراق به جمع این محور مقاومت افزوده شد. این جبهه برای غرب و ارتجاع عرب قابل تحمل نبود و جنگ داخلی که امروز گریبانگیر سوریه شده است بهای سنگینی است که سوریه آنرا پرداخت میکند. در آن سوی سیاست خاورمیانه و خلیج فارس ناظران امور بین الملل بر این باورند که قطر علیرغم حمایت ظاهری از مقاومت و اظهار دوستی با ایران در حال نشان دادن ماهیت واقعی خود و بازی در زمین دشمن است و نقش منفی این کشور در خاورمیانه هر روز رو به افزایش است و علاوه بر دخالت در امور داخلی بیشتر کشورهای عربی در بازارهای مالی جهانی نیز دخالت می کند. نقشی که قطر به دنبال ایفای آن است هزاران بار از حجم این کشور کم مساحت و با توجه به تعداد ساکنان آن بزرگتر است و در واقع این نقش فراتر از حد و اندازه این کشور است. در حقیقت قطر به تنهایی نمی تواند چنین نقشی ایفا کند بلکه با تحریک کشورهای خارجی به ویژه آمریکا دست به دخالت گسترده در امور کشورهای دیگر می زند و یارگیری برای خود میکند.

با توجه به این که یکی از ویژگی های اصلی نظام جدید جهانی،اهمیت یافتن در عرصه جهانی است ودر حال حاضر قدرت اقتصادی تعین کننده جایگاه کشورها در نظام بین المللی است، لذا مفهوم سنتی قدرت برپایه قابلیت نظامی، تا حدود زیادی تحت تاثیر مضمون جدید قدرت بر اساس توانایی های اقتصادی و تکنولوژیک قرار گرفته است و در این راستا مناطقی که از نظر انرژی غنی باشند اهمیت می یابند. این بدان معنا نیست که قدرت نظامی اهمیتی در معادلات جهانی ندارد بلکه بدین معنی است که در نظام جدید جهانی و بحران های اقتصادی، مناطق ژئواکونومیک اهمیت بیشتری خواهند داشت. در حالیکه در نظام دو قطبی گذشته مناطق ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک از اهمیت بسیاری برخوردار بودند. قطر دارای سومین ذخایر بزرگ گازی در جهان پس از روسیه و ایران می باشد و بزرگترین صادر کننده گاز مایع در جهان است. اقتصاد قطر وابسته به صدور گاز مایع و فروش نفت است که درآمد سرشاری را نصیب آن ساخته است. وجود مقادیر زیاد ذخایر طبیعی در قطر ذهن حاکمان این کشور را برای مدت های طولانی مطمئن ساخته و در این راستا آن ها به پی ریزی سیاست های پرداخته اند که بتوانند نقش فعال تری را در تحولات منطقه ای ایفا نمایند اما این نقش امروزه به شکل توهم حاکمان قطر در حال رشد و توسعه است به طوریکه به خود این اجازه را میدهند در مقابل کشورهایی همچون ایران و روسیه بایستاند و بر علیه منافع کشورهای بزرگ منطقه گام بردارند. این کشور پس از رکود اقتصادی جهانی که تاثیر منفی بر رشد اقتصادی بسیاری از کشورهای منطقه ای نیز گذاشت، خسارات کمتری را متحمل شد و توانست به رشد خود ادامه داده و دوحه به یکی از مراکز مهم اقتصادی در منطقه تبدیل شود. هم چنین قطر یکی از بالاترین در آمدهای سرانه رادر جهان به خود اختصاص داده است. از سویی دیگر وابستگی و روابط بسیار نزدیک با امریکا و وجود پایگاه های نظامی امریکا و حتی استقبال از طرح سسپر موشکی آمریکا در این کشور، قطر را به عنوان مهره ای مورد اعتماد غرب در منطقه تبدیل نموده و امریکا نیز پذیرفته است که نقش جدید و موثری را به قطر واگذار و از آن در جهت پیشبرد اهداف و سیاست های خود در خاورمیانه حمایت نماید. تلاش امریکا برای واگذاری بخشی از مسولیت های خود به متحدین قابل اعتماد، در جهت کاهش هزینه های خود و اجرای سیاست هایشان از طریق متحدان منطقه ای بود. پس از ناتوانی عربستان و چهره مخدوش این کشور خودکامه عربی در عرصه بین الملل در برآورده کردن انتظارات آن ها نیاز به متحدانی دیگر در کنار عربستان جهت امنیت و کنترل منابع انرژی در منطقه حساس و استراتژیک خاورمیانه داشتند. از سوی دیگر قطر نیز که به خاطر ویژگی های خاص و هم چنین ذره ای بودن برای جلوگیری از مخاطراتی که همواره از سوی قدرت های بزرگ منطقه ای و همسایه مانند عربستان این کشور را تهدید می نمایند، از این راهکار و ائتلاف با قدرت های بزرگ برای حفظ بقا و امنیت داخلی خود بهره می جوید. نزدیکی به جمهوری اسلامی ایران و سعی در گسترش این روابط و دیگر کشورهای رقیب عربستان نیز در این جهت می باشد. در راستای سیاست های دوگانه خود، خواهان حضور نظامی امریکا و کشورهای دیگر هم چون فرانسه بوده، تا از این طریق بتواند ضامن قدرتمندی را همواره در کنار خود داشته باشد. از این رو پایگاه بزرگ امریکا و مقر نیروهای مرکزی امریکا در خاورمیانه و آسیای مرکزی (سنتکام) در این کشور قرار دارد و بخشی از نیروهای امریکای مستقر در عربستان نیز به قطر منتقل شدند. (ولی زاده 1391 ،2)

