متن اعتراض سفارت جمهوری اسلامی ایران به دولت فرانسه

متن اعتراض سفارت جمهوری اسلامی ایران به دولت فرانسه

متن اعتراض سفارت جمهوری اسلامی ایران به دولت فرانسه

کابینت

سقف کناف

موزه خلیج فارس

ژئوپلتیک خلیج فارس

اسناد خلیج فارس

نقشه های خلیج فارس

برگزیده هفته

رویدادهای خلیج فارس

آمار سایت


بازدید روز

۱۰۷۹

بازدید دیروز

۳۰۰۷

بازدید ماه

۴۰۸۶

بازدید کل

۳۹۸۶۴۵۲

افراد آنلاین

۱۴۲

متن اعتراض سفارت جمهوری اسلامی ایران به دولت فرانسه

بدنبال افزایش بی رویه استفاده از واژه های جعلی و نادرست برای نام "خلیج فارس در کشور فرانسه، رایزنی فرهنگی ج.ا.ایران اعتراض نامه ای رسمی خطاب به برخی از جراید و رسانا های فرانسوی در این خصوص ارسال کرد. در این نامه رسمی که در آستانه دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران نگارش و ارسال شده بود ، ضمن بیان مستندات تاریخی و علمی نام خلیج فارس بر ضرورت کاربری صحیح و قانونی از اسامی خاص، بر اساس نص صریح حقوق بین الملل، تاکید گردید.


