از دکترین ضاحیه چه می دانید؟

از دکترین ضاحیه چه می دانید؟

"دکترین ضاحیه"، به نوعی استراتژی نظامی اطلاق می شود و اساس آن اینست که در یک جنگ نامتقارن شهری، ارتش عمداً زیرساختهای غیرنظامی را هدف قرار دهد تا با فشار بر افراد غیرنظامی و تحمیل رنج بیشتر به آن ها، بازدارندگی افزایش یابد. بنابراین مبنای این دکترین، حمله به مردم غیرنظامی است تا رفتار بازیگر نظامی تنظیم و کنترل شود. به نظر می رسد "گادی ایزنکوت" از فرماندهان ارشد ارتش رژیم‌ صهیونیستی، بنیان‌گذار دکترین ضاحیه باشد، زیرا که نخستین اشاره به این دکترین توسط وی که فرمانده ناحیه شمالی ارتش دفاعی اسرائیل در اکتبر ۲۰۰۸ بود صورت گرفت.

موزه خلیج فارس

ژئوپلتیک خلیج فارس

اسناد خلیج فارس

نقشه های خلیج فارس

برگزیده هفته

آمار سایت


بازدید روز

۳۲۴

بازدید دیروز

۱۵۰۳

بازدید ماه

۵۰۸۲۰

بازدید کل

۵۰۳۰۲۱۰

افراد آنلاین

۷۶

از دکترین ضاحیه چه می دانید؟

تاریخ:۱۳۹۷/۰۶/۱۱

از دکترین ضاحیه چه می دانید؟

 

نویسنده: محمدرضا محمدی
"دکترین ضاحیه"، به نوعی استراتژی نظامی اطلاق می شود و اساس آن اینست که در یک جنگ نامتقارن شهری، ارتش عمداً زیرساختهای غیرنظامی را هدف قرار دهد تا با فشار بر افراد غیرنظامی و تحمیل رنج بیشتر به آن ها، بازدارندگی افزایش یابد. بنابراین مبنای این دکترین، حمله به مردم غیرنظامی است تا رفتار بازیگر نظامی تنظیم و کنترل شود. به نظر می رسد "گادی ایزنکوت" از فرماندهان ارشد ارتش رژیم‌ صهیونیستی، بنیان‌گذار دکترین ضاحیه باشد، زیرا که نخستین اشاره به این دکترین توسط وی که فرمانده ناحیه شمالی ارتش دفاعی اسرائیل در اکتبر ۲۰۰۸ بود صورت گرفت.


ریچارد فالک در مورد این دکترین نوشت: وقتی با زیرساخت غیرنظامی دشمنانی مثل حماس یا حزب‌الله بعنوان هدف مشروع نظامی مشروع برخورد می‌شود، نه تنها قانونهای ابتدایی جنگ و اخلاق ،مورد پایمال شدن آشکار قرار می‌گیرد، بلکه به رسمیت شناختن دکترینی از خشونت است که باید با نام مناسبش نامیده شود: تروریسم دولتی .


نام این دکترین از اسم "ضاحیه"، محله معروف جنوب بیروت گرفته شده که طی جنگ سی و سه روزه ۲۰۰۶ در آن ساختمانهای بزرگی وجود داشت و ارتش اسرائیل آنها را با خاک یکسان کرد. بر اساس این راهبرد که اولین بار در جریان جنگ 33 روزه رژیم‌صهیونیستی و حزب‌الله لبنان در سال 2006 در حمله به منطقه ضاحیه واقع در جنوب بیروت مطرح شد، ارتش مهاجم عمدا زیرساخت‌ها و اماکن مسکونی را با تمام قدرت هدف قرار می‌دهد تا "بازدارندگی" ایجاد کند. در واقع این دکترین، پیش از طرح، در نبرد ۳۳ روزه در ضاحیه‌ی بیروت عملیاتی شده بود. تاکید این دکترین در فضای لبنان، عمدتا بر همان ضاحیه استوار است. اما برخی تحلیل‌گران و مقامات امنیتی رژیم صهیونیستی کوشیده‌اند برای مهار حزب‌الله، دکترین ضاحیه را به تمام لبنان تعمیم دهند. صهیونیست‌ها در جریان حملات سال 2008 و 2009 و همچنین جنگ 51 روزه در نوار غزه هم مشابه این تاکتیک را به کار بردند.


