چالش بر سر توافق هسته ای ایران سرفصل جدایی دو سوی آتلانتیک

چالش بر سر توافق هسته ای ایران سرفصل جدایی دو سوی آتلانتیک

چالش بر سر توافق هسته ای ایران سرفصل جدایی دو سوی آتلانتیک

موزه خلیج فارس

ژئوپلتیک خلیج فارس

اسناد خلیج فارس

نقشه های خلیج فارس

برگزیده هفته

آمار سایت


بازدید روز

۱۶۱

بازدید دیروز

۲۲۴۹

بازدید ماه

۶۱۲۶۳

بازدید کل

۴۸۴۸۷۶۸

افراد آنلاین

۱۴۰

چالش بر سر توافق هسته ای ایران سرفصل جدایی دو سوی آتلانتیک

تاریخ:۱۳۹۷/۰۲/۲۳

چالش بر سر توافق هسته ای ایران سرفصل جدایی دو سوی آتلانتیک

نویسنده: مسعود رضایی

بیش از سه سال از زمان اعلام رسمی نظر ترامپ (در دوران کارزار انتخابات ریاست جمهوری آمریکا) درباره بد بودن توافق هسته ای ایران می گذرد و بالاخره نامبرده در هیات رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا این کشور را از برجام خارج نمود تا صفحه جدیدی در مناسبات بین المللی باز شود مسلما این اقدام ترامپ با توجه به تمامی گزارشات آژانس بین المللی انرژی اتمی که حاکی از پایبند بودن ایران به تمامی تعهدات خویش در توافق بود به عنوان یک مسئله مهم در تاریخ سالهای آغازین قرن بیست و یکم ثبت و ضبط خواهد شد جایی که کشوری تنها بدلیل داشتن حداکثر توانایی بازدارنده در ابعاد سیاسی،نظامی و اقتصادی این حق را برای خود متصور می شود که بدون هیچ گونه نگرانی بابت خلف وعده از امضای خود عدول کند و جهان را وارد چالش عظیم نماید. تا پیش از این رویداد تمامی مساعی ایالات متحده پسا جنگ بین المللی دوم همواره بر این نکته مهم استوار بود که بر مبنای هر امری در روابط بین الملل دست به ائتلاف های بین المللی بزنند برفرض ائتلاف مبارزه با داعش برهبری آمریکا یا ائتلاف برهبری آمریکا علیه صدام یا تروریسم و البته مهمتر از همه برای ما ایرانیان ائتلاف جهانی جهت اعمال تحریم های سنگین بدلیل برنامه هسته ای ایران بود.

این امر الگوی غالب سیاست خارجه آمریکا در ادوار مختلف بوده و کارکردش به این جهت می باشد که تجاوز و تحرکات این کشور باچاشنی و همراهی بین المللی منظور گردد تا اثرات سوء حقوقی و اخلاقی آن تا جای ممکن دامن این کشور را فرا نگیرد. با این تفاسیر حرکت ترامپ مبنی بر خروج یکجانبه از توافق هسته ای ایران آن هم بدلایل ناموجه به عنوان نخستین حرکت عمده سیاست خارجه آمریکا مدنظر قرار می گیرد که در آن شاهد هیچ گونه ائتلاف جهانی یا بین المللی نبودیم که سهل است این اقدام با اعتراض و ناخشنودی شرکای آمریکا در اتحادیه اروپا مواجه گردید و صرفا دو رژیم عربستان و اسرائیل از آن پشتیبانی نمودند. البته ترامپ پیشتر در جریان خروج آمریکا از توافقنامه اقلیمی پاریس نشان داده بود که پشیزی برای معاهدات بین المللی قائل نیست و سلسله اظهارات وی در آغاز ریاست جمهوری اش در بی اهمیت جلوه دادن سازمان ناتو و بعدتر درخواست هزینه کردن بیشتر سایر شرکای اروپایی در این نهاد نظامی به همراه بحث پیرامون اعمال تعرفه بر واردات فولاد سبب نارضایتی های وسیع گردیده بود. ترامپ به شدت دارای ذهنیتی اقتصادی است و این سخن که وی یک "بیزینسمن حرفه ای" است سخن کاملا دقیقی می باشد. برای فردی با چنین مقیاس شخصیت کسب سود بیشتر بر هر چیزی رجحان دارد و در اساس ائتلاف های بین المللی اگر در این راستا و کسب سود بیشتر نباشد حائز اهمیت نیست. عمده مخالفت وی با توافق هسته ای ایران (جدای ازینکه وی تاکنون به تمامیت میراث باراک اوباما چنگ انداخته ) همواره بر حول محور پول می چرخیدن  و وی بارها اعلام کرده بود که برجام از این روی بد است که به ایران 150 میلیارد دلار پول سرازیر کرد. ترامپ در آمریکا باچالش های فراوانی درگیر است من جمله داغ بودن بحث دخالت روسیه به نفع وی در انتخابات سال 2016 و البته سلسله مسائل غیر اخلاقی مرتبط با وی که سبب می گردد موقعیت وی در آینده سیاسی آمریکا متزلزل باشد و طبیعی است که این مسائل انگیزه وی را در زمینه رشد هرچه بیشتر اقتصادی در آمریکا ترغیب کند و تا جاییکه آخرین آمار اعلام شده نرخ بیکاری در زمان وی در طی 17 سال اخیر به پائین ترین حد خود رسیده است. این مهم میسر نشده مگر از طریق دوشیدن دولت های عربی و عدول از توافقات بین المللی اقتصادی که آمریکا پیشتر نسبت بدان ها متعهد بود.