پاریس ۸ ژوئن ۲۰۰۹
خانمها، آقایان
از چندی پیش موج تازه ای از اخبار و اطلاعات پیرامون جمهوری اسلامی ایران جریان یافته است که بیگمان در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ایران ( دهمین دوره انتخابات از زمان استقرار جمهوریت در ایران ) گسترش چشمگیر خواهد یافت. بی آنکه بخواهم درباره محتوای این اخبار و اطلاعات که جهت گیری هایی به منظور تاثیرگذاری بر افکار عمومی در آن نمودار است، قضاوتی سیاسی ارائه دهم ، به عنوان رایزن فرهنگی سفارت ج.ا.ایران در فرانسه وظیفه خود می دانم نام حقیقی و قانونی حوزه دریایی واقع در جنوب ایران را به شما یادآور شوم.
از بیش از ۲۵۰۰ سال پیش تا کنون ، همینکه امپراتوری پارس (ایران) توسط هخامنشیان در سال ۵۳۹ پیش از میلاد مسیح بنیاد گردید، حوزه دریایی واقع در جنوب امپراتوری، پارس یا فارس نام گذاری شد.
چندین دریا و اقیانوس، از جمله اقیانوس هند، دریای خزر، دریای سیاه، دریای مدیترانه و دریای سرخ در مجاورت امپراتوری ایران قرار داشتند. در این میان نزدیکترین دریا به پرسپولیس، پایتخت ایران، دریای جنوبی آن بود، که به همین جهت خلیج فارس نام گرفت. درواقع، طرح ها و برنامه هایی که درآن زمان توسط ایران در خلیج فارس تحقق یافت به مراتب مهمتر از دیگر دریاهای همجوار بوده است.
در آن روزگار، هیچ کشوری بجز ایران در حاشیه خلیج فارس قرار نداشت. در نتیجه این راه دریایی ، مرکزی ارتباطی به شمار میرفت، نه تنها با دنیای خارج، بلکه همچنین با بخش های گوناگون امپراتوری پهناور ایران که در چار چوب "پاکس پرسیکانا" (صلح پارسی) یا به اصطلاح امروزی "پاکس ایرانیکا" (صلح ایرانی) نظام و قانون خود را در بطن گهواره باستانی تمدن بشری دست کم به مدت ده قرن بر قرار کرده بود. لوح سنگی (کتیبه) که داریوش کبیر پس ازحفرآبراهه های (کانال) مشهور میان دریای سرخ و رود نیل در سال ۵۱۷ پیش از میلاد مسیح برجای گذاشته و بر روی آن به خط میخی "دریای پارس" حک شده است، یکی از نخستین اسناد رسمی مربوط به نام گذاری خلیج فارس به شمار میرود که برمبنای آن اسناد بیشماری به زبان ها و متون گوناگون نگارش یافته است.
در همه کتابها و تالیفات و نقشه های جغرافی قدیم یونانی، لاتین و رومی همواره واژه بنیادی وگواهی شده "فارس" و مشتقات آن را برای نامیدن خلیج واقع در جنوب ایران باز می یابیم. بدینسان اصطلاحاتی چون "سینوس پرسیکوس"، "ماره پرسیکوم"(دریای پارس)، "آکواریوم پرسیکوت"(حوزه آبی پارس) ، از سوی مورخان و جغرافی دانان مشهوری چون استرابون به کار رفته است (استرابون در کتاب خود "جغرافی"؛ ۱۸،۵،۲،از دیدگاه جغرافی ،خلیج فارس و خلیج عربی را از یکدیگر متمایز میسازد. خلیج عربی به اسم دریای اریتره یا دریای سرخ نیز نامگذاری شده است). برای تاکید و تایید سخنم از شما دعوت می کنم به معتبرترین چاپ انگلیسی اثر استرابون تحت عنوان "جغرافیای استرابو" ترجمه جونز مراجعه کنید که در سال ۱۹۱۶در هشت جلد توسط بنگاه انتشاراتی ویلیام هاینمان در لندن انتشار یافته است. می توانید به ویژه به جلد اول، صفحه۴۶۷، وهمچنین به جلد هفتم، به نقشه آسیا که در صفحه ۳۷۴ ضمیمه است مراجعه کنید.
