اعتراض ایران به جعل نام خلیج فارس در رسانه های فرانسه
دکتر سيد محمد حسين طباطبايي رايزن فرهنگي ايران در اعتراض نامه رسمي خود خطاب به برخي از جرايد و رسانه هاي فرانسوي ، ضمن بيان مستندات تاريخي و علمي نام خليج فارس بر ضرورت کاربرد صحيح و قانوني اسامي خاص، بر اساس نص صريح حقوق بين الملل، تاکيد کرده است.
متن اين نامه که در آستانه انتخابات رياست جمهوري براي اين رسانه ها ارسال شده و به تازگي در اختيار ايرنا قرار گرفته ، به اين شرح است : از چندي پيش موج تازه اي از اخبار و اطلاعات پيرامون جمهوري اسلامي ايران جريان يافته است که بي گمان در آستانه برگزاري دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ايران از زمان استقرار جمهوريت در ايران گسترش چشمگير خواهد يافت. بي آنکه بخواهم درباره محتواي اين اخبار و اطلاعات که جهت گيري هايي به منظور تاثيرگذاري بر افکار عمومي در آن نمودار است، قضاوتي سياسي ارائه دهم ، به عنوان رايزن فرهنگي سفارت جمهوري اسلامي ايران در فرانسه وظيفه خود مي دانم نام حقيقي و قانوني حوزه دريايي واقع در جنوب ايران را به شما يادآور شوم.
از بيش از 2500 سال پيش تاکنون ، همين که امپراتوري پارس (ايران) توسط هخامنشيان در سال 539 پيش از ميلاد مسيح بنياد گرديد، حوزه دريايي واقع در جنوب امپراتوري، پارس يا فارس نام گذاري شد. چندين دريا و اقيانوس، از جمله اقيانوس هند، درياي خزر، درياي سياه، درياي مديترانه و درياي سرخ در مجاورت امپراتوري ايران قرار داشتند. در اين ميان نزديکترين دريا به پرسپوليس، پايتخت ايران، درياي جنوبي آن بود، که به همين جهت خليج فارس نام گرفت. درواقع، طرح ها و برنامه هايي که درآن زمان توسط ايران در خليج فارس تحقق يافت به مراتب مهمتر از ديگر درياهاي همجوار بوده است.
در آن روزگار، هيچ کشوري بجز ايران در حاشيه خليج فارس قرار نداشت. در نتيجه اين راه دريايي ، مرکزي ارتباطي به شمار مي رفت، نه تنها با دنياي خارج، بلکه همچنين با بخش هاي گوناگون امپراتوري پهناور ايران که در چار چوب "پکس پرسيکانا" (صلح پارسي) يا به اصطلاح امروزي "پکس ايرانيکا" (صلح ايراني) نظام و قانون خود را در بطن گهواره باستاني تمدن بشري دست کم به مدت ده قرن بر قرار کرده بود. لوح سنگي (کتيبه) که داريوش کبير پس ازحفرآبراهه هاي (کانال) مشهور ميان درياي سرخ و رود نيل در سال 517 پيش از ميلاد مسيح برجاي گذاشته و بر روي آن به خط ميخي "درياي پارس" حک شده است، يکي از نخستين اسناد رسمي مربوط به نام گذاري خليج فارس به شمار مي رود که برمبناي آن اسناد بيشماري به زبان ها و متون گوناگون نگارش يافته است.
در همه کتابها و تاليفات و نقشه هاي جغرافي قديم يوناني، لاتين و رومي همواره واژه بنيادي وگواهي شده "فارس" و مشتقات آن را براي ناميدن خليج واقع در جنوب ايران باز مي يابيم. بدينسان اصطلاحاتي چون "سينوس پرسيکوس"، "ماره پرسيکوم"(درياي پارس)، "آکواريوم پرسيکوت"(حوزه آبي پارس) ، از سوي مورخان و جغرافي دانان مشهوري چون استرابون به کار رفته است. استرابون در کتاب خود "جغرافي"؛ 18،5،2،از ديدگاه جغرافي ،خليج فارس و خليج عربي را از يکديگر متمايز مي سازد. خليج عربي به اسم درياي اريتره يا درياي سرخ نيز نامگذاري شده است. براي تاکيد و تاييد سخنم از شما دعوت مي کنم به معتبرترين چاپ انگليسي اثر استرابون تحت عنوان "جغرافياي استرابو" ترجمه جونز مراجعه کنيد که در سال 1916در هشت جلد توسط بنگاه انتشاراتي ويليام هاينمان در لندن انتشار يافته است. مي توانيد به ويژه به جلد اول، صفحه467، وهمچنين به جلد هفتم، به نقشه آسيا که در صفحه 374 ضميمه است مراجعه کنيد.
