پایان ۷۰۰ میلیارد دلاری لیگ خلیج فارس

پایان ۷۰۰ میلیارد دلاری لیگ خلیج فارس

بالاخره پچ پچ های محافل دیپلماتیک که از فردای رقص شمشیر ترامپ در ریاض و زورگیری 700 میلیارد دلاری او در سفر به عربستان، شروع شده بود با اطلاع رسانی رویتر، برملا گردید.

موزه خلیج فارس

ژئوپلتیک خلیج فارس

اسناد خلیج فارس

نقشه های خلیج فارس

برگزیده هفته

آمار سایت


بازدید روز

۳۲۶

بازدید دیروز

۱۵۰۳

بازدید ماه

۵۰۸۲۲

بازدید کل

۵۰۳۰۲۱۲

افراد آنلاین

۷۸

پایان ۷۰۰ میلیارد دلاری لیگ خلیج فارس

تاریخ:۱۳۹۷/۰۶/۰۱

پایان 700 میلیارد دلاری لیگ خلیج فارس

بالاخره پچ پچ های محافل دیپلماتیک که از فردای رقص شمشیر ترامپ در ریاض و زورگیری 700 میلیارد دلاری او در سفر به عربستان، شروع شده بود با اطلاع رسانی رویتر، برملا گردید. مشکلات داخلی عربستان، شکست خفت بار ریاض در مدیریت بحران های منطقه ای به ویژه یمن، سوریه و لبنان، ناتوانی در حفظ رهبری شورای همکاری و...، واشنگتن را کاملاً نسبت به صلاحیت آل سعود برای تامین منافع غرب به ویژه مشروعیت بخشی به رژیم صهیونیستی و مقابله با ج.ا.ا ناامید ساخته است لذا به جای شورای همکاری کشورهای عرب خلیج (فارس) GCC(P)، طرح جدیدی با عنوان "ائتلاف راهبردی خاورمیانه" را در دستور کار قرار داد تا خود مستقیماً رهبری دولت های وابسته را در اختیار گیرد.

طرح جدید که قرار است 20و21 مهر ماه 1397 (12و13 اکتبر 2018) در واشنگتن یا کمپ دیوید، با حضور مقامات ارشد امریکا، اردن و کشورهای عضو شورای همکاری (عربستان، کویت، عمان، قطر، بحرین و امارات) کلید بخورد، بزرگترین فرصت بهره برداری تبلیغاتی جمهوری خواهان و ترامپ برای انتخابات کنگره خواهد بود. طرح جدید، متضمن سه نکته کلیدی است:

1- از این پس حضور و مداخله امریکا در مسائل منطقه، مستقیم و بلاواسطه خواهد بود. هیچ کشوری از جمله عربستان، نقشی محوری در هیج ائتلافی نخواهد داشت و این پیام باید به وضوح توسط اروپا و چین، درک شود.

2- دولت های متمول عرب خلیج فارس، باید به طور کامل هزینه های برنامه های ابلاغی کاخ سفید را بپذیرند و در اولین فرصت، مبالغ مندرج در فاکتورهای ارسالی از واشنگتن را بپردازند.

3- جهت گیری ائتلاف جدید، جمهوری اسلامی ایران و هم پیمانان منطقه ای تهران است. دولتهای عضو ضمن تمهیداتی برای حل و فصل موضوع فلسطین (در چارچوب معامله قرن) و ایجاد روابط رسمی و علنی با رژیم صهیونیستی، باید ایران را آماج حملات سیاسی، اقتصادی، رسانه ای و اطلاعاتی خود قرار دهند. تقریباً هیچ یک از صاحب نظران و کارشناسان غربی و عربی نسبت به نتایج این طرح حتی برای امریکا، خوشبین نیستند و معتقدند؛ همچون طرح "خاورمیانه بزرگ" جرج بوش، شکست آن، حتی در کوتاه مدت قطعی است. عناوین برخی از دلائل به شرح زیر است:

1- بی خردی سیاسی و فقدان نگاه استراتژیک تیم ترامپ

2- عدم همکاری و همراهی دولتهای منطقه ای مانند ترکیه، پاکستان، مصر و...

3- نارضایتی و ناخشنودی عربستان به دلیل کنارگذاشته شدن از موقعیت راهبری

4- مقاومت تامین کنندگان مالی به دلیل خستگی از پرداخت های کلان و بی نتیجه سال های اخیر

5- عدم آمادگی افکارعمومی منطقه برای فراموشی جنایات اسرائیل و رویارویی با ایران

6- فقدان چشم اندازی برای باقی ماندن ترامپ بر سر قدرت و استمرار این سیاست در دولت های بعد

7- نامشخص بودن نتایج عملی این راهبرد در تضعیف موقعیت منطقه ای ایران

8- اختلافات تاریخی و ریشه ای بین اعضای ائتلاف از جمله بین دو مثلث موجود در شورای همکاری (عربستان، امارات و بحرین در مقابل عمان، قطر و کویت)

9- نگرانی و مخالفت سایر بازیگران بین المللی به ویژه اروپا (حتی انگلیس)، روسیه و چین از این برنامه

10- وارداتی بودن طرح و بی توجهی به ملاحظات بومی (ژئوکالچر، ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک) منطقه تنها دستاورد این طرح میتواند مشغول سازی مسئولان ج.ا.ا و تخصیص هزینه فراوان برای مقابله با آن باشد. در حالی که ظرفیت های شکست، آنقدر فراوانند که بهترین راهبرد برای ایران، تماشا و عدم واکنش جدی و البته هشیاری است.



دیدگاه خود را بیان کنید