نامه کمیته دفاع از تمامیت ارضی ایران به نخست وزیر بریتانیا

نامه کمیته دفاع از تمامیت ارضی ایران به نخست وزیر بریتانیا

نامه کمیته دفاع از تمامیت ارضی ایران به نخست وزیر بریتانیا

کفسابی کابینت سقف کناف اتوبار کفسابی

موزه خلیج فارس

ژئوپلتیک خلیج فارس

اسناد خلیج فارس

نقشه های خلیج فارس

برگزیده هفته

رویدادهای خلیج فارس

آمار سایت


بازدید روز

۲۴۰۸

بازدید دیروز

۳۶۰۵

بازدید ماه

۱۵۸۵۲

بازدید کل

۳۶۲۱۶۵۵

افراد آنلاین

۲۴۱

نامه کمیته دفاع از تمامیت ارضی ایران به نخست وزیر بریتانیا

به : عالی جناب تونی بلر٬ نخست وزیر بریتانیا
از : پرفسور پیروز مجتهدزاده٬ جغرافیدان

عالیجنابا
اگرچه مایل نبودم وقت شما را در این هنگام ویژه بگیرم که دولت شما درگیر عملیات نظامی علیه رژیم شیطانی صدام حسین در عراق است٬ ولی مربوط بودن موضوع مورد نظر٬ تشویقم کرده است تلاش کنم تا به توجه عالی رسانم که به عنوان یک جغرافیدان٬ نتوانستم از توجه به این مسئله خودداری ورزم که در خلال اعلام رسمی آغاز عملیات نظامی یادشده در آخرین ساعات روز 16 دسامبر 1998 شما از خلیج فارس با عنوان نامفهوم "خلیج" یاد کردید.


استفاده از این عنوان نامفهوم از سوی سوداگران هیجان زده باختر زمین برای فروش اسلحه و دیگر کالاها به صدام و امثال وی در آن منطقه اگر قابل قبول باشد٬ ولی با عرض شایسته ترین احترامات باید بگویم٬ برازنده نخست وزیر پادشاهی متحده بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی نیست.


عالیجنابا٬ آیا ممکن است که در کمال خشوع بپرسم٬ در حالیکه استدلال میکنید اقدام نظامی پرهزینه دولت شما علیه عراق برای اعمال خواسته های سازمان متحد است٬ آیا به حساب بی طرفی حرف از سوی من خواهد رفت که بگویم دوری جستن از اصول اخلاقی استفاده درست از نام های جغرافیایی دور از وقار مقام شما است٬ بویژه این که اصالت آن نام جغرافیایی از سوی همان سازمان ملل متحد تایید شده است.


برخی سیاستمداران و روزنامه نگاران بریتانیا از دهه 1970 استفاده از عنوان خلیج را آغاز کردند تا امیال ناسیونالیستی افراطی و نژادپرستانه برخی از همکاران تجاری عرب خود را خدشه دار نکنند! افرادی که تحت تاثیر مبارزه تبلیغاتی عظیم ناسیونالیستی افراطی چون صدام حسین و امثال وی در دنیای عرب برای تغییر نام تاریخی آن دریا٬ قرار داشتند. این تبلیغات که آشکارا ناشی از گرایش های نژادپرستانه برخی کسان در دنیای عرب بوده است٬ ملل دیگر را تا این تاریخ تشویق نکرده است که از سیاستمداران و روزنامه نگاران یاده بریتانیایی پیروی کنند.ملتهایی چون ایالات متحده آمریکا٬ آلمان٬ روسیه٬ چین٬ ژاپن٬ استرالیا٬ کاناداو دیگران در سراسر جهان٬ در برابر وسوسه امتیازات بازرگانی و اقتصادی تخیلی در این رابطه مقاومت کرده و ترجیح دادند پایبند اصول اخلاقی اجازه ندادن به تغییر قرارهای جغرافیایی و نام های تاریخی به خاطر امیال سیاسی برخی افراد تکیه کنند.