در کتاب بطلميوس تحت عنوان "آرين" نيز، درلشگرکشي هاي اسکندر، کتاب هفتم، فصل اول، چنين آمده است: "اسکندر در بازگشت به پرسپوليس به فکر افتاد از خليج فارس و به ويژه مصب رود دجله و فرات ديدن کند".
" کنت کورس"، مورخ مشهور لاتيني را هم به خصوص در نظر داشته باشيد که در اثر خود موسوم به " تاريخ اسکندر" مشتمل بر ده کتاب ،به عنوان مثال ، در کتاب پنجم، فصل 3 ، هنگاميکه پهنرود دجله را مجسم مي کند، با زبان لطيف و شيرين لاتيني مخصوص به خودش که عاميانه است تصريح مي کند که "رود دجله لغزان وارد درياي پارس مي شود"
آثار بسياري ديگر از مشاهير تاريخ و جغرافيا را نيز مي توانيم ذکر کنيم که از خليج فارس سخن مي گويند و با اين ترتيب شما نخواهيد توانست همچنان وانمود کنيد که از اينهمه منابع اطلاع نداريد. پس از ورود اسلام به صحنه جهان، درهمه اسناد و مدارک اسلامي که به زبان عربي، فارسي يا ترکي مخصوص به هر ملت و ناحيه اي نگارش يافته است، عبارت خليج فارس را باز مي يابيم، مانند "البحر الفارس" که در ترجمه تحت الفظي "درياي فارس" معني مي دهد يا "الخليج الفارس"،"خليج فارس".
در اين خصوص، همه دانشمندان مسلمان، مورخان، جغرافي دانان، شاعران، نويسندگان،مکتشفين و پژوهشگران هم آوا هستند واصطلاح ديگري بجز "خليج فارس" در انديشه آنان راه نيافته است.شخصيت ها يي چون الحمزاني، ابن مسعودي، بيروني، قزويني، استخري و...نام خليج فارس را به کار برده اند.
بدينسان عبارت "خليج فارس" همواره تنها نامي بوده که به درياي جنوب ايران اطلاق شده است. هم ميهن شما شواليه شاردن نيزدر سفر نامه خود به سرزمين پارس از نام خليج فارس استفاده کرده است، همانند ويکتور-آدلف مالت-برن پاريسي، فرزند بنيانگذار "شرکت جغرافي پاريس" که در اثر جاودانه خود موسوم به "چکيده جغرافياي جهاني " درباره عربستان چنين مي نويسد: "امارت مستقل سحر به سوي دماغه موساندون، مشرف بر مدخل خليج فارس، پيش رفته است " (جلد سوم، 1811، صفحه 207 )
سازمان ملل متحد نيز به نوبه خود چندين باربطور رسمي ضرورت به کار بردن عبارت " خليج فارس" را يادآور شده است. اين سازمان در چندين بخشنامه اي که تحت عنوان : " استعمال عبارت خليج فارس" انتشار داده است دستور مي دهد که در تنظيم کليه اسناد و در تمامي انتشارات و اعلاميه ها و سخنراني ها از نام حقيقي و قانوني خليج فارس استفاده شود . آخرين دستوري که بدين منظور نگارش يافته است مورخ 14 مه 1999 ميباشد (سند پيوست). در پايان، مايلم از شما درخواست کنم که در احترام به اصول حفاظت از ميراث مشترک بشريت، استفاده صحيح و قانوني اسامي خاص را رعايت فرمائيد. پيدايش واحدهاي جديد دولتي در جنوب خليج فارس از ده ها سال پيش به هيچ روي نميتواند يک روش انحرافي غير قابل پذيرش را موجه گرداند. هرگونه نام گذاري جعلي و نادرست بايد همچون آسيبي به حقوق بين الملل تلقي گردد، زيرا در حقوق بين الملل، تحريف نام هاي اماکن جغرافيايي به شدت محکوم شده است.