فرمان محدودیت صدور ویزای ترامپ و بنیادهای عقیدتی تروریسم

فرمان محدودیت صدور ویزای ترامپ و بنیادهای عقیدتی تروریسم

فرمان محدودیت صدور ویزای ترامپ و بنیادهای عقیدتی تروریسم

آجیل کوارتز سقف کناف کفسابی میکروپیگمنتیشن

موزه خلیج فارس

ژئوپلتیک خلیج فارس

اسناد خلیج فارس

نقشه های خلیج فارس

برگزیده هفته

آمار سایت


بازدید روز

۱۶۶۹

بازدید دیروز

۳۲۲۱

بازدید ماه

۱۵۲۷۷

بازدید کل

۳۲۱۹۹۷۷

افراد آنلاین

۴۷۰

فرمان محدودیت صدور ویزای ترامپ و بنیادهای عقیدتی تروریسم

تاریخ:۱۳۹۵/۱۱/۱۳

فرمان محدودیت صدور ویزای ترامپ و بنیادهای عقیدتی تروریسم

نویسنده؛ مسعود رضایی
درباره ماجرای ممنوعیت صدور ویزا برای 7 کشور از جمله ایران که برطبق فرمان ترامپ صورت گرفته در فضای مجازی در ابعاد مختلف بحث و تبادل نظر شده و هم وطنان به سهم خود دراین باره ابراز انزجار کردند من هم فکر میکنم جدای از مباحث نخ نما شده حقوق بشری و کاسبی از نوع دموکراسی خواهی که چند صباحی است زیاد مورد بهره برداری واقع شده، این ماجرا هم یک ظاهر پیدا دارد که بر طبق آن ذهنیتی که مورد نظر ترامپ بوده، در ایام انتخابات هم زیاد بروی آن مانور داده و به نوعی دغدغه فکری جمعیت قابل ملاحظه ای از شهروندان آمریکا شده و اینک هم محل اجرا قرار گرفته این است که بدلیل رفتارهای غیر متعارف و یا به تعبیری خشونت آمیز، مقوله اسلام و شهرومدان مسلمان به رفتار و عملیات تروریستی متهم شده اند و طرز فکر افراط گرایانه اقلیتی هم سبب و عامل محرک این ذهنیت شده است.
 
 خوب تا اینجا می توان تا حدودی قضایا را ادراک نمود عده ای بر مبنای بنیادهای فکری و عقیدتی اسلام گرایانه با برداشتی خاص تحت عنوان وهابیت در طی 4 دهه گذشته به ویژه دو دهه اخیر دست به سلسله اقداماتی زده اند که به هیچ روی با نورم ها و استانداردهای حقوقی و اخلاقی دوران کنونی قامل پذیرش نبوده و بشریت امروز انطباق خویش با این نوع از برداشت عقیدتی را برنمی تابد حال می بایست بدنبال چاره بود و اساسا چاره چیست؟
 
در واقع نظام عقیدتی وهابیت برآمده از کشوری تحت عنوان عربستان سعودی در طی دهه های اخیر با سوداگری های پلید، هزاران هزار سلول خفته را در جهان به ویژه با استفاده از مسلمانان نسل دوم و نسل سومی که فاقد هویت مشخصی بوده و در جوامع گوناگون(چه غربی و چه خاورمیانه ای) دچارسرگشتگی شده بودند، پرورش داده و اینک غول از چراغ جادو بیرون آمده و عالم و آدم را به مخاطره انداخته مشکل البته فقط به سعودی ختم نمیشود این کشور در منطقه یارانی یافته که ایشان هم با دست یازیدن به ریسمان افراط گرایی بدنبال توهمات و تحقق افکار خودبزرگ بینی شان بوده اند از جمله ترکیه، قطر و بعضا امارات متحده عربی.
 
