اقدامات امارات برای خروج تنگه هرمز از معادلات قدرت

اقدامات امارات برای خروج تنگه هرمز از معادلات قدرت

آمریکا با همکاری همپیمانان عرب و اسرائیل طی سالهای اخیر در تلاش هستند اندیشه چندگانه کردن مجاری صدور انرژی از خلیج فارس به نقاط مختلف جهان را عملی کنند. از منظر آمریکا انرژی یکی از متغییر ژئوپولیتیکی برای ایران است که میتواند بوسیله آن سایر اهداف منطقه ای خود را پیگیری کند.

کابینت

سقف کناف

موزه خلیج فارس

ژئوپلتیک خلیج فارس

اسناد خلیج فارس

نقشه های خلیج فارس

برگزیده هفته

آمار سایت


بازدید روز

۱۲۱۲

بازدید دیروز

۱۴۹۰

بازدید ماه

۵۵۶۱۲

بازدید کل

۵۵۵۸۹۲۵

افراد آنلاین

۷۷

اقدامات امارات برای خروج تنگه هرمز از معادلات قدرت

تاریخ:۱۳۹۸/۰۲/۱۴


اقدامات امارات برای خروج تنگه هرمز از معادلات قدرت


روزبه پارساپور؛ مدیرعامل مرکز مطالعات خلیج فارس
تنگه هرمز آبراههای است مهم میان ایران و عمان که خلیج فارس را به دریای عمان و سپس اقیانوس هند متصل میکند. باریک ترین نقطه عبور این تنگه بین جزیره لارک ایران و جزیره قوئین بزرگ عمان حدود ۳۳.۶ کیلومتر عرض دارد، اما کمی بیش از ۳ کیلومتر آن داری عمق کافی برای کشتیرانی است و باقی مناطق آن صخره ای است. در وسیعترین بخش آن نیز تنها در یک نوار حدود ۱۰ کیلومتری، عمق لازم را برای تردید کشتیها داراست. آمریکا با همکاری همپیمانان عرب خلیج فارس و اسرائیل طی سالهای اخیر در تلاش هستند اندیشه چندگانه کردن مجاری صدور انرژی از خلیج فارس به نقاط مختلف جهان را عملی کنند. از منظر آمریکا انرژی یکی از متغییر ژئوپولیتیکی برای ایران است که میتواند بوسیله آن سایر اهداف منطقه ای خود را پیگیری کند، لذا طبیعی است که درصدد باشد تا این موقتیت را تضعیف نماید تا در صورت بحرانی شدن شرایط خلیج فارس و تنگه هرمز کشورهای عرب بتوانند نفت خود را به راحتی صادر کنند و این ایران باشد که متضرر شود. اکنون امارات و عربستان مجری این طرح آمریکایی هستند تا تنگه هرمز را از دایره قدرت نمایی و نفوذ استراتژیک ایران خارج نمایند.

 