در واقع ترامپ با شعار معروفش تحت عنوان "اول آمریکا" سبب رنجش خاطر دولت های دوست این کشور شده است و در این بین کشورهایی که امنیت خویش را وابسته و پیوسته به ایالات متحده می دانند چاره ای جز تمکین به خواست های غیر معقول و غیر منطقه ای وی ندارند که در این بین واضح ترین نمونه عربستان سعودی می باشد. در بیش از یک سال اخیر دولت های دوست ایالات متحده سعی نمودند که با سلسله اقدامات غیر متعارف ترامپ کج دار و مریض کنار بیایند تا شاید وی در انتخابات سال 2020 توسط حزب دموکرات به زیر کشیده شود. با یک بررسی اجمالی پیرامون نوع برخورد این دول در ارتباط با عملکرد ترامپ می توان به این نتیجه رسید که مسئله خروج یک جانبه وی از برجام به عنوان یک توهین به ویژه برای دوستان اروپایی آمریکا تلقی شده است و در طی روزهای اخیر شاهد واکنش های منفی بسیاری در سطوح عالی و دیپلماتیک این دولت ها بودیم. طبعا سطح روابط اقتصادی اتحادیه اروپا با ایران قابل قیاس با ایالات متحده نیست اما مسئله اصلی باز می گردد به نوع برخورد ترامپ با این دولت ها تا جاییکه برای مناسبات اقتصادی ایشان نیز تعیین تکلیف می کند و طبعا در صورت تحقق بی قید و شرط این امر باید شاهد بدعتی نوین در مناسبات اروپا و آمریکا باشیم. در واقع تا پیش ازین رویداد آمریکا همواره در هر زمینه ای با توجه به جایگاه اروپا و منافعش و از طریق ایجاد ائتلاف های بین المللی اقدام می نمود اما در مورد اخیر آمریکای دوران ترامپ کاملا عریان و بی پرده از اتحادیه اروپا می خواهد که منافع خود را صرفا با منافع آمریکا گره زند و در غیر اینصورت با عواقب آن که تحریم شرکت ها و کمپانی هایش می باشد مواجه خواهد گردید و این چیزی نیست جز لکه دار شدن استقلال این کنفدراسیون غربی با عنایت به اینکه عدول یکجانبه از توافق هسته ای ایران طبعا اولین و آخرین مورد از این دست نخواهد بود و تکرار این وضعیت سبب خواهد شد که (در صورت عدم واکنش) موضع اتحادیه اروپا در حد "پی گیر" و زیر بیرق بودن" آمریکا تعبیر و تفسیر شود و این به هیچ روی مطلوب نظر غرب نخواهد بود. از طرفی ایران نیز با تمام قوا خواسته های غیر منطقی و قلدرمابانه ترامپ را رد کرده و سخن از هرگونه مذاکره مجدد را بی اهمیت جلوه نموده است که طبعا در غیر این صورت و وارد شدن به سیکل مذاکراتی که چنین نتایجی در بر داشته باشد بیش از پیش استقلال و حیثیت خود را زیر سوال خواهد برد چه این مذاکرات در ادامه توانمندی های دفاعی ایران را در تیررس خود قرار خواهد داد و البته باید توجه داشت که در صورت بروز نشانه های ضعف از جانب کشورمان این مسئله سبب گستاخی های بیشتر خواهد بود و نباید از این نکته غافل شد که دائره مذاکرات می تواند بسیار وسیع تر گردیده و حتی مقولاتی نظیر جزایر سه گانه را هم شامل شود...

با توجه به اعلام نارضایتی اتحادیه اروپا از شرایط فعلی و نوع برخورد ترامپ با برجام می بایست ایران با فشار دیپلماتیک خود بروی این اتحادیه جهت استیفای حق خود در توافق هسته ای اقدام کرده و در همین راستا نیز تمامی مساعی خود را بکار گیرد. خروج ترامپ از توافق هسته ای ایران در آینده نه چندان دور نتایج مهم خود را بروز خواهد داد که یا سبب هر چه بیشتر شدن شکاف در دوسوی آتلانتیک خواهد شد و یا اینکه ایالات متحده قادر خواهد بود اروپا را هر چه بیشتر تحت انقیاد خود در آورد و نظام تک قطبی مورد نظر خویش را به جهان القا کند.



دیدگاه خود را بیان کنید