به روشنی مي‌توان ادعا کرد که قطر بخشی از اين نقش‌آفريني های خود را تا حدي مديون سياست رسانه‌اي بین المللی خود به خصوص با نزديک شدن به محور مقاومت ضد اشغالگري در ساليان اخير بوده است. اما اين سياست در جريان تسليح مخالفان ليبي از سوي قطر و تأييد دخالت ناتو در خاک آن کشور سؤال برانگيز شد و در جريان جنگ داخلی سوريه عملا به ابزاري براي هجمه به جريان مقاومت ضد اشغالگري و اجرای سیاستهای اسرائیل و آمریکا در منطقه تبديل شد. طی 2 سال گذشته با ظهور بیداری اسلامی در منطقه، سیاسست های شبکه الجزيره که خود را خبرگزاری حرفه ای و پشتیبان مقاومت در منطقه قلمداد میکرد تغییر چشم گیری پیدا کرد. البته این تغيير ناگهاني رخ نداده است و بنظر میرسد که نقطه عطف آن بعد از سقوط بغداد در سال ۲۰۰۳ رخ داد. از آن زمان افراد شناخته شده‌اي يا اين شبکه را ترک کردند که يا کنار گذاشته شدند. اما تنها در اين اواخر است که (اين تغييرات سیاسی) کاملا آشکار شده است.

سال‌ها پيش رسانه‌هاي مصري از سفر محرمانه امير قطر به سرزمینهای اشغالی، بازديد وي از يک شهرک اسرائيلي و اختصاص مبالغي براي ساخت اين شهرک صهيونيستي از سوي او خبر داده بودند. اين خبر رسما تکذيب شد و حتي مقامات قطري تهديد کردند که رسانه‌هاي مصري را به جرم نشر اکاذيب تحت تعقيب قضايي قرار خواهند داد اما چند سال بعد يک فيلم ويدئويي از سفر شيخ حمد بن خليفه‌آل ثاني امير و حمد بن جاسم نخست وزير قطر به تل آويو و استقبال زيپي ليوني وزير خارجه وقت اسرائيل از آنها در فرودگاه بن گوريون که شبکه الفيحاء آن را پخش کرد مانند بمبي در فضاي رسانه‌ها منفجر شد اما رسانه‌هاي وابسته به جريان به اصطلاح معتدل عربي مانند الجزيره و العربيه چيزي از اين سفر نگفتند اين در حالي است که فيلم منتشر شده نشان مي‌داد يکي از خبرنگاران الجزيره در اين سفر هيئت قطري را همراهي مي‌کرد. (خبرگزاری العالم 1390)