امارات از کشورهای حاشیه خلیج فارس و جزء ده کشور برتر تولید کننده نفت خام است و علاوه  بر عضویت در سازمان اوپک به دلیل صادرات گاز طبیعی در مجمع کشورهای صادرکننده گاز (GECF)  نیز قرار دارد.  این کشور هفتمین تولید کننده نفت خام دنیاست و صادرات هیدروکربنی آن حدود ۶۵ میلیارد دلار می باشد که حدود ۲۰ درصد از سبد صادراتی این کشور را به خود اختصاص داده است. در سال ۲۰۱۶ این کشور حدود ۳.۷ میلیون بشکه در روز تولید نفت خام و میعانات و مایعات همراه گاز طبیعی داشته است که ۲.۹ میلیون بشکه از آن صرفا نفت خام بوده است. سهم امارت ابوظبی به تنهایی در میان هفت امارت این کشور تولید حدود ۲ میلیون بشکه نفت خام است. همچنین امارات در نظر دارد تا سال ۲۰۲۰ ظرفیت تولید نفت خام خود را از مقدار کنونی ۲.۹ میلیون بشکه ای به حدود ۳.۵ میلیون بشکه در روز برساند که رقمی حتی بیشتر از صادرات نفت ایران است. در خصوص وضعیت پالایشی نیز، امارات چهار پالایشگاه نفتی در اختیار دارد که به غیر از پالایشگاه الرویس بقیه آن ها از ظرفیت نسبتا پایینی بهره مند هستند. پالایشگاه الرویس، بزرگترین پالایشگاه این کشور است که ظرفیت تولید آن در سال ۲۰۱۵ با افزایش ظرفیت انجام گرفته از ۴۰۰ به بیش از ۸۰۰ هزار بشکه در روز رسید و ظرفیت پالایشی امارات را به حدود ۱.۲ میلیون بشکه در روز رسانید. علاوه بر این ها قرار است در آینده یک مجتمع پالایشی دیگر در شهر الفجیره با ظرفیت حدود ۲۰۰ هزار بشکه در روز احداث نماید. در واقع امارات را می توان یکی از بیشترین تولید کنندگان نفت خام و فرآورده های آن و در عین حال یکی از مصرف کنندگان عمده فرآورده های نفتی در نظر گرفت.


در خصوص مسیر صادراتی نفت خام امارات از طریق خط لوله ابوظبی به طول حدود ۳۸۰ کیلومتر می باشد که نفت خام خود را از جنوب غربی ابوظبی به شهر الفجیره در غرب خلیج عمان ارسال می نماید و از این طریق مسیر تنگه هرمز را دور می زند. گفتنی است که ظرفیت اسمی آن ۱.۸ میلیون بشکه در روز میباشد. همچنین در شهر الفجیره، دومین پایانه صادراتی نفت خام و فرآورده های نفتی را شاهد هستیم و پیش بینی می شود با توجه به طرح های توسعه ای در این پایانه، تا سال ۲۰۲۰ ظرفیت ذخیره سازی آن به حدود ۸۸ میلیون بشکه در روز افزایش یابد  و زیر کوه‎های امارت فجیره مکانهایی برای ذخیره سازی تعبیه گردد.

 


نقشه مسیرهای استراتژیک صادرات نفت جهان و سهم 18.5% تنگه هرمز در مبادلات انرژی جهان 2016