گیورا ایلاند یکی از برجسته‌ترین پژوهشگران موسسه امنیت ملی اسرائیل و از ژنرال‌های مطرح ارتش در نوامبر ۲۰۰۸ یعنی مدت کمی پس از طرح دکترین ضاحیه، در مقاله‌ای به ارائه راهکار برای ممانعت از جنگ سوم لبنان و یا پیروزی در آن در صورت تحقق، پرداخت. از نظر ایلاند، باید برای متحدان لبنان و از طریق آن‌ها برای دولت و مردم لبنان روشن شود که جنگ بعدی، میان این رژیم و حزب‌الله نخواهد بود بلکه این تمام لبنان است که در مقابل صهیونیست‌ها قرار می‌گیرد. چنین نبردی از نظر ایلاند منجر به نابودی ارتش لبنان، زیرساخت‌های ملی آن و رنج بسیار برای مردم این کشور خواهد شد و دیگر تصویری از مردم لبنان در حالی که ضاحیه تحت حملات رژیم صهیونیستی است اما آن‌ها به کافه‌ها و ساحل می‌روند، منتشر نخواهد شد. بعدها این راهبرد از سوی دیگر مقامات و تحلیل‌گران صهیونیست نیز تکرار شد به گونه‌ای که ایهود باراک که سابقه مسئولیت وزارت دفاع این رژیم را داراست در سال ۲۰۱۲ به صراحت، تفکیک میان حزب‌الله و لبنان در نبرد ۲۰۰۶ را خطایی استراتژیک معرفی کرد که البته ایالات متحده آمریکا عامل آن بوده است.


اما عده‌ای ادعا کردند برحسب روال معمول یا بر اساس نقشه قبلی، اسرائیل این دکترین را حداقل بصورت نسبی در جنگ ۲۰۰۸ غزه بکار برد . هیئت حقیقت‌یاب سازمان ملل درباره مناقشه غزه در سال ۲۰۰۹ چندین بار به دکترین ضاحیه اشاره کرده و آنرا ایده‌ای دانسته که به بکاربردن خرابی گسترده بخاطر بازدارندگی احتیاج داشته و "شامل بکارگیری نیروی نظامی بی‌تناسب و آسیب و خرابی گسترده به دارایی‌های غیرنظامی و زیرساختها و رنج بردن جمعیت غیرنظامی می‌شود."هیئت حقیقت‌یاب نتیجه گرفت که این دکترین طی مناقشه بکار رفته است . به‌هرحال، در اول آوریل ۲۰۱۱، یکی از مسئولین اصلی هیئت حقیقت‌یاب سازمان ملل، یعنی قاضی ریچارد گلدستون، در یاداشتی اعلام کرد که اگر دولت اسرائیل با تیم او طی تحقیقات همکاری می‌کرد، بعضی از نتیجه‌گیریهای او ممکن بود طور دیگری باشد. این یادداشت از سوی عده‌ای تعبیر به پس گرفتن گزارش و نتایج حاصله شد.


در همین راستا یک گروه مدافع حقوق بشر در اسرائیل بنام کمیته مردمی ضد شکنجه در اسرائیل (Public Committee Against Torture in Israel) در گزارش سال ۲۰۰۹ خود نوشت: "رویکرد نظامی ابراز شده در دکترین ضاحیه، با نبرد نامتقارنی سروکار دارد که در آن دشمن ارتش منظم نیست و داخل جمعیت غیرنظامی ریشه دارد؛ هدف دکترین پرهیز از جنگ چریکی طولانی مدت است. بنا به این رویکرد اسرائیل باید حجم عظیمی از نیروی نظامی را بکار ببرد که تناسبی با عملیات دشمن ندارد." گزارش ادعا می‌کند که این روش کاملاً در عملیات سرب گداخته بکار رفته است. گفتنی است این گزارش از وب سایت این گروه حذف شده است. در خصوص ابعاد حقوق بشری این دکترین، موسسه آمریکایی مطالعات فلسطین، در مقاله ای به قلم "رشید خالدی"، با ارایه مدارکی از استفاده اسراییل از این استراتژی در غزه و لبنان، این دکترین را مصداق بارز جنایات جنگی می داند.


