آمريكا و تلاش‌هاي تازه براي نظامي كردن بيشتر خليج فارس

آمريكا و تلاش‌هاي تازه براي نظامي كردن بيشتر خليج فارس

آمريكا و تلاش‌هاي تازه براي نظامي كردن بيشتر خليج فارس

آجیل کوارتز سقف کناف کفسابی میکروپیگمنتیشن

موزه خلیج فارس

ژئوپلتیک خلیج فارس

اسناد خلیج فارس

نقشه های خلیج فارس

برگزیده هفته

آمار سایت


بازدید روز

۲۰۲۳

بازدید دیروز

۱۳۱۰

بازدید ماه

۵۸۹۹

بازدید کل

۳۲۱۰۵۹۹

افراد آنلاین

۳۰۰

آمريكا و تلاش‌هاي تازه براي نظامي كردن بيشتر خليج فارس


جمهوری اسلامی – سياسی مسايل منطقه‌اي. خليج فارس - ميليتاريسم. پيشدار آمريكا با تهديد جلوه دادن ايران در منطقه ضمن پيش بردن جنگ رواني خود عليه اين كشور و انقلاب اسلامي آن ، يك هدف غايي را در منطقه خليج فارس پيگيري مي‌كند كه اركان اساسي سياست خارجي آمريكا در اين منطقه را تشكيل مي دهد.


سياست خاورميانه‌اي آمريكا از دوران نيكسون ( ‪ ( ۱۹۶۸-۱۹۷۴‬همواره سه اصل كلي داشته است: ‪ (۱‬حفظ و برتري منطقه‌اي اسراييل از حيث سياسي - اقتصادي - تكنولوژيك و... ‪ (۲‬دريافت نفت مطمئن و ارزان از منطقه خاورميانه و ‪(۳‬ حفظ رژيم‌هاي متحد آمريكا در برابر تهديد خارجي و آسيب داخلي سياست خاورميانه‌اي آمريكا بويژه پس از سرنگوني صدام حسين و تحولاتي كه درمنطقه رخ داد ، با دو چالش عمده روبرو شده است.‪ (۱‬نيروهاي مسلح خود را در دو كشور عراق و افغانستان بدون اينكه تثبيت موقعيت كند ، مستقر كرده است .‪ (۲‬ناديده گرفتن توده‌هاي منطقه بخصوص اعراب كه دومي به بي‌اعتمادي بيشتر مردم منطقه به دولتهاي خود و هم زمان آمريكا منجر شده است .


استراتژيستهاي منطقه بر اين باورند كه بي‌اعتمادي مردم به دولتهاي خود در منطقه مي‌تواند به بروز شورش ، قيام و حتي سرنگوني حكومتهاي منطقه بينجامد . وقوع چنين امري و پيامدهاي آن يقينا اصول حياتي سياست خارجي آمريكا در منطقه خاورميانه را هدف قرار خواهد داد. يك اتفاق احتمالي ديگر مي‌تواند ، تمايل يافتن رهبران عرب به سوي مردم خود در مقابل بي‌اعتمادي به آمريكا با هدف تقويت جبهه خود باشد ، كه در اين صورت نيز منافع آمريكا دستخوش خطر خواهد شد و تحولات اخير در صحنه سياسي و اجتماعي منطقه در همين راستا ارزيابي مي‌شود. آمريكايي‌ها كه با سياست دو سر باخت خود در خاورميانه روبرو شده‌اند - كه كارتر رييس جمهوري اسبق آمريكا در كتاب خود فلسطين ، صلح و نه تبيغض نژادي بارها به آن اشاره مي‌كند - براي اعاده سلطه ، ضمن تلاش‌هاي ديپلماتيك بر تحركات نظامي خود در منطقه نيز افزوده اند. بنابر خبرها آمريكا بنا دارد تا با استقرار سيستم‌هاي موشكي يك سپر دفاعي در برابر تهديدات ادعايي ايران در چند كشور منطقه ايجاد كند دادن آدرس‌هاي غلط درباره موضوعات مختلف به افكار عمومي براي انحراف آن و يا جهت دادن به سمت و سويي خاص ، يكي از شگردهاي دولتمردان آمريكا و رژيم اسراييل و از تكنيك‌هاي جنگ رواني است. برنامه‌هاي هسته‌اي و موشكي ايران يكي از اين موارد است. دستيابي به انرژي صلح آميز هسته‌اي بمنظور بهره برداري علمي و اقتصادي از آن ، هدف ايران در برنامه‌هاي هسته‌اي اش است و پيمانها و پادمانهاي ناظر بين‌المللي اين حق را براي آن به رسميت شناخته‌اند و در برنامه‌هاي موشكي‌اش هم ايران يك نظام دفاعي را شكل داده كه متناسب با نيازهاي امنيتي روز و به عنوان ابزاري بازدارنده ، و نه تهاجمي مي‌باشد.


رقابت قدرت‌هاي فرامنطقه‌اي براي پيدا كردن جاي پايي در منطقه حساس خليج فارس ، اين منطقه را هر چه بيشتر نظامي كرده است . علاوه بر آمريكا ، فرانسه ، انگليس و روسيه نيز تلاش دارند تا دلارهاي نفتي منطقه را هرچه بيشتر به سلاح تبديل كنند ، سلاحي كه به باور عموم استراتژيست‌هاي منطقه ، نه تنها براي اين كشورها امنيت نياورده و نمي‌آورد ، كه براساس شواهد و قرائن بسيار به دردسري بزرگ در حوزه امنيت ملي و منطقه‌اي براي كشورهاي منطقه تبديل شده است كه اغلب با مسايلي چون دهشت افكني و عدم اقبال عمومي روبرو هستند.