امارات عربی متحده و عربستان سعودی از سال ۲۰۰۷ میلادی طرحهایی را برای انتقال نفت از طریق خط لوله با هدف دور زدن تنگه هرمز و کاهش قدرت ژئوپولیتیک ایران در خلیج فارس تهیه کردند که در سال ۲۰۱۲ بخشی از آنها اجرایی شد. بر این اساس در حال حاضر این دو کشور دارای 3 خط لوله فعال برای انتقال حدود ۶.۶ میلیون بشکه نفت در روز هستند. ظرفیت خالی این خط لولهها حدود ۴ میلیون بشکه اعلام شده است. البته عربستان سعودی خط لوله غیرفعالی نیز در اختیار دارد که از خاک عراق عبور میکند ولی پس از حمله عراق به کویت از مدار بهرهبرداری خارج شده است. همچنین در سال ۲۰۱۲ میلادی مطالعه فنی و اجرایی احداث خط لولهای با ظرفیت انتقال ۱۱ میلیون بشکه نفت در روز توسط یک تیم مشاور آمریکایی انجام شده و مراحل اجرایی آن کلید خورده ولی تاکنون عربستان اطلاعاتی از سرنوشت نهایی این طرح منتشر نکرده است. این خط لوله به عربستان امکان میدهد که افزون بر نفت خود، تولیدات کویت و قطر را نیز صادر کند. با این حال توان بالفعل عربستان در استفاده از این دو خط لوله مشخص نیست و از دسترس رسانه ها دور مانده است. قرار است امارات 75 درصد از نفت صادراتی خود را از طریق خط لوله 360 کیلومتری فجیره صادر کند و با این کار وابستگی این کشور به عبور محموله های نفتی اش از تنگه هرمز را به شدت کاهش دهد. اجرای این پروژه از سال 2008 از سوی دولت امارات به یک پیمانکار چینی واگذار شد. ظرفیت انتقال این خط لوله روزانه 1.8 میلیون بشکه در روز است و وزیر نفت امارات معتقد است این خط لوله برای کشورش اهمیتی بسیاراستراتژیک دارد .کشورهای عربی حاشبیه خلیج فارس در سال های گذشته و همزمان با مطرح شدن احتمال انسداد تنگه هرمز تلاش کرده اند تا با ایجاد خطوط لوله ای مختلف از وابستگی خود به عبور نفتکش هایشان از این تنگه بکاهند.  دولت عربستان نیز با راه اندازی یک خط لوله نفتی قدیمی خود به دریای سرخ امکان صادرات روزانه یک میلیون و ششصد هزار بشکه نفت خود را از طریق این خط لوله احیا کرده است. خط لوله شرق-غرب یا پترولیان عربستان که نفت را از استان شرقی عربستان سعودی به بندر یونوبو در دریای سرخ حمل می کند ظرفیت نامی حدود 4.5 میلیون بشکه در روز دارد اما در حال حاضر تنها 1.9 میلیون بشکه در روز حمل میکند. این مسیری است که برای بازارهای اروپایی قابل قبول است، اما مسیری طولانی و پر هزینه برای عربستان سعودی برای عرضه بازارهای بزرگ آسیایی به شرق است. پیشنهاد ایالات متحده برای افزایش ظرفیت این خط به 11 میلیون بشکه در روز افزایش یافته است. این نه تنها تمام نیازهای صادرات نفت خام عربستان را برآورده می کند، بلکه به اندازه کافی برای رسیدگی به همه کویت و قطر نیز به سر می برد. لذا باتوجه به خطوط لوله ای عربستان و امارات برای صادرات نفت برخی معتقدند نتیجه بسته شدن تنگه هرمز بازار جهانی نفت حداکثر با کمبود ۱۳.۵ درصدی مواجه خواهد کرد و تاثیر منفی بر صادرات گاز قطر نیز خواهد گذاشت که از دوستان ایران میباشد. همچنین تجارت کالاهای غیرنفتی میان کشورهای حاشیه خلیج فارس و سایر کشورهای جهان که اکنون از تنگه هرمز عبور میکند، در صورت بحرانی شدن شرایط تنگه هرمز میتواند بصورت زمینی به آبهای آزاد منتقل شود.