با این حال٬ اگر ضعف اقتصادی نسبی پادشاهی متحده بریتانیا در دهه 1970 و نیاز تخیلی به امتیازات بازرگانی از سوی عراق و دیگران که تحت تاثیر مبارزات تبلیغاتی یادشده صدام حسین قرارداشتند٬ میتوانست سیاست دوری جستن از به یاد آوردن اصول اخلاقی و تعظیم در برابر امیال ناسیونالیستی افراطی عده ای را توجیه میکرد٬ امروز که بریتانیای کبیر از ثروتمندترین و نیرومندترین کشورهای جهان است و به امتیازات بازرگانی تخیلی نیازی ندارد٬ هیچ چیز نمی تواند توجیح کننده ادامه عدم حرمت به اصول جغرافیایی و اخلاقی یادشده از سوی این قدرت باشد.


اگر به صدام حسین و امثال او اجازه داده شود هرگاه خواستند به دلیل امیال ناسیونالیستی افراطی و مصالح ناشی از هوس های سیاسی بدعتی در تغییر قرارهای جغرافیایی و نام های تاریخی گذارند٬ قادر به این کار باشند٬ جهان جای پرهرج و مرجی خواهد شد که در آن٬ برای مثال٬ ایرانیان با ایجاد تخیل امتیازهای بازرگانی٬ هوس کنند نام پدیده های دیگر جغرافیایی جداکننده ایران از دنیای عرب٬ همانند دریای عمان و شط العرب (اروند رود) را نیز به دریای ایران و شط ایران دگرگون سازند٬ یا پاکستان به خاطر اختلافات سیاسی اش با هند بخواهد نام اقیانوس هند را به اقیانوس پاکستان تغییر دهد و امثال آن.


فراتر٬ اکنون که دولت پادشاهی بریتانیا میکوشد جهان را متقاعد سازد که با دست زدن به اقدامات نظامی پرهزینه علیه عراق می خواهد اصول بین المللی و قطعنامه های سازمان ملل را اعمال نماید٬ آیا هنگام آن نرسیده است که همان دولت به این حقیقت نیز توجه کند که همان سازمان ملل متحد در چند نوبت کتبا تایید کرده است که نام درست و رسمی دریای مورد بحث خلیج فارس است. برای اطمینان در این زمینه کافی است که نامه مورخ 5 مارس 1971 دبیرکل سازمان ملل متحد (UN AD311/1 GEN) به نماینده دائمی ایران٬ نامه راهنمایی ویراستاری دفتر دبیرکل سازمان ملل متحد٬ مورخ 10 اوت 1984 (UN LA45.82C) و نامه راهنمایی ویراستاری دفتر دبیرکل سازمان ملل متحد٬ مورخ 10 ژانویه 1990 (ST/CS/SER.A/29) مورد توجه قرار گیرد. البته این موارد علاوه بر آن است که درستی نام خلیج فارس همه ساله از سوی گروه متخصصان سازمان ملل متحد برای نامهای جغرافیایی (UNGEGN) قرار گیرد.گروهی که وظیفه اش استاندارد کردن نامهای جغرافیایی است.


در پایان تردیدی ندارم آن عالیجناب با من موافقت خواهد داشت که نیازی به ضمیمه کردن انبوهی از شواهد و اسناد تاریخی از همه زبانهای جهان٬ از جمله عربی٬ نیست برای اثبات اصالت نام خلیج فارس و این که دریای مورد نظر همیشه خلیج فارس بوده است. به این دلیل امیدوارم طبقه سیاستمداران و روزنامه نگاران در پادشاهی بریتانیا به صف محترمانه همردیفان خود در دیگر کشورهای جهان پیوسته و امیان ناشی از انگیزه های نژاد پرستانه صدام حسین و امثال وی را برای تغییر قرارهای جغرافیایی و نام های تاریخی مورد بی اعتنایی قرار دهند.

با احترامات
پیروز مجتهدزاده
پژوهشگر در رشته جغرافیای سیاسی- کمیته دفاع از تمامیت ارضی ایران