نامه کمیته دفاع از تمامیت ارضی ایران به پادشاه سعودی

نامه کمیته دفاع از تمامیت ارضی ایران به پادشاه سعودی

نامه کمیته دفاع از تمامیت ارضی ایران به پادشاه سعودی

کفسابی کوارتز سقف کناف اتوبار کفسابی کورین میکروپیگمنتیشن

موزه خلیج فارس

ژئوپلتیک خلیج فارس

اسناد خلیج فارس

نقشه های خلیج فارس

برگزیده هفته

رویدادهای خلیج فارس

آمار سایت


بازدید روز

۲۳۱۰

بازدید دیروز

۴۰۷۹

بازدید ماه

۲۴۸۷۳

بازدید کل

۳۴۱۵۹۶۳

افراد آنلاین

۴۲۰

نامه کمیته دفاع از تمامیت ارضی ایران به پادشاه سعودی

به : اعلیحضرت ملک فهدبن عبدالعزیز٬ پادشاه عربستان سعودی
از : پرفسور پیروز مجتهدزاده جغرافیدان و مدیر مرکز مطالعات یوروسویک لندن

اعلیحضرتا٬ دو سال است که از اعلام ادعای بی پایه امارات متحده عربی نسبت به جزایر سه گانه ایرانی گذشته است و ما مردم ایران در این مدت سکوت خود را ادامه داده ایم تا اگر این ادعاها پایه ای داشته باشد٬ فرصت نشان دادن این پایه ها و مبانی در میان باشد. آنچه در این مدت روی داده است چیزی فراتر از هو و جنجال سیاسی علیه ایران در رسانه های گروهی عربی نبوده است. اکنون در نهایت تاسف خبر یافته ایم که کار این جنجال برانگیزی ها به جایی کشیده است که آن اعلیحضرت در سخنان خود خطاب به شرکت کنندگان در مراسم حج سال جاری در کمال صراحت از کشور ما خواسته اید که این جزایر لایتجزای خود را به کشوری دیگری تحویل دهد!


به دنبال دریافت این خبر تاسف آور ما گروهی از ایرانیان مقیم بریتانیا گردهم آمده و "کمیته دفاع از منافع ملی و تمامیت ارضی ایران" را تشکیل داده ایم و تصمیم گرفته ایم با نوشتن این سرگشاده٬ توجه آن اعلیحضرت را به نکات زیر جلب جلب نماییم:


الف- گفته های آن اعلیحضرت در مورد جزایر ایرانی تنب و ابوموسی مغایر سیاست یا ادعاهای اعلام شده دولت عربستان سعودی در زمینه غیر سیاسی بودن مراسم حج است و عدم صداقت در ادعای غیر سیاسی بودن مراسم حج را به نمایش میگذارد.


ب- در حالی که حتی سازمان ملل متحد به خود اجازه نمی دهد به گروهی در بوسنیا دستور دهد که یک اینچ از خاک مورد ادعای خود را به گروه دیگری دهد٬ برای نخستین بار در تاریخ شاهد آن هستیم که رئیس یک کشور به کشور دیگری توصیه میکند بخشی از سرزمین خود را به کشور سومی تحویل دهد. تردیدی نیست که این حرکت صلح و امنیت را در خلیج فارس به خطر انداخته و برادران مسلمان را به جان هم خواهد انداخت و اگر اجازه داده شود به صورت سابقه ای در روابط بین المللی درآید٬ صلح و امنیت و آرامش جهان بشری را دچار خطرات دهشت انگیزی خواهد ساخت.


ج- جزایر تنب و ابوموسی از آغاز تاریخ بشری متعلق به ایران بوده و هست و صدها سند معتبر ایرانی٬ عربی٬ انگلیسی و فرانسوی از قرون و اعصار٬ از جمله نزدیک سی نقشه رسمی و نیمه رسمی قرون هجدهم و نوزدهم که از دولت بریتانیا در دست است٬ گویای این حقیقت بی چون و چرای تاریخی است.


د- بریتانیا در سال 1903 به بهانه هایی این جزایر را به زور از ایران گرفته و به تحت الحمایگان خود در آن سوی خلیج فارس داد. 68 سال تلاش و مبارزه ایران سرانجام در سال 1971 بریتانیا را وادار ساخت تا به نمایندگی از سوی همان تحت الحمایگان خود با ایران به مذاکره پردازد و این جزایر ایرانی را به ایران بازگرداند. شماری از سران کشورهای عربی٬ از جمله اعلیحضرت فقید ملک فیصل بن عبدالعزیز و خود آن اعلیحضرت که آن هنگام عنوان شاهزاده فهد را داشتید٬ از سوی نمایندگان رسمی ایران در جریان این مذاکرات و توافق ها و قراردادها قرار گرفتید. شاید ضروری باشد یادآوری گردد که عربستان سعودی در آن هنگام تنها از این پوزش میخواست که نمی توانست اقدام ایران را در بازپس گرفتن این جزایر مورد پشتیبانی آشکار قرار دهد. همین سیاست و گفته های خصوصی رهبران سعودی در آن هنگام تردیدی باقی نگذارد که شما موافق احقاق حقوق حق ایران در این مورد بوده و این احقاق حق را به گونه ضمنی تایید کردید.