همچنین در راستای سیاست کاهش حوزه نفوذ ایران در خلیج فارس و تنگه هرمز، اسرائیل نیز با همکاری عربستان و امارات برای تغییرات در ژئواکونومیک و انتقال انرژی در منطقه غرب آسیا برنامه هایی تدوین کرده است.  «اسرائیل کاتز» وزیر اطلاعات و حمل و نقل اسرائیل به تازگی از بررسی طرح مشترک عربستان، اسرائیل و امارات برای ساخت و توسعه خط آهن مشترک جهت توسعه روابط تجاری منطقه ای و فرامنطقه ای مثلث تل آویو - ریاض - ابوظبی و صادرات انرژی خبر داده است. این خط آهن از حیفا آغاز می شود و به بیسان میرسد و از بیسان به پل شیخ حسین گذرگاه زمینی میان اردن و سرزمین های اشغالی میرسد پس از آن اردن باید این خط آهن را از اربد و المفرق ادامه داده تا به مرزهای عربستان برسد. با اتصال این خط به شبکه ریلی عربستان، دیگر کشورهای عربی از جمله امارات و بحرین نیز به این محور وصل خواهند شد. اسرائیل می خواهد از این طریق نشان دهد که خطوط راه آهن از حیفا تا حاشیه خلیج فارس به عنوان راه آسانتری برای حمل و نقل و انتقال کالا از اروپا به خاورمیانه قابل استفاده خواهد بود و دیگر نیازی به تردد از مسیر تحت کنترل ایران نیست. بدیهی است که محمدبن سلمان برای اجرای سند ۲۰۳۰ نیازمند خروج از اقتصاد نفتی و روی آوردن به سمت افزایش درآمدهای ناخالص ملی ازجمله تجاری سازی عربستان است. این همان طرحی است که شیخ زاید حاکم دوبی سالها پیش برای ایجاد نوسازی اقتصادی در این جزیره کوچک از امارات در پیش گرفت. لذا توسعه روابط تجاری عربستان با اروپا از یک سو و کشورهای منطقه از سوی دیگر میتواند این کشور را به هاب لجستیکی منطقه بدل کند. یکی از بهترین گزینه های پیش روی ریاض برای توسعه این روابط توسعه خطوط ریلی خود به سمت اروپا و توانایی اتصال به جنوب قاره سبز از طریق دریای مدیترانه است. با محاسبه مسیر ریلی پیشنهادی اسرائیل به نتیجه ای نسبتا شگفت انگیز میرسیم و آن اینکه از بندر حیفا تا امارات تقریبا حدود ۲۶۰۰ کیلومتر و تا بحرین نیز حدود ۲۳۲۰ کیلومتر خواهد بود. البته با توجه به اینکه نباید سوبسیدهای نفتی سعودی، امارات و بحرین برای تقویت این مسیر و پایین آوردن هزینه ها را نادیده گرفت. با این حساب عربستان سعودی ممکن است از اقتصاد نفتی به هاب لجستیکی و ترانزیتی در منطقه میان خاورمیانه و اروپا بدل خواهد شد. وجود مسیری امن، ارزان قیمت و به دور از تنش های سیاسی منطقه ای با ایران می تواند اهمیتی ویژه برای مسیر ریلی یاد شده ایجاد کند. با نگاهی به نقشه مسیر ریلی تعریف شده از سوی کاتز به این نتیجه خواهیم رسید که جدا از درآمدزا بودن مسیر ریلی یاد شده، هدف عمده دیگر مسیر کاهش اهمیت استراتژیک تنگه هرمز و حذف نفوذ ژئوپولیتیکی ایران و همچنین تضعیف مسیر ترانزیتی ترکیه خواهد بود. بدون شک کالاهای جا به جا شده از طریق دریایی به مقصد دوبی و یا نفتکش های کشورهای نفتی حاشیه خلیج فارس ازجمله کویت، عربستان، بحرین و قطر می بایست از طریق تنگه هرمز عبور کند. از آنجاکه این تنگه به طور کامل در کنترل ایران بوده، رقبای منطقه ای این کشور مانند عربستان و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس به دنبال ایجاد راه های متعددی برای دور زدن این تنگه هستند و اکنون به نظر میرسد با توجه به تلاش برای عادی سازی روابط میان کشورهای عربی و اسرائیل و در صورت راه اندازی این خط ریلی، در آینده تا حد زیادی از اهمیت استراتژیک تنگه هرمز کاسته خواهد شد. حتی بر همین مبنا، امارات متحده عربی می تواند برای متصل سازی عربستان و دیگر کشورهای مسیر به آبهای آزاد آن هم بدون نیاز به تنگه هرمز، کالاها و نفت تجاری خود را از طریق بندر «فجیره» واقع در شمال شرقی این کشور استفاده کند که البته در آبهای دریای عمان و پشت تنگه هرمز قرار دارد.