افشاگری سایت ویکی لیکس در خصوص اعمال نفوذ آمریکا در سیاست گذاری شبکه خبری الجزیره قطر بر اساس اسنادی که منتشر شد روشن گردید که آمریکا عملا در این شبکه دخل و تصرف داشته‌ است . بنابربخشي از اين اسناد، PAO به منظور مذاکره در مورد گزارش آژانس اطلاعات دفاعي ايالات متحده امريکا (DIA) درباره الجزيره و "محتواي نگران کننده پايگاه اينترنتي اين شبکه تلويزيوني" با وضاح خنفر ملاقات کرده است. ويکي‌ليکس همچنين ازپاسخي که مدير اين شبکه تلويزيوني در ملاقات 2005 به گروه ياد شده داده ، پرده برداشته است. در گزارش ويکي‌ليکس آمده‌است: خنفر گفته ‌است موارد اخير مورد نگراني دولت امريکا در وبسايت کمرنگ شده است وسپس وي در مدت دو يا سه روز آن را حذف مي‎کند.

حمایت و ارتباطات همزمان قطر با گروه های موافق و مخالف غرب در منطقه یک نوع دوگانگی را در سیاست های این کشور بوجود آورده است، مانند حمایت از فلسطینی ها و همزمان ارتباطات اقتصادی و بعضا مخفیانه سیاسی با اسرائیل که پیچیدگی های بیشتر را در بررسی سیاست های دوگانه این کشور بوجود آورده است موجب گردیده است که قطر را به کشوری غیر قابل اعتماد در منطقه تبدیل کند. طی دو سال گذشته قطر با پذیرش نقش محوری در اجرای طرح آمریکایی - وهابی سرنگونی نظام سوریه در کنار ترکیه و عربستان در عرصه بین الملل نقش آفرینی کرد و عملا به جبهه متحدان اسرائیل ملحق شد و با ارسال سلاح و گروههای مسلح لیبی به سوریه از طریق ترکیه به بی ثباتی در منطقه دامن زد که این اقدامات قطر بستر خطرات بزرگی را در امنیت منطقه فراهم کرد. پیش از این نیز سفارت قطر همه هزینه های نشست موسوم به دوستان سوریه در تونس، را تقبل کرده بود و طرف تونسی فقط امنیت میهمانان و ارسال دعوت نامه را بر عهده داشت و قطر عملا محور اجرای جنگ داخلی در سوریه شد. بدعت گذاری خطرناک قطر، ترکیه و عربستان در جهت پشتیبانی تسلیحاتی و مالی از جنگ داخلی در کشوری همسایه اقدامی ناصواب است که میتواند دامن گیر خود همین کشورها را نیز در آینده بگیرد. اقدامات خصمانه قطر و ترکیه از پناه دادن به طارق الهاشمی معاون فراری و تحت تعقيب رييس جمهور عراق آغاز شد و علنا پایه نفاق و دشمنی با متحدان جمهوری اسلامی ایران وارد مرحله تازه ای شد.

قطر از یک سو تلاش می‌کند تا در چارچوب همکاری منطقه‌ای موقعیت عربی و اسلامی خود را در میان جهان اسلام و سازمان کنفرانس اسلامی خدشه دار نکند و از سوی دیگر تلاش می‌کند تا با پیوند دادن اقتصاد خود با تحولات اقتصادی و سیاسی جهانی و سوگیری سیاست خارجی خود متناسب با قدرتهای برتر منطقه‌ای از همه ظرفیتهای جهانی‌سازی بهره‌مند شود. ازاین‌رو سیاست های منطقه ای قطر در این قالب ها خلاصه میگردد:

الف) با حفظ روابط غیرمستقیم با رژيم اسرائیل از لابی صهیونیستی در توسعه روابط خود، آمریکا و کشورهای غربی استفاده کند.
ب‌) ازطریق همکاری و مشارکت در مانورهای نظامی با کشورهای غربی و آمریکایی به تثبیت موقعیت خود در نظمهای احتمالی جدید منطقه خاورمیانه بپردازد.
ج) با ايجاد شبكة رسانه‌ای الجزيره که به عنوان سخنگوی این کشور در میان جهان عرب و سایر مناطق استفاده می‌کند، علاوه بر حفظ منافع خود مبلغ آموزه‌های آمریکایی و اسرائیلی در میان کشورهای منطقه باشد.
د) ترجیح و اولویت منافع ملی در مقایسه با همکاریهای منطقه‌ای بویژه همکاری در چارچوب کشورهای عربی و اسلامی