ه- اکنون اگر کسانی هستند که این حقایق تردید ناپذیر را بیش از این نمی پذیرند و پس از بیست و یک سال سکوت رضایت آمیز٬ ناگهان مالکیت بر این جزایر ایرانی را ادعا دارند٬ نخست باید این ادعا را ثابت نمایند و آنگاه سخن از گرفتن این جزایر به میان آورند. حتی در آن صورت غیر ممکن نیز هیچ کشور سومی حق دخالت مستقیم در چنین مواردی را نخواهد داشت.


و- در اینجا ضروری است یادآوری شود که امارات متحده عربی و یاران یک بار در دسامبر 1971 به شورای امنیت سازمان ملل متحد شکایت بردند٬ هیچ چیز را نتوانستند ثابت کنند و سرخورده بازگشتند.


ز- بازگرداندن دو جزیره تنب کوچک و بزرگ و ابوموسی به ایران در نوامبر 1971 بر اساس مذاکره و توافق میان ایران وبریتانیا (به نمایندگی رسمی و قانونی از سوی امارات) بوده و بازگرداندن بخشی از این جزیره ابوموسی به حاکمیت رسمی و قطعی و دائمی ایران بر اساس همان مذاکرات و توافق ها و مبتنی بر تفاهم نامه نوامبر 1971 بود که به امضای ایران و شارجه رسید. این توافق ها و قرارها اصل حقوق بین المللی "Pacta tertiis nec nocent nec prosunt" را جاری می سازد.برابر این اصل است که وضع موجود میان ایران و امارات به دولت یا دولتهای دیگری حق دخالت نمی دهند.


ح- تشکیل شورای همکاری خلیج فارس میان برخی از کشورهای کرانه ای خلیج فارس نمی تواند وظیفه یا تعهدی را برای کشور دیگری خارج از آن شورا ایجاد نماید. به گفته دیگر٬ اگر عضویت در چنین شورایی دست آویز دخالت یکی از اعضای آن شورا در قول و قرارهای موجود میان یکی دیگر از اعضای آن شورا با کشور سومی قرار گیرد٬ صلح و آرامش منطقه به خطر خواهد افتاد.


ت- دولتهای گوناگون ممکن است درگیر کشمکش های سیاسی و استراتژیک و یا اختلافات ایدئولوژیک با یکدیگر باشند.اما هنگامی که ادعا نسبت به سرزمین کشوری پیش می آید٬ مدعیان خود را مستقیما در برابر همه مردم آن کشور قرار میدهند. به این ترتیب سخنان اخیر آن اعلیحضرت در مورد جزایر ایرانی تنب و ابوموسی٬ دولت سعودی را مستقیما با ملت ایران طرف ساخته است و این رویدادی است بس تاسف انگیز که ملت ایران را علیه دولت آن اعلیحضرت می شوراند.


ی- شاید دولت عربستان سعودیه نیازمند دست آویزی برای انحراف افکار عمومی بین المللی از دخالت های خود در یمن و ایجاد جنگ داخلی در آن کشور باشد٬ ولی ملت ایران اجازه نخواهد داد حرمت سرزمینی و تمامیت ارضی اش دست آویز چنین بازیهایی قرار گیرد.


ک- با توجه به آنچه گفته شد٬ کمیته دفاع از منافع ملی و تمامیت ارضی ایران٬ سخنان آن اعلیحضرت را در مورد جزایر ایرانی خلیج فارس٬ دخالت مستقیم در امور داخلی ایران و اهانت به تمامیت ارضی کشورمان تلقی کرده و شدیدا به آن اعتراض میکند.


اعلیحضرتا٬ ملت ایران چنانکه در برابر ادعاهای سرزمین عراق و جنگی که حکومت بغداد به پشتیبانی دولت شما و دیگر دول عربی و غربی به کشور ما تحمیل کرده بود٬ نشان داد نسبت به تمامیت ارضی کشور خود سخت حساس است و جان برکف در برابر مدعیان و پشتیبانان آنان ایستادگی کرده و توطئه علیه تمامیت ارضی کشور خود را خنثی خواهد کرد.


ملت ایران هرگونه چشم داشتی علیه سرزمین خود را قویا محکوم میکند و مسلح به سلاح ایمان به خدای بزرگ و میهن عزیزش٬ به هیچ قدرتی در جهان اجازه نخواهد داد که تمامیت ارضی کشورش را مورد اهانت قرار دهد.

با احترامات مرسومه
پیروز مجتهدزاده
از طرف کمیته دفاع از منافع ملی و تمامیت ارضی ایران
لندن- 7 خرداد 1373 برابر با 28 می 1994