میراث پان عربیسم

میراث پان عربیسم

اندک شمارند ایرانیان یا غربیانی که نام ناسیونالیست های پان عربی مانند ساطع الحصری ٬ سامی شوکت ٬ میشل عفلق یا خیر الله طلفاح را شنیده اند.نوع ناسیونالیسم عربی اینان به همان اندازه ضد غربی است که ضد ایرانی.فلسفه این افراد در الهام بخشیدن به نسل هایی از رهبران عرب چون جمال عبدالناصر ٬ منادی پر حرارت جعل نام خلیج فارس یا صدام حسین که عرب گرایی خود را با سفاکی نسبت به ایرانیان ( به ویژه اقوام کرد ) اثبات میکرد ٬ تاثیر فراوان داشته است.

کابینت

سقف کناف

موزه خلیج فارس

ژئوپلتیک خلیج فارس

اسناد خلیج فارس

نقشه های خلیج فارس

برگزیده هفته

رویدادهای خلیج فارس

آمار سایت


بازدید روز

۱۵۶۰

بازدید دیروز

۱۷۰۹

بازدید ماه

۴۲۸۵۴

بازدید کل

۵۶۰۷۶۷۲

افراد آنلاین

۱۵۹

میراث پان عربیسم

تاریخ:۱۳۸۸/۰۴/۱۵

 

میراث پان عربیسم

دانلود کامل پژوهش


دکتر کاوه فرخ
اندک شمارند ایرانیان یا غربیانی که نام ناسیونالیست های پان عربی مانند ساطع الحصری ٬ سامی شوکت ٬ میشل عفلق یا خیر الله طلفاح را شنیده اند.نوع ناسیونالیسم عربی اینان به همان اندازه ضد غربی است که ضد ایرانی.فلسفه این افراد در الهام بخشیدن به نسل هایی از رهبران عرب چون جمال عبدالناصر ٬ منادی پر حرارت جعل نام خلیج فارس یا صدام حسین که عرب گرایی خود را با سفاکی نسبت به ایرانیان ( به ویژه اقوام کرد ) اثبات میکرد ٬ تاثیر فراوان داشته است.


پیش از ورود به مبحث نسبتا مفصل پان عربیسم و شوینیسم عربی ٬ اجازه دهید ما ایرانیان نیز خود نارسایی هایی داریم و بی عیب و نقص نیستیم.در واقع من پیوسته نظر شماری از ایرانیان نسبت به اعراب را ناخوشایند و غیر منصفانه دیده ام.با این همه نگرشها و کارهای دشمنانه ضد ایرانی پان عربیسم را نیز تکان دهنده یافته ام.

برای درک پان عربیست ها افکندن نگاهی کوتاه به تاریخ و خاستگاه این جنیش و خطری که از ناحیه این ذهنیت پیوسته متوجه صلح و ثبات بین المللی است ضرورت دارد.ساطع حصری در کنار دیگر متفکران پان عربیستی در سده بیستم را شالوده ریزی کرد.بدبختانه شیوه پان عربیستی مانند دیگر فلسفه های شوینیستی همچون نازیسم ٬ پان ترکیسم ٬ نوردیسیسم ٬ شوینیسم فارسی و... ناگزیر به خشونت و برخورد و در این مورد ضدیت با غربی ها و ایرانیان می انجامد.

اسامه بن لادن در واقع آخرین فرآورده چنین پان عربیسمی است.تنها تفاوت بن لادن و پان عربیست های پیشین چون جمال عبدالناصر و صدام حسین در این است که بن لادن آشکارا از معنویت دین اسلام برای پیشبرد هر چه بیشتر پندار امپریالیسم پان عربیستی خود بهره برداری میکند.در سطح عام بسیاری از اعراب ایرانیان را به علت خدمتشان به تمدن عربی و اسلامی می ستایند و محترم میشمارند.همین اعراب پیوسته از رجز خوانی ضد ایرانی پان عربیست ها ناخوشنودند.(متاسفانه برخی دول عربی نیز امروزه با تفکرات پان عربیستی در حال رشد هستند)

نمونه کاملی از این ناخوشایندی پیامهایی است که به صورت ایمیل از کشورهای عربی در محکوم شمردن اقدام نشریه نشنال جئوگرافیک در کاربرد اصطلاح مجعول برای خلیج فارس فرستاده شده است.به دو نمونه که در روزنامه ایرانی محلی پیوند در ونکوور کانادا آمده است توجه کنید:
من عربی از امارات هستم.پدر و پدربزرگ من هنوز اینجا را الخلیج الفارسی مینامند... چرا برخی کسان میخواهند ما و ایرانی ها همیشه دشمن باشیم؟
من عربی از کویت هستم .میپذیرم که خلیج فارس باید پارسی باقی بماند.

پان عربیسم تنها به منزله آرمان ایجاد یک ابرکشور یکپارچه عربی تبیین میشود.این جنبش در شورش اعراب در برابر حکومت ترکان عثمانی در جنگ جهانی اول ریشه دارد.عوامل اطلاعاتی بریتانیا که تامس ادواردلارنس (1888٬1935) لارنس عربستان یا اللارنس مظهر مجسم آنهاست که با وعده ایجاد یک ابرکشور عربی در گستره ای از خلیج فارس تا آبراه سوئز و فراسوی آن اعراب را بر ترکها شوراندند.شورش اعراب شورشی ضدایرانی نبود بلکه نهضتی بود استقلال طلبانه که خواست و هدفش یکسره ضدیت با فرمانروایی ترکان عثمانی بود.