در کتاب بطلمیوس تحت عنوان "آرین" نیز، درلشگرکشی های اسکندر، کتاب هفتم، فصل اول، چنین آمده است: "اسکندر در بازگشت به پرسپولیس به فکر افتاد از خلیج فارس و به ویژه مصب رود دجله و فرات دیدن کند".
" کنت کورس"، مورخ مشهور لاتینی را هم به خصوص در نظر داشته باشید که در اثر خود موسوم به " تاریخ اسکندر" مشتمل بر ده کتاب ،به عنوان مثال ، در کتاب پنجم، فصل ۳ ، هنگامیکه پهنرود دجله را مجسم می کند، با زبان لطیف و شیرین لاتینی مخصوص به خودش که عامیانه است تصریح می کند که "رود دجله لغزان وارد دریای پارس می شود"
آثار بسیاری دیگر از مشاهیر تاریخ و جغرافیا را نیز می توانیم ذکر کنیم که از خلیج فارس سخن می گویند و با این ترتیب شما نخواهید توانست همچنان وانمود کنید که از اینهمه منابع اطلاع ندارید.
پس از ورود اسلام به صحنه جهان، درهمه اسناد و مدارک اسلامی که به زبان عربی، فارسی یا ترکی مخصوص به هر ملت و ناحیه ای نگارش یافته است، عبارت خلیج فارس را باز می یابیم، مانند "البحر الفارس" که تحت الفظی "دریای فارس " معنی میدهد یا "الخلیج الفارس"،"خلیج فارس".
در این خصوص، همه دانشمندان مسلمان، مورخان، جغرافی دانان، شاعران، نویسندگان،مکتشفین و پژوهشگران هم آوا هستند واصطلاح دیگری بجز "خلیج فارس" در اندیشه آنان راه نیافته است.شخصیت ها یی چون الحمزانی، ابن مسعودی، بیرونی، قزوینی، استخری و...نام خلیج فارس را به کار برده اند.
بدینسان عبارت "خلیج فارس" همواره تنها نامی بوده که به دریای جنوب ایران اطلاق شده است. هم میهن شما شوالیه شاردن نیزدر سفر نامه خود به سرزمین پارس از نام خلیج فارس استفاده کرده است، همانند ویکتور-آدلف مالت-برن پاریسی، فرزند بنیانگذار "شرکت جغرافی پاریس" که در اثر جاودانه خود موسوم به "چکیده جغرافیای جهانی " درباره عربستان چنین می نویسد: "امارت مستقل سحر به سوی دماغه موساندون، مشرف بر مدخل خلیج فارس، پیش رفته است " (جلد سوم، ۱۸۱۱، صفحه ۲۰۷ )
سازمان ملل متحد نیز به نوبه خود چندین باربطور رسمی ضرورت به کار بردن عبارت " خلیج فارس" را یادآور شده است. سازمان ملل متحد در چندین بخشنامه ای که تحت عنوان : " استعمال عبارت خلیج فارس" انتشار داده است دستور می دهد که در تنظیم کلیه اسناد و در تمامی انتشارات و اعلامیه ها و سخنرانی ها از نام حقیقی و قانونی خلیج فارس استفاده شود . آخرین دستوری که بدین منظور نگارش یافته است مورخ ۱۴ مه ۱۹۹۹ میباشد (سند پیوست). در پایان، مایلم از شما درخواست کنم که در احترام به اصول حفاظت از میراث مشترک بشریت، استفاده صحیح و قانونی اسامی خاص را رعایت فرمائید. پیدایش واحدهای جدید دولتی در جنوب خلیج فارس از ده ها سال پیش به هیچ روی نمیتواند یک روش انحرافی غیر قابل پذیرش را موجه گرداند. هرگونه نام گذاری جعلی و نادرست باید همچون آسیبی به حقوق بین الملل تلقی گردد، زیرا در حقوق بین المل، تحریف نام های اماکن جغرافیایی به شدت محکوم شده است.
خانم ها، آقایان، به امید آنکه ندای تاریخ و حق و عدالت به گوش همگان برسد، صمیمانه به شما درود می گویم.
سید محمد طباطبایی رایزن فرهنگی سفارت ج.ا.ایران در فرانسه