اوضاع این کشورها از لحاظ رشد دادن افراط گرایی و رشد افراط گرایی بسیار بغرنج است به گزارش حریت در سال 2015 ده هزار نفر از شهروندان ترکیه در میان گروه های جهادی در سوریه فعالیت دارند * غالب تروریستهایی که در غرب و ایالات متحده در طی سالیان متمادی فعالیت تروریستی داشتند از شهروندان سعودی و یا وابستگان به ایشان بودند و طبعا اطلاعات در این باره به حدی است که نیاز به کنکاش و زحمت آن چنانی ندارد تا بتوان بوسیله آن هم بطور مقطعی و کوتاه مدت با رصد فعالیتهای افراط گرایان اقدام به مهار آنان کرد و ایضا نیازی به محدودیت های مسافرتی و عدم ارائه خدمات ویزا به شهروندان این کشورهای حقیقتا تروریست خیز نیست.
 
بنابراین راه چاره این است که این غول از چراغ جادو برآمده را مهار کرد آن هم از طریق جلوگیری از فعالیتهای به ظاهر فرهنگی با صرف دلارها و درآمدهای نفتی سرشار به ویژه با اولویت کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به ویژه عربستان سعودی و البته ترکیه. می بایست تمامی مسیرها جهت ارسال و تزریق سرمایه به سلول های خفته ای در هر نقطه از جهان چه کشورهای غربی و چه در سایر نقاط جهان بسته شود و هرگونع تبلیغ و بسط این نوع از تفکر را جرمی بین المللی تصور نمود و طبعا این امر نیاز به یک اجماع وسیع بین المللی هم دارد. بطور حتم تحقق این رویداد به سختی خواهد بود زیرا که از اتفاق این کشورها من جمله عربستان دارای ارتباطات تنگاتنگ سیاسی،نظامی و اقتصادی با جهان به ظاهر متدن بوده و همین امر سبب اصطکاک در بروز واکنش در برابر ماشین تولید تروریسم شده است و آن طور که از شواهد و قراین پیداست هیچ کشور و دولتی در جهان به ظاهر متمدن حاضر نیست هزینه های گزاف آن را بپردازد.
 
بنابراین با نگاهی اجمالی می توان دریافت که اساس و بن مایه ذهنیتی که سبب اتخاذ چنین تصمیمی از جانب ترامپ شده تنها انگیزه وابسته به نظرگاه سیاسی بوده آن هم بر این منوال که هرکس در حوزه ژئوپلیتیک آمریکا نباشد و یا به تعریفی روان تر زیر بیرق و ید واشنگتون نباشد و در برابر این امر حتی واکنش نشان دهد مورد غضب قرار گرفته و از طرق مختلف با وی برخورد شده و مورد شماتت قرار میگیرد از جمله اینکه وارد لیست حامیان تروریسم شود و یا محدودیت های مسافرتی برای شهروندانش اعمال گردد و مورد هجمه شدید اعمال تحریم ها و نهایتا استفاده از ابزار نظامی قرار بگیرد ولیکن اگر کشوری در این حوزه ژئوپلیتیک قرار بگیرد و یا در زیر بیرق و ید این قوم خودبزرگ بین باشد حال با هر پیشینه و سوء پیشینه و یا اقدامی که در جهت رشد و نضج تروریسم هم همراه باشد از الطاف و حمایت های ویژه سیاسی و اقتصادی هم قرار خواهد گرفت همین که پذیرفته در ید این قدرت بزرگ باشد برای توجیه هر امری مکفی است و حتی اگر از شهروندان یکی از این کشورها هم( بخوانید همان عربستان) در یک عملیات تروریستی بزرگ همانند یازدهم سپتامبر حضور داشته باشد نتنها تمام شواهد این حضور مورد نظر گرفته نمیشود که هیچ حتی سعی میشود در معرض نابودی قرار بگیرد و اساس تقصیر ماجرا را بر مبنای یک حکم دادگاهی بی پایه بر گردن کشوری انداخته می شکد که فارغ از آن حوزه و ید و بیرق ایشان باشد(بخوانید همان ایران).بر این مبنا می توان تصور نمود که چرا کشور ایران وارد این لیست کذایی شده و 6 کشور بعدی هم که اساسا چه مستقیم و چه غیر مستقیم و بدلایل عمدتا واهی در برهه های زمانی مختلف که بعضا تا هم اکنون هم دامنه آن گسترش یافته مورد عنایت های ایالات متحده واقع شده و به خاک سیاه کشیده شده اند و اینک مبدل به کشورهای ناامن و بسترهایی برای رشد تروریسم شده اند.
 


دیدگاه خود را بیان کنید