شورش پان عربی نخست در حجاز پاگرفت.خانه بعدی پان عربها دمشق در سوریه بود.روز سوم اکتبر 1918 با ورود پیروزمندانه رزمندگان عرب به این شهر باستانی حکومت ترکان عثمانی به گونه ای تراژیک پایان گرفت.اما اعراب به تلخی نومید شدند.بریتانیا و فرانسه که از اعراب استفاده کرده (یا فریبشان داده بودند) از مستملکات عربی امپراتوری عثمانی چند کشور مانند سوریه و لبنان ( به تحت الحمایگی فرانسه ) تراشیدند و فلسطین و اردن و عراق زیر قیومیت بریتانیا درآمد.فیصل از قهرمانان قیام اعراب در سوریه (نبرد میسلون) از فرانسه شکست خورد اما بریتانیا جبران مافات کرد و او را به شاهی کشور نوپای عراق گمارد.تولد ناسیونالیسم مدرن عربی را باید پیامد چنین رویدادهایی یعنی ایجاد کشورهای عربی مجزا به دست فرانسه و بریتانیا دانست.اعراب احساس کردند از آنها سواستفاده شده است و فریب خورده اند. احساسی که نزدیک به 90 سال استبر ضمیرشان سایه افکنده است.

در سال 1932 جامعه بین الملل استقلال دولت عراق را به رسمیت شناخت . اما سوریه ٬ فلسطین و لبنان تا دهه 1940 همچنان زیر فرمانروایی فرانسه بودند.کسانی چون میشل عفلق اثرات حکومت فرانسه را از نزدیک دریافتند.نخستین ناسیونالیست های عرب که بیشتر تبار فلسطینی و سوری داشتند فلسفه خود را در بغداد پایه گذاری کردند.چهره های برجسته این فلسفه کسانی چون حاج امین الحسینی ( مفتی اورشلیم ) و ناسیونالیست هایی مانند شکری القوتلی و جمیل مردم ٬ همه اینان به علت گرایش به سرنگون کردن حکومت بریتانیا و فرانسه تبعید شده بودند.از میان عراقی ها رشید عالی به سبب کودتای 1941 به طرفداری از آلمان ٬ به امید بیرون راندن بریتانیا نزد همه اعراب معروف است.در سوریه نظریه پردازانی از قبیل میشل عفلق (مسیحی) و صلاح الدین البیطار بنیانگذار جنبش های بعثی امروزی شدند.

آنچه بر ایران اثر گذاشت نوع کسانی بود که فیصل آنان را در نظام های جدید آموزشی و سیاسی عراق به کار گماشت.ساطع الحصری را در سال 1921 به عراق آوردند. وی نخست مشاور وزارت آموزش و پرورش ٬ سپس مدیرکل آموزش و پرورش و سرانجام رئیس دانشکده حقوق عراق شد.حصری بی درنگ گروهی از آموزشگران فلسطینی و سوری همفکر خود را به کار گماشت و آنان نظام آموزشی عراق را شکل دادند.این افراد هسته و بن مایه پان عربیسم واقعی را پدیدآوردند و بدبختانه اندیشه ضد ایرانی را به جریان اصلی آموزش و پرورش و رسانه های گروهی عربی وارد کردند.

اندیشه ضد ایرانی را میتوان در وجود یکی از پایه گذاران پان عربیسم یعنی ساطع الحصری دید.جالب توجه است که حصری نوشته ای دارد با عنوان "آموزگاران ایرانی که برای ما (اعراب) مشکلات بزرگ ایجاد کرده اند" از مبارزه او با مدارسی که مظنون به داشتن نظر مثبت به ایران بودند اسنادی روشن در دست است.نمونه ای از این اسناد حکم وزارت آموزش و پرورش عراق در دهه 1920 دایر بر انتصاب محمدالجواهری به عنوان آموزگار یکی از مدارس بغداد است.گوشه ای از مصاحبه حصری با این آموزگار افشاکننده است:

حصری : پیش از هر چیز میخواهم ملیت شما را بدانم
جواهری : من ایرانی هستم
حصری : در این صورت نمی توانیم شما را به کار بگماریم

وزارت آموزش و پرورش عراق نظر حصری را نپذیرفت و جواهری مشغول به کار شد.جواهری در حقیقت عرب بود اما مانند بسیاری از اعراب در آن زمان و این دوره دلیلی بر پیروی از نژاد پرستی تعصب آلود و ایران ستیزانه حصری را نمی دید.نکته جالب اینکه حصری که ادعا میکرد عربی سوری است در واقع یک ترک در خانواده ای ترک نژاد بزرگ شده بود.کوشیده بود خواندن و نوشتن به زبان عربی بیاموزد.چنین به نظر می رسد که آقای حصری چون بسیاری از کسان در تاریخ گرفتار عقده هویت یا عقده حقارت بوده و تبلیغ نفرت ورزی نسبت به دیگران را راه گریزی از احساسات پریشان خود می یافته است.


ادامه در دانلود...




دیدگاه خود را بیان کنید