 

یکی از اهداف راه اندازی این مسیر ریلی انجام صادرات نفتی عربستان و دیگر کشورهای نفتی حاشیه خلیج فارس به اروپا و حتی آمریکا آن هم بدون وجود مانعی مانند تنگه هرمز بر سر راهشان است. با عملیاتی شدن پیشنهاد ساخت خط ریلی مذکور از سوی اسرائیل نه تنها این نگرانی بر طرف خواهد شد، بلکه شرایط اتصال کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به یکی از مدرن ترین بنادر خاورمیانه یعنی بندر حیفا در اسرائیل و در حاشیه مدیترانه صورت خواهد گرفت و این تنها ایران است که متضرر خواهد شد و حوزه نفوذ و اهمیت راهبردی انرژی خود را از دست خواهد داد. بر اساس اطلاعات درج شده در وب سایت رسمی بندر حیفا، حجم مبادلاتی این بندر در روز به ۱۱ هزار TEU معادل رقمی بیش از ۴ میلیون تن در سال میرسد. این بندر در زمینی به مساحت ۷۰۰ هزار متر مربع ساخته شده و مجهز به ۷ ترمینال است. لازم به ذکر است که بر اساس آمار منتشر شده از این بندر در سال ۲۰۱۳، ۱۱درصد از حجم کالای مبادله شده در این بندر را نفت تشکیل می دهد. این درحالیست که این آمار متعلق به بیش از 5 سال پیش بوده است. آنچه مسلم است اینکه میزان نفت مبادله شده در این بندر در صورت راه اندازی خط ریلی مذکور به رقمی بسیار چشمگیر افزایش خواهد یافت. با این حساب در صورت اجرایی شدن طرح مذکور، عربستان سعودی و کشورهای حاشیه خلیج فارس قادر به اتصال دریایی به تمامی نقاط اروپا بدون نیاز به مسیر ترانزیتی ایران، عراق و سوریه یا ترکیه خواهند بود. در خصوص رقابت در زمینه تجارت بین الملل با ترکیه نیز باید یادآور شویم که در صورت راه اندازی این مسیر، کریدور باد ابریشم ترکیه (The Silk Wind) که پیشتر رقیبی جدی برای راه ابریشم ایران به حساب می آمد نیز به دلیل پرهزینه و صعب العبور بودن مسیر عبوری از دریای خزر و مناطق سردسیر در قزاقستان، جذابیت خود را تا حد زیادی از دست خواهد داد. چراکه مسیر اقیانوس هند – خلیج عمان – عربستان – اردن – اسرائیل – مدیترانه – اروپا به طور کامل در آبهای گرم قرار داشته و امکان بهره برداری از آن در تمامی فصول سال امکانپذیر می باشد.
 


طرح حفر کانال سلمان از عربستان به یمن یکی دیگر از طرح های مطرح شده برای بی اعتبار کردن تنگه هرمز میباشد. گالف نیوز در سال 2015 از نقشه عربستان برای احداث کانال آبی در خاک یمن و متصل کردن خلیج فارس به دریای عرب به منظور عبور کشتیها از این کانال به جای تنگه هرمز خبر داده است. گویا این طرح پژوهشی پیشتر به کانال عرب نامگذاری شده بود، اما اخیراً نام کانال سلمان بر آن گذاشته شده تا در زمان پادشاهی ملک سلمان صورت گیرد. این کانال قرار بود از ناحیه «خور العدید» ما بین امارات متحده عربی و قطر آغاز شده و به طول 950 کیلومتر تا دریای عرب کشیده شود. سواحل عربستان به دریای عرب مشرف نیست و سواحل حضر موت، شبوه و المهره یمن مشرف به دریای عرب هستند. به نظر می رسد هدف آل سعود از احداث کانال آبی سلمان این است که کشورهای قطر، امارات و کویت هم بتوانند نفت خود را از طریق این کانال و نه تنگه هرمز که تحت نظر ایران است به دریای عرب و از آنجا به کشورهای جهان بفرستند. این کانال قرار است طولی بالغ بر 950 کیلومتری داشته باشد که 630 کیلومتر آن در عربستان و 320 کیلومتر دیگر در خاک یمن خواهد بود و عرض کانال هم یکصد و پنجاه متر به عمق 25 متری است. یک منبع در مرکز مطالعات عربی ریاض ادعا کرده است کانال مذکور از سواحل نظیفه و رائعه در منطقه ربع الخالی عربستان عبور میکند و در خاک یمن نیز یک میلیون فرصت شغلی را در طول مدت اجرای طرح احداث کانال ایجاد میکند و با توجه به امکان احداث شهرکها و ویلاها در مسیر احداث کانال،اجرای این طرح موجب آبادانی مناطق صحرایی در دو کشور عربستان و یمن خواهد شد. البته عربستان دو مسیر دیگر را نیز برای احداث کانال مد نظر گرفته تا در صورتی که این هدف در یمن محقق نشد یکی از  این 2 مسیر، کشور عمان باشد. از جمله مشکلات مطرح در احداث کانال سلمان قطع روابط عربستان با قطر و دیپلماسی خصمانه ایجاد شده میان دو کشور است و مشکل دیگری جنگ داخلی یمن می باشد. همچنین ارتفاع کانال بخصوص در بخش یمنی آن هم از معضلات طرح است، بالاترین ارتفاع خاک عربستان از سطح دریا 300 متر است، در حالی که در یمن یا عمان در برخی مناطق به 700 متر از سطح دریا می رسد. برآوردهای اولیه نشان میدهد بودجه لازم برای اجرای طرح احداث کانال آبی سلمان بیش از 80 میلیارد دلار است که گویا فعلا این طرح بدلایل سیاسی متوقف شده است ولی دور از انتظار نیست در آینده ای نچندان دور ساخت آن آغاز شود.
 