گزارش موسسه تحقيقات بين‌المللي صلح استكهلم كه خرداد ماه امسال منتشر شد ، مي‌گويد كه امارات عربي با خريدهاي انبوه تسليحات و ادامه دادن به آن ، به سومين واردكننده سلاح در جهان و اولين در خاورميانه مبدل شده است و اشتهاي سيري ناپذيري در اين خصوص در ميان رهبران اين اميرنشين ‪۴/۸‬ ميليون نفري ( جمعيت سال ‪۲۰۰۵‬ميلادي ) ديده مي‌شود . امارات در سال ‪۲۰۰۹‬ ميلادي يك بودجه ‪۷‬ميليارد دلاري نظامي را داشت كه بالاترين سرانه نظامي در جهان است. امارات در فاصله سال‌هاي ‪ ۱۹۹۹‬تا ‪ ۲۰۰۳‬در رده پانزدهمين واردكننده بزرگ تسليحات در جهان قرار داشت و در سال ‪ ۲۰۰۸‬پس از چين و هند به سومين خريدار بزرگ تسليحات در دنيا تبديل شد . ديگر كشور پراشتها براي خريد تسليحات در منطقه ، عربستان سعودي است كه آن نيز از دارندگان بالاترين بودجه نظامي در جهان مي‌باشد.


عمده مساله‌اي كه در روابط كشورهاي حوزه خليج فارس از سالها پيش مورد توجه استراتژها بوده و مساله‌اي مهم و اساسي در روابط منطقه‌اي تلقي مي شود ، فقدان همكاريهاي امنيتي دستجمعي منطقه‌اي به عنوان يك نياز اساسي مي باشد كه منطقه را هر چه بيشتر به سوي ميليتاريسم سوق داده است .


همكاريهاي امنيتي در منطقه در سالهاي اخير سه سمت عمده ، يكي دو جانبه و دومي چند جانبه منطقه‌اي و سومي دو يا چند جانبه با حضور نيروهاي بيرون از منطقه داشته است كه ضعف در دومي از نگاه تحليلگران استراتژيك در منطقه به همراه عواملي ديگر كه قابل تامل هستند ، موجب شكننده شدن امنيت در منطقه و كاهش سطح آن شده است و شكل سوم اين همكاريها ، حضور هر چه بيشتر نيروهاي بيگانه و فرامنطقه‌اي را سبب گرديده كه خود عاملي بالقوه خطرناك و جدي براي امنيت منطقه است .


تشكيل يك سازمان براي همكاريهاي امنيتي كه بتواند مسايل امنيتي منطقه خليج فارس را ميان كشورهاي اين منطقه هماهنگ كند ، به عنوان يك نياز اساسي و ضروري همواره مورد تاكيد و توصيه استراتژيست‌هاي منطقه بوده است .اين مهم از جمله توصيه‌هايي بود كه رييس جمهوري اسلامي ايران دراجلاس دوحه شوراي همكاري خليج فارس ارايه كرد و عبدالرحمن العطيه دبير كل وقت شوراي همكاري خليج فارس هم در آبانماه سال ‪ ۱۳۸۷‬و در سفر به تهران به نمايندگي از ‪ ۶‬كشور عضو شورا آنرا مطرح و از آن استقبال كرد.


تشكيل يك سازمان همكاري امنيتي متشكل از همه ي كشورهاي منطقه از منظر استراتژيك يك ضرورت تاخير شده دانسته مي‌شود. امنيت در منطقه خليج فارس در سالهاي اخير و بخصوص بعد از اشغال افغانستان و عراق و حضور گسترده تر نيروهاي فرامنطقه‌اي در آن ، شديدا شكننده و پاره‌اي ملاحظات كشورهاي منطقه نيز برآن سايه افكنده است.


دهشت افكني(تروريسم ) بلايي است كه كشورهاي منطقه اينك با آن روبرو هستند و اين امر و مبارزه با آن مي‌تواند به عنوان يك نقطه مشترك براي همكاريهاي چند جانبه در قالب يك سازمان امنيت منطقه‌اي تلقي شود. دو مساله در منطقه موجب امكان يابي دهشت افكنان براي ظهور ، قدرت نمايي و نهايت تبديل شدن به يك تهديد جدي امنيتي براي همه ي كشورهاي منطقه شده است. اين دو مساله عبارتند از اول : حضور گسترده نيروهاي بيگانه درمنطقه چه بصورت اشغال ( عراق وافغانستان ) و يا توافق شده ( اغلب كشورهاي حوزه خليج فارس ) و ساخت (القاعده، طالبان ، جندالله و... ) و تحت حمايت قرار دادن تشكل‌هاي دهشت افكن ( منافقين و... ) با هدف‌هاي مختلف از جمله تنظيم روابط با كشورهاي منطقه و دوم : تقويت بدبيني و بي‌اعتمادي مردم منطقه به دولتهاي خود بويژه بواسطه تكيه بيش از حد به آمريكا كه به باور استراتژيستهاي منطقه مي‌تواند به بروز شورش ، قيام و حتي سرنگوني حكومتهاي وابسته منطقه بينجامد .