اما نکته قابل توجه در مورد دکترین وحشیانه ضاحیه، این است که مقامات نظامی اسراییلی به هیچ عنوان منکر این شکل وحشیانه از جنایات جنگی نمی شوند. به عنوان مثال "جروزالم پست" در مقاله ای به تفصیل از این استراتژی منحصر به فرد ارتش اسراییل سخن به میان می آورد و صراحتا بیان می کند که ارتش اسراییل از این استراتژی طی نبرد های یک دهه اخیر خود بهره برده است .


آیزنکوت مبدع این استراتژی هم در رابطه با این پروتکل غیرانسانی که بر خلاف تمام قوانین جنگی است، گفته : ما 160 روستایی را که به پایگاه ارتش شیعی بدل شده‌اند، با خاک یکسان می‌کنیم و در هدف قرار دادن زیرساخت‌های ملی کشوری که در عمل توسط حزب‌الله اداره می‌شود، رحم نخواهیم کرد. این راهبرد، تصمیم احساسی یک فرمانده نیست، بلکه یک طرح مصوب است... ما لبنان را نابود می‌کنیم و از اعتراضات جهانی هم ما را بازنخواهد داشت." او همچنین درباره اتفاقی که در ضاحیه بیروت در سال ۲۰۰۶ افتاد، گفته است: "در هر روستایی  که از آن شلیکی به سمت اسرائیل بشود، ما نیروی نامتناسبی را بکار خواهیم برد که باعث خرابی و آسیب بسیار زیادی خواهد شد. از نظر ما، اینها پایگاههای نظامی هستند . این یک پیشنهاد نیست بلکه طرحی است که دستور آن داده شده است . آسیب زدن به مردم تنها راهی است که جلوی نصرالله را می‌گیرد." با توجه به اینکه محله شیعه‌نشین ضاحیه، توسط نیروی هوایی اسرائیل، طی جنگ دوم لبنان با خاک یکسان شد، یارون لاندن، روزنامه‌نگار اسرائیلی، در سال ۲۰۰۸ نوشت که این دکترین، "در گفتمان امنیتی ما تثبیت خواهد شد".ایزنکوت در بخش دیگری از مصاحبه با یدیعوت آحارونوت گفته است: «ما با وجود تلاش‌های گسترده نتوانسته‌ایم بین افراد بی‌گناه و رهبران گناه‌کار آن‌ها را از هم جدا کنیم... ما به این جمع‌بندی رسیده‌ایم که ملت‌ها در برابر اقدامات رهبرانشان مسئول هستند. در عمل، همه فلسطینی‌ها در غزه خالد مشعل، همه لبنانی‌ها نصرالله و تمام ایرانی‌ها احمدی‌نژاد هستند.»

منابع:.
1. https://www.washingtonpost.com/opinions/reconsidering-the-goldstone-report-on-israel-and-war crimes/2011/04/01/AFg111JC_story.html?utm_term=.3a7f3921f4a7

2. Eiland, Giora (2008), “The Third Lebanon War: Target Lebanon”, Strategic Assessment, Vol. 11, No. 2.

3. Sobelman, Daniel (2017), “Learning to Deter: Deterrence Failure and Success in the Israel-Hezbollah Conflict, 2006–۱۶”, International Security, Vol. 41, No. 3

4. https://www.jpost.com/Features/Front-Lines/The-Dahiya-Doctrine-Fighting-dirty-or-a-knock-out-punch

5. http://www.palestine-studies.org/jps/fulltext/186668

6. https://truthout.org/articles/the-dahiya-doctrine-state-terrorism-and-a-philosophy-of-war-crime/



دیدگاه خود را بیان کنید