Monsieur le Directeur
Suite à une vague de nouvelles informations sur la R.I d’Iran appelées à prendre une envergure considérable en cette veille d’ élections présidentielles iranienne (la dixième depuis l’ère républicaine), et sans pour autant vouloir avancer un jugement politique sur le contenu d’informations plutôt orientées, j’ai le devoir de vous rappeler, comme conseiller culturel de l’Ambassade d’Iran en France, l’appellation exacte et légale de l’espace maritime située au sud de l’Iran. Depuis plus de 2500 ans, dès la fondation de l’Empire Perse par les Achéménides en 539 avant l’ère chrétienne, l’espace maritime se trouvant au sud a pris le nom de Perse ou Fars.
Plusieurs mers et océans, au nombre desquels l’Océan Indien, la mer Caspienne, la mer Noire, la Méditerranée et la mer Rouge, avoisinaient avec l’Empire Perse ; ceci dit, la mer la plus proche de la capitale Persépolis se trouvait être la mer du Sud, d’où le Golfe Persique. En effet, les réalisations entreprises alors par l’Iran étaient beaucoup plus importantes qu’ailleurs.
A cette époque aucun pays autre que la Perse ne se trouvait en bordure du Golfe Persique, et celui-ci était, par conséquent, un centre de communication non seulement avec le monde extérieur, mais aussi avec les différents parties de l’Empire Iranien, lequel dans le cadre de la « Pax Persica » ou, à avancer un néologisme, « Pax Iranica », avait établi son ordre et sa loi au sein de l’ancien berceau de la civilisation humaine pendant au moins une dizaine de siècles. La Stèle laissée par Darius Le Grand sur laquelle est gravée « la mer de Perse » en cunéiforme, après le creusement des fameux canaux entre la Mer Rouge et le fleuve du Nil en 517 avant J.C, est considérée comme l’un des premiers documents officiels relatifs à la dénomination du Golfe Persique ; il s’ensuivra de là une multitude de documents écrits en différentes langues et compositions.
Dans tous les anciens ouvrages et cartes géographiques grecs, latins et romains, nous trouvons toujours l’étymon perse et ses dérivées, pour appeler le golfe situé au sud de l’Iran. Ainsi des termes comme « sinus Persicus » ( Pline l’Ancien, 6, 115 ) , « Mare Persicum », « Aquarium persicot », « Persikos kolpos » ont été employés par les historiens et géographes de renom tel que Strabon (« Géographie », 2,5, 18 qui distingue géographiquement golfe persique et golfe arabique, ce dernier étant dénommé aussi mer érythréenne ou Mer Rouge ) Je vous renvoie, pour appuyer et confirmer mon dire, à l’édition anglaise la plus estimable, de Strabon : « The Geography of Strabo » traduite par Jones, parue Londres chez William Heinemann, en 1916, en huit volumes, particulièrement au tome premier, p.467, et aussi, au tome septième, à la carte de l’Asie attenante, p.374, ou encore à Ptolémée, Arrien, dans les Expédition d’Alexandre, livre septième, premier chapitre « de retour à Persépolis Alexandre eut l’idée de visiter le golfe persique et surtout l’embouchure du Tigre et de l’Euphrate », mais surtout à l’illustre Quinte-Curce dans son « Histoire d’Alexandre », par exemple au livre V, chapitre 3, lorsqu’il évoque le large fleuve Tigre, précisant dans sa douceur latine, « Persico mari se insinuat », en langue vulgaire, « il se glisse dans la mer persane » ; et tant d’autres têtes illustres que nous pourrions citer qui font état de ce Golfe Persique, et que vous ne pouvez continuer d’affecter d’ignorer.
Après l’entrée de l’Islam sur la scène du monde, dans tous les documents islamiques rédigés en idiome arabe, persan ou en turc, nous retrouvons l’expression de Golfe Persique, « Al bahr Al Farsi » littéralement « la mer de Fars » ou « Al Khalije Al Farsi », « le golfe persique ».
A cet égard, tous les savants musulmans unanimes, historiens, géographes, poètes, hommes de lettre, explorateurs et chercheurs, n’ont jamais supposé d’autre formule que celle de «Golfe Persique » ! Des personnalités comme Al Hamzani, Ibn Massoudi, Biruni, Ghazvini, Estakhri etc… ont usé du nom de Golfe Persique.
Ainsi le nom de Golfe Persique a-t-il toujours été considéré comme l’unique appellation de la mer du sud de l’Iran. Votre compatriote, le chevalier Chardin le nomme ainsi, dans son récit de voyage en Perse, tout comme le parisien Victor-Adolphe Malte-brun, fils du fondateur de la Société de Géographie de Paris, dans son immortel « Précis de la Géographie Universelle », en écrivant sur l’Arabie : « la principauté indépendante de Sehr est vers le cap Moçandon, qui domine l’entrée du golfe Persique » (tome III, 1811,p.207),.
De son côté, l’ONU a, à plusieurs reprises, rappelé la nécessité de l’usage officiel de la formule « Golfe Persique ». Plusieurs directives de l’ONU, sous l’intitulé de « Use of the term Persian Gulf », exigent un emploi authentique et légal dans toutes les documentations et publications et déclarations pour le nom du Golfe Persique. La dernière directive rédigée à cet effet date du 14 mai 1999.(document ci-joint)
En dernier ressort, je voudrais vous demander, dans le respect des principes de sauvegarde de l’héritage commun de l’humanité, de respecter l’usage correct et authentique des noms propres. La création de nouvelles entités étatiques dans le sud du Golfe Persique depuis quelques décennies, ne saurait, en aucun cas, justifier une dérive inadmissible, qui doit être considérée comme une atteinte au droit international condamnant rigoureusement la falsification des noms des lieux géographiques.
Dans l’espérance de pouvoir faire entendre la voix de l’histoire et du droit, veuillez agréer Monsieur le directeur, l'expression de mes cordiales salutations
Seyed Mohammad TABATABAEI
Conseiller culturel de l’Ambassade de la R.I. d’Iran en France