تعاملات روس ها در سیاست بین الملل و منافع ملی ایران

تعاملات روس ها در سیاست بین الملل و منافع ملی ایران

تعاملات روس ها در سیاست بین الملل و منافع ملی ایران

موزه خلیج فارس

ژئوپلتیک خلیج فارس

اسناد خلیج فارس

نقشه های خلیج فارس

برگزیده هفته

آمار سایت


بازدید روز

۱۴۳

بازدید دیروز

۲۲۴۹

بازدید ماه

۶۱۲۴۵

بازدید کل

۴۸۴۸۷۵۰

افراد آنلاین

۱۳۷

تعاملات روس ها در سیاست بین الملل و منافع ملی ایران

تاریخ:۱۳۹۷/۰۲/۳۱

در طی روزهای اخیر از جانب برخی مقامات روس اظهاراتی بصورت مستقیم و غیر مستقیم درباره ایران اعلام گردیده که به برخی گمانه زنی ها در داخل ایران دامن زده است که گویا روسیه در حق ایران مرتکب خیانت شده است! نخستین گام برای درک شرایط جدید این است که مناسبات و روابط انسانی و احوالات حاکم بر آن از مناسبات و روابط فی مابین دولت ها و کشورها بصورت تفکیک شده می بایست مورد بررسی قرار گیرد در این راستا باید خاطر نشان کرد که بر اساس یک اصل طبیعی هر دولتی در روابط بین الملل می بایست بر طبق منافع ملی خود گام برداشته و هر آنچه را که صلاح ملت خویش ببیند پیگیری نماید و در طی تاریخ روابط دولت ها این اصل کاملا عیان و پذیرفته شده است که هیچ دولتی وظیفه ای برای احقاق حق دولت و یا ملت دیگری ندارد مگر اینکه منافعش با منافع دیگری همپوشانی داشته باشد که در این صورت تعریف نوع رابطه از حیث تاکتیکی یا استراتژیک بودن آن لازم می باشد.  بحث همراهی و همگامی ایران و روسیه در طی سالیان اخیر به ویژه در مورد سوریه بطور اخص از این منظر قابل بررسی و تامل است. جایی که هم ایران و هم روسیه بر مبنای توانایی های یکدیگر تصمیم به شکل دهی یک ائتلاف "تاکتیکی" و نه "استراتژیک" نمودند تا اهداف و منافع خویش را تعقیب کنند که اولویت اساسی هر دو نجات حکومت سوریه از چنگال پروژه "تغییر رژیم" بود. این ائتلاف با همکاری های نظامی - اطلاعاتی و امنیتی خود سبب شکست کامل  سیاست تغییر رژیم گشت و اینک دولت سوریه بیش از هر زمان دیگر کنترل غالب این کشور را بدست دارد و در طی ماه های اخیر با شکاف هایی که در میان برخی حمایت کنندگان گروه های مسلح پیش آمده نیز پیروزی های شگرفی حاصل گردید. طبیعی است که با نزدیک شدن به پایان برنامه ائتلاف و به هدف رسیدن آن شاهد ایجاد شرایطی نوین بوده و اظهارات و فرکانس هایی به گوش رسد که در طی دوران فعالیت های ائتلاف امکان پذیر نبود. پیش از این لازم است که اهداف روسیه و ایران را در جریان کارزار سوریه بررسی نماییم؛ اهداف روسیه را از این قرار می توان اعلام نمود: 1) حفظ پایگاه های هوایی و دریایی این کشور در غرب سوریه و در جوار دریایی مدیترانه 2) با توجه به حضور غرب و آمریکا در تحرکات اروپای شرقی خاصه اوکراین؛ روسها با حضور خود در سوریه و منطقه غرب آسیا برای طرف مقابل خط و نشان کشیده و این پیام را برای طرف مقابل خویش ارسال نمودند که ما هم می توانیم در منطقه حوزه نفوذ شما حضور یافته و عرض اندام داشته باشیم و نقش مهمی در شکلگیری معادلات ایفا کنیم. 3) با عنایت به حضور هزاران نفر از جهادی ها و سلفی های قفقاز در میان گروه های مسلح تروریستی در سوریه ، روسها سیاست