پیش بینی بزرگترین کشورهای تولید کننده نفت جهان در سال ۲۰۱۹

نتیجه گیری
سلسله اقدامات امارات متحده عربی برای تضعیف ایران طی سالهای اخیر نشان میدهد، سیاست هدفگذاری شده از سوی ایران برای وابستگی تجاری و اقتصادی به امارات اقدامی غلط بوده است.  اندیشکده های آمریکایی تابستان سال 97 به صراحت اعلام کردند که پشت پرده سقوط ارزش پول ملی ایران پروژه مشترک کاخ سفید و امارات متحده عربی بوده است. همچنین در معادلات امنیت منطقه ای نیز امارات رسما در تقابل با ایران و در کنار عربستان و آمریکا و اسرائیل قرار گرفته است و حامی گروه های تروریستی در جنگ های سوریه و یمن شناخته میشود، گرچه این ائتلاف وهابی در سوریه شکستی سنگینی را از ایران متحمل شدند اما اکنون ایران باید این پاشنه آشیل وابستگی اقتصادی و تجاری را با امارات کاهش دهد و تجارت خود را به سمت کشورهای دوست یا بی طرف هدایت کند و به توسعه بنادر و جزایر ایران در خلیج فارس بپردازد. همچنین با توجه به بررسی های انجام شده از سلسله اقدامات مشترک امارات، اسرائیل و عربستان برای کاهش تاثیر ژئواکونومیک تنگه هرمز و خروج این منطقه از معادلات قدرت و نفوذ ایران، ضروری است ایران طرح ها و برنامه های راهبردی تدوین کند تا با آنها مقابله شود. بدیهی است در صورت عدم اقدام مقتضی و فعال سازی کریدورهای انتقال انرژی در جنوب خلیج فارس نه تنها ایران متضرر اقتصادی خواهد شد، بلکه بسیاری از معادلات امنیتی و سیاسی خاورمیانه نیز به ضرر ایران تغییر خواهند کرد.

منابع:
https://gulfnews.com/world/gulf/saudi/study-calls-for-950-kilometre-canal-bypassing-hormuz-1.1581884
https://www.eia.gov/todayinenergy/detail.php?id=23472
https://www.khaleejtimes.com/region/saudi-arabia/saudi-halts-red-sea-shipment
https://www.theguardian.com/news/datablog/2012/feb/06/iran-oil-exports-destination
http://mfame.guru/strategic-strait-of-hormuz-under-threat-for-shipping/
https://worldview.stratfor.com/article/oil-exporting-alternatives-persian-gulf-dispatch



دیدگاه خود را بیان کنید