اما در مقابل این سیاست های دوگانه کشورهای حاشیه خلیج فارس و به ویژه قطر، برگزاری موفقیت آمیز اجلاس جنبش عدم تعهد ها که به رغم همه تهدیدهای غرب و جو سازی های رسانه ای و سیاسی اش در جهت منزوی کردن ایران با مشارکت گسترده اعضاء به ویژه در سطح مقامات ارشد و سران همراه بود، در شرایط کنونی موجب اقتدار و نقش آفرینی هرچه بیشتر جمهوری اسلامی ایران در معادلات جهانی شد. همچنین سخنان مهم رهبر انقلاب در مراسم افتتاحیه اجلاس سران، که بازتاب گسترده ای در سطح جهان داشت، توانست این موفقیت را دو چندان کند. در سطح بین‌المللی، اجلاس تهران به عنوان یک رویداد بسیار مهم بین‌المللی در تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی ایران ثبت شد وهمچنین در رسانه‌های گروهی و محافل سیاسی جهان بازتاب وسیع داشت و از زوایای مختلف مورد بررسی قرار گرفت. حضور مجموعه‌ای از روسای جمهور و سران کشورها، وزرای خارجه و کارشناسان 120 کشور عضو جنبش و بیش از 800 خبرنگار خارجی و ده‌ها خبرنگار داخلی نشان‌دهنده اهمیت این رویداد در سطح بین‌المللی می‌باشد. در سطح تحلیل منطقه‌ای، بررسی چالش‌ها و تهدیدهای صلح و امنیت و عدالت در مناطق پنج قاره و ضرورت پیگیری آنها توسط نمایندگان شرکت‌کننده، حضور محمد مرسی، اولین رئیس جمهور نظام اسلامی ودمکراتیک مصر و تحویل مسئولیت اجلاس به ایران، دارای آثار سیاسی بسیار مهم منطقه‌ای برای ایران از جمله کشورهای همسایه و کشورهای منطقه خاورمیانه می‌باشد. مصر به عنوان یکی از بازیگران تأثیرگذار منطقه خاورمیانه عربی می‌تواند در حل و فصل بحران‌های سیاسی منطقه نقش‌آفرینی کند. در این رابطه طرح صلح مرسی و طرح 4 ماده‌ای ایران در ارتباط با بحران سوریه و تفاوت رویکرد دو کشور و تلاش‌های هیأت ایرانی در حاشیه اجلاس برای نزدیک نمودن دیدگاه‌های طرفین، بیانگر نقش پراهمیت سطح تحلیل منطقه‌ای اجلاس می‌باشد. اگرچه برخی از سخنان محمد مرسی ناپخته و در سطح داخلی کشورش بیان و از دیدگاه بین الملل عنوان نشد اما سفر رئیس جمهور مصر پس از 33 سال به ایران و نزدیکی با جمهوری اسلامی یکی از موفقیت های این اجلاس بود. گرچه جایگاه سیاسی، نظامی و ژئوپلتیکی مصر در برابر موقعیت و قدرت نرم و سخت جمهوری اسلامی ایران در منطقه به مراتب ضعیف تر است و حتی تاریخ ایران نیز غنی تر و درخشان تر از مصر بشمار میرود اما با اینحال مصر در میان کشورهای عربی از جایگاه مهمی برخوردار است.