سرکوب ایشان در ورای خاک خود را پیگیری نمودند. طبیعی است که بازگشت این شبه نظامیان به درون خاک فدراسیون روسیه و یا آسیای میانه می توانست حائز وضعیتی گردد که کنترل عواقب آن بسی هزینه بر تر از حضور میدانی در سوریه می توانست تلقی شود. 4 ) عرصه میدانی نبرد در سوریه به مثابه عرصه ای بود که در آن انواع و اقسام تجهیزات و سلاح های سنگین و فوق سنگین و انواع هواپیماهای روسیه به بوته آزمایش گذارده شود تا تجربیات لازمه در این باب فراهم گردد. اهداف ایران از حضور میدانی در سوریه؛ 1 )با توجه به پیگیری سیاست "تغییر رژیم" علیه سوریه از جانب طرف های غربی و برخی رژیم های مرتجع منطقه ای ، در صورت فروپاشی دمشق و نابودی ساختار حکومت سوریه این کشور مضمحل شده و مبدل به کانون حضور انواع و اقسام تروریست ها از اقصی نقاط جهان می گردید و موج شکل گرفته که سلفی گری ضد تشیع و ایرانیت شاخصه اصلی آن می باشد سنگر به سنگر به پیش میرفت تا نهایتا به ایران می رسید بنابراین لازم بود که ایران بر مبنای منافع ملی خود در برابر این جریان با نهایت توان ایستادگی نماید. 2 ) گسترش عمق استراتژیک ایران تا دریای مدیترانه و اشراف بر حوزه ای وسیع تر از جغرافیایی سیاسی خود که این نکته سبب افزایش توانایی و دایره عملکرد ایران و بالطبع مبدل به قدرت منطقه ای شدن ایران متصور می شد. ائتلاف تاکتیکی ایران و روسیه بدین جهت موفق گردید که از توانایی هر دو بال آن بهره مند بود در واقع ایرانی ها و روسها حوزه نبرد را مابین خود تقسیم نمودند ؛ روسها آسمان سوریه را حوزه فعالیت خود قلمداد کردند و ایران هم از طریق تجهیز و سازماندهی نیروهای پیاده کف میدان جنگ را. این نکته بر هیچ کارشناس جنگ سوریه پوشیده نیست که اگر یکی از دو بال فوق به هر دلیلی از انجام مسئولیتی که برایش تعریف شده بود عدول می کرد بطور حتم پیروزی بزرگ این ائتلاف و به عبارتی شکست پروژه تغییر رژیم سوریه تحقق نمی یافت. در حقیقت در تمامی نبردهایی که منتج به پیروزی گردید حضور میدانی، تنگاتنگ با هماهنگی فراوان دو جناح ائتلاف کاملا مشهود بود. با عنایت به اینکه هدف غایی ائتلاف تحقق یافته باید این نکته مهم را در نظر داشت که از این پس سوریه عرصه چالش مابین ایران و روسیه خواهد شد زیرا که پروژه های عظیم و سودآور در دست دولت سوریه قرار دارد و طبعا این دولت ، ایران و روسیه را در درجه نخست و اولویت خود برای بازسازی این کشور می بیند. بی راه نیست که اعلام نماییم که عرصه کنونی عرصه برداشت است برداشت زحمات و هزینه هایی که در طی سالیان اخیر صورت گرفته و حال فضا و زمان برای کسب منافع اقتصادی فرا رسیده است. در همین راستا روسها ایران را به عنوان رقیب عمده خود برای تصاحب پروژه های بزرگ سوریه خواهند دید ضمن اینکه در طی ماه های اخیر و با مسجل شدن پیروزی ائتلاف، آمریکا و مخصوصا اسرائیل به موسکو برای خارج کردن ایران از خاک سوریه فشارهای مضاعفی وارد آورده اند. بنابراین کاملا طبیعی است که روسها در این برهه زمانی حساس بدنبال کسب امتیاز از تمامی طرف ها باشند. اظهار نظرات مقامات روس درباره ایران و در طی روزهای اخیر از این قرار می باشد : 1 ) پوتین در دیدار با بشار اسد اعلام کرد که نیروهای خارجی باید خاک سوریه را ترک نمایند. 2) سرگی ریابکوف معاون وزیر خارجه روسیه از قول وی نقل شده بود حفظ برجام بدون اینکه ایران امتیازات جدیدی بدهد امکان پذیر نیست ( که البته بعدا از جانب وی تصحیح گردید و اعلام شد که خطای ترجمه از جانب خبرگزاری اینترفکس بوده) 3) اظهارات الکساندر لاورنتیف نماینده ویژه پوتین در سوریه مبنی بر اینکه بیانیه پوتین در خصوص خروج نیروهای خارجی از سوریه به نیروهای آمریکا، ایران، ترکیه و حزب‌الله مربوط می‌شود.  4) اظهار نظر سرگی لاوروف وزیرخارجه روسیه در آرژانتین مبنی بر اینکه امیدواریم تصمیم ترامپ در خروج از برجام ربطی به برنامه‌ریزی حمله به تهران نداشته باشد. روسیه همواره بدنبال بهره برداری از کارت ایران در مناسبات بین الملل بوده و اینک هم با نام ایران بدنبال بازی کردن با طرف های غربی و آمریکایی است. فراموش نباید کرد که این کشور خود با چالش های عظیمی در روابط با غرب روبروست که شامل بسته ای از تحریم هاو فشارهای سیاسی و اقتصادی می باشد. در ارتباط با بحث توافق هسته ای ایران که اخیرا آمریکا از آن خارج شد، روسها همواره خود را حامی و پشتیبان آن اعلام کرده اند هر چند در استراتژی کلان روسیه از دید ژئوپلتیک ایران، این توافق در مسیر هموارسازی و نزدیکی روابط بین ایران و غرب مخصوصا ایالات متحده قابل تفسیر بود بنابراین بر هم خوردن آن از جانب آمریکا به مثابه یک رویداد مثبت برای روسها تلقی می شود. ضمن اینکه اینک با توجه به اینکه ایران بدلیل برنامه موشکی و حضور منطقه ای زیر هجمه وسیع از جانب آمریکا و طرف های اروپایی قرار گرفته ؛ روسها را به این صرافت انداخته که گویا می توان از ایران هم امتیازاتی اخذ نمود! که طبعا حساسیت ها و واکنش های ایران و عدم خشنودی از این نوع دیدگاه های روسیه می بایست بدون فوت وقت به اطلاع ایشان رسیده شود که در غیر اینصورت و عدم دریافت پاسخ، به تعبیری کرنش ایران قلمداد خواهد شد. نکته ای که در محافل رسانه ای کشور و تحلیل هایی که حول محور روابط ایران و روسیه همواره مورد توجه بوده احساس توام با تردید و دودلی نسبت به روسیه بوده و اینکه این کشور روزی ایران را خواهد فروخت و یا اینکه پشت ایران را خالی خواهد کرد. همانطور که پیشتر اعلام گردید در مناسبات بین الملل اصل بر منافع ملی است ،به هر روی حس تردید برخی ایرانیان نسبت به روسیه با توجه به نوع رفتار این کشور در بزنگاه های تاریخی قابل تامل می باشد. ولیکن در دوران امروز الگوی رابطه ایران - روسیه ورای الگوهای پیشین است و روس ها دیگر توانایی دیکته کردن نظریات خود به ایران را ندارند مخصوصا پیرامون حضور میدانی ایران در سوریه که ایشان نیز از این حضور منتفع شدند. لازم به ذکر است که ایران پیشتر از روسیه و نه به درخواست روسها وارد عرصه کارزار سوریه گردید و اتفاقا ورود روسها به این کارزار با مشاورت و گفتگو با ایران تحقق یافت و در این راستا جلسات متعددی در سطوح مختلف مابین ایران و روسیه برگزار شد من جمله دیدار سردار قاسم سلیمانی و ولادیمیر پوتین و سپس روس ها بصورت مستقیم وارد این نبرد شدند. طبعا ضربات بسیار مهلکی در طی سالیان اخیر بر  پیکره ارتش سوریه وارد آمده و این ارتش بدون حمایت های هم پیمانان خود تا حداقل میان مدت در عرصه زمینی تا حدود بسیاری شکننده خواهد بود و احتمال این خواهد رفت که سلسله تحرکاتی در جهت حمایت از گروه های مخالف صورت گرفته و برخی مناطق مجددا از کنترل دولت مرکزی خارج شود. با این اوصاف بدلیل خلاء موجود و ضعفی که نیروهای ارتش سوریه برای کنترل بر مناطق تسلط یافته خواهند داشت مخصوصا از حیث نیروی انسانی زبده، باقی ماندن نیروهایی که ایران در سازماندهی آنها نقش تعیین کننده ای داشته اجتناب ناپذیر خواهد بود. بطور حتم روسها به خوبی می دانند که با اظهار نظرات اخیر ایشان هیچ یک از طرف های خارجی اعم از همراه دولت سوریه و مخالفانش ترتیب اثری نخواهند گذاشت ولیکن این سیاست را به مثابه فرکانسی نوین در مناسبات خود با موسکو ارزیابی خواهند نمود. در واقع هر یک از طرف های منازعه هرازگاهی سعی می کنند تا از طریق ارسال فرکانس هایی جانب مقابل را از طریق بررسی واکنش مورد سنجش و ارزیابی قرار دهند و از این طریق سیاستگذاری های خود را به پیش برند. در این راستا رسانه‌های ترکیه از اقدام فرانسه در استقرار واحدهای جدید تانک در سوریه در حمایت از کردهای این کشور خبر دادند و بهرام قاسمی سخنگوی وزارت امور خارجه ایران نیز اعلام کرد که "حضور ایران در سوریه بنا به دعوت دولت سوریه انجام شده وهدف مبارزه با تروریسم است، تا زمانیکه نیاز باشد و دولت سوریه بخواهد ایران درسوریه خواهد ماند و کسی نمی‌تواند ایران را مجبور به کاری کند. ایران کشوری مستقل است که سیاست‌های خود را بر اساس منافع ملی خود در منطقه و جهان تعیین می‌کند." روسها در مواجه با غرب و آمریکا دارای خواسته هایی هستند از جمله دست کشیدن از سیاست اعمال تحریم و فشار جهت بازگرداندن شبه جزیره کریمه به اوکراین و به تبع آن پذیرش رسمی الحاق این جزیره به خاک فدراسیون روسیه و پایان سیاست گسترش ناتو به سمت شرق و طبعا این خواسته های روسیه توسط هیچ یک از قدرت های غربی و در هیچ دولتی قابل پذیرش و تجدید نظر نخواهد بود و اگر ما اروپای شرقی را به عنوان گسل ژئوپلیتیکی مابین غرب و روسیه در نظر بگیریم این گسل همواره دارای استعداد فعال شدن می باشد. نکت قابل توجه دیگر این است که روسیه هیچگاه خواهان به صدا درآمدن ناقوس جنگ برای همسایگانش نیست چه گرجستان چه اوکراین و چه  ایران چون می داند بر هم خوردن توازن قوا در جوار این کشور بدون دخالت عناصر غربی ممکن پذیر نبوده و لاجرم روند تغییرات می تواند سبب روی کار آمدن عناصر وابسته به غرب و ایالات متحده گردد و کاملا مبرهن است که این رویداد از جانب کرملین به مثابه چالشی ژئوپلیتیکی تلقی خواهد شد. روسها به دلیل اینکه در مناسبات بین الملل دارای یک شریک قابل اعتماد و اتکایی نیستند با توجه به فشارهایی که از جانب غرب و آمریکا همواره بر ایشان اعمال می گردد ( که آخرین مورد آن مربوط به جریان سوء قصد به جان جاسوس سابق روس سرگی اسکریپال و چالش های دیپلماتیک متعاقب آن بود) مجبور هستند که به ایران بسان متحدی حداقل در میان مدت بنگرند، ایرانی که باید پابرجا باشد و اما نه ایران قوی و صاحب قدرتی منطقه ای.


دیدگاه خود را بیان کنید