در کنار همه موفقیت های اجلاس عدم تعهد گستاخی رئیس قطری مجمع عمومی سازمان ملل در بکارگیری نام جعلی برای خلیج فارس و به دنبال آن بی پاسخ ماندن این اقدام از سوی مقامات ایران و دستگاه دیپلماسی کشور خود نیز قابل تامل است. فارغ از بررسی محتوای سخنان، وقتی رئیس قطری مجمع عمومی سازمان ملل در خلال سخنانش، در پایتخت ایران اسلامی از واژه ساختگی «خلیج فارسی - عربی» برای نام بردن از منطقه «خلیج فارس» استفاده کرد میلیون ها ایرانی را که از گیرنده های خود مراسم را دنبال می کردند بهت زده کرد! کاربرد نام جعلی برای خلیج فارس آن هم در پایتخت ایران و در میان سران و مقامات بیش از 120 کشور جهان و در پخش زنده رسانه های سراسر جهان، علاوه بر این که اقدامی غیر مسوولانه و هدف مند علیه تمامیت ارضی ایران محسوب می شود، آن گاه مهم تر جلوه می نماید که شاهد سکوت توام با آرامش مقامات ایرانی پس از مراسم در مقابل این اقدام مقام قطری بودیم. قابل درک است که به دلیل اهمیت ویژه برگزاری باشکوه این اجلاس، مقامات کشورمان در اقدامی شایسته تلاش کردند از طرح موضوعات چالش زا پرهیز کرده و بر نقاط مورد اجماع اکثریت اعضاء تاکید کنند و به همین سبب بسیاری از رسانه های کشورمان در تمام طول برگزاری اجلاس بر این موضوع اهتمام داشتند که موضوعاتی را طرح ننمایند که اصل رویداد یعنی برگزاری موفقیت امیز اجلاس جنبش عدم تعهد به میزبانی کشورمان را تحت شعاع قرار دهد اما دستگاه دیپلماسی و وزارت خارجه کشورمان شایشته بود مراتب نگرانی و اعتراض خود در بکارگیری از نام صحیح خلیج فارس را به مقامات قطری طی پایان اجلاس یا روزهای آینده گوشزد کنند.

به طوریه که میتوان ضرورت واکنش جدی و قاطع کشورهای قدرتمند نسبت به این کشورهای کوچک را در واکنش نمایند روسیه به قطر مثال زد که قابل توجه و تامل است. پیش تر مراتب نگرانی "ویتالی چورکین" نماینده دائم روسیه در سازمان ملل به این نقش آفرینی منفی و رو به توسعه قطر در منطقه و به ویژه در خصوص سوریه به حمد بن جاسم وزیر امور خارجه قطر هشدار بی سابقه ای داده بود و به او گفت که به نام نماینده روسیه بزرگ به کشور کوچک قطر هشدار می دهم احترام خودتان را حفظ کنید و اندازه حجمتان صحبت کنید. ما کشوری بزرگ هستیم که مقامات کشورمان نیز اندیشه هایی بزرگ دارند ولی قطر کشوری کوچک است که رهبران سیاسی آن نیز کوچک مغز هستند! و حتی چند ماه بعد سرگئی لاوروف طی اجلاسی که در مصر برگزار شد فقط با نبیل العربی دبیرکل اتحادیه عرب دست داد و حتی از دست دادن با حمد بن جاسم نماینده قطر در اجلاس نیز خودداری کرد. که این نمونه هشدارها نشان میدهند که در صورت عدم واکنش قاطع و صریح با چنین کشورهایی موجب گسترش بازی این کشورهای ذره ای در زمین غرب می گردد.

با پیدایش تحولات سریع در منطقه و نقش آفرینی دوگانه و غیرقابل اعتماد قطر در این جریانات، این کشور می تواند در آینده نیز نقش بسیار فعال و پررنگ تری را با توجه به در دست داشتن ابزارها لازم اجرای این سیاست ها از جمله پول ، رسانه و همگامی با سیاست قدرت های بزرگ بویژه ایالات متحده و غرب و اتخاذ واکنش های سریع به نسبت دیگر کشور های مهم منطقه ای را ادامه دهد و از این راهکار نیز توانسته است به طرز ماهرانه ای برای بقا و امنیت داخلی خود سود جوید. باتوجه به اینکه جمهوری اسلامی ایران به مراتب سهم بزرگتری نسبت به قطر در معادلات منطقه و جهان دارد و با هیچ معیاری نمیتوان قطر را حتی در سطح رقابت با ایران بشمار آورد شایسته است مقامات کشورمان با بررسی دقیق نقش آفرینی منفی روزافزون این شبه جزیره کوچک در منطقه، حلقه توسعه امنیتی قطر و سیاست های دوگانه آنها را تنگ تر و نقش واقعی این جزیره را به نسبت حجم ۱۱۵۰۰ کیلو متر مربعی و جمعیت کمتر از 2 میلیون نفری به آنان گوشزد و قطر را به موقعیت واقعی خود بازگرداند.

منابع و ماخذ:
ملکی مصطفی، 1385- واقعیتهای سیاست خارجی قطر
ولی زاده وفا، 1391 - قطر بازیگری جدید و متفاوت
خبرگزاری العالم http://facdn2.alalam